ناطق نوری؛ وحدت آفرین یا شکاف افزا   

چندی پیش دوست عزیزم یزدانپناه که با یکدیگر اختلاف فکری زیادی داریم، خواست مطلبی درباره احتمال حضور مجدد ناطق نوری در مکانیسم انتخاباتی اصولگرایان بنویسم.

اگرچه تلقی من این است طرح چنین موضوعاتی می تواند برای تعرض به انتخاب مجدد احمدی نژاد باشد، اما از واقعیت نیز نمی توان صرف نظر کرد؛ علی الخصوص که زمزمه هایی نیز از برخی برای دعوت از ناطق نوری برای نامزدی در انتخابات شنیده می شود. آنچه در ادامه مطلب آمده یادداشتی است که در کارگزاران چاپ شده و به نوعی سعی کرده ام در پاراگراف آخر یادآوری کنم که در شرایط باقی ماندن کدورت های موجود حضور او تنها شکاف افزاست.


شرط بازگشت ناطق نوری

حجت الاسلام و المسلمین علی اکبر ناطق نوری یکی از چهره هایی است که خود بخشی از تاریخ انقلاب اسلامی است. او که اینک 65 سال سن دارد اما به واسطه التزامش به ورزش همچنان شاداب و پرتوان ظاهر می گردد، به واسطه اعتمادهایی که امام خمینی (ره) و رهبر فرزانه انقلاب به او داشته اند و جملاتی که در توصیفش گفته اند یکی از ثقه های نیروهای انقلابی است. اما آنچه بیش از هر چیز او را متمایز می کند توان ویژه اش در وحدت آفرینی و کاستن از تشنجات است. درست در روزهایی که انتظار می رفت با ریاست او بر مجلس پنجم و در فضایی که رقیب انتخاباتیش بر کرسی ریاست جمهوری نشسته بود، شاهد تشنجات مکرر در مجلس شورای اسلامی و در مناسبات میان دو قوه مجریه و مقننه باشیم، جمهوری اسلامی توانست یکی از کم تنش ترین دوره های مجلس خود را تجربه کند. این ادعا بدین مفهوم نیست که از برخی تنش ها همچون استیضاح عبدالله نوری و مهاجرانی صرف نظر کنیم، اما چنین همراهی برای پیشبرد نظام که در آن دوره تجربه شد را حتی در دوران همسویی مجلس ششم با دولت خاتمی و مجلس هفتم با دولت احمدی نژاد شاهد نبوده ایم.

همین قابلیت بود که در شرایط خاص اصولگرایان پس از دوم خرداد و نیز واگذاری مجلس به یاران خاتمی، توان وحدت آفرینی ناطق نوری بار دیگر درخشید و تمام کسانی را که در دایره بزرگ اصولگرایی می گنجیدند کنار یکدیگر جمع نمود. در این میان نمی توان از نقش فعال برخی دیگر از عناصر موثر اصولگرایان چشم پوشی نمود اما بی شک نقش ناطق نوری منحصر به خود او بود. او دارای چند مشخصه ویژه بود، نخست آنکه دانش آموخته حوزه و دانشگاه بود و از این رو زبان سخن با حوزویان و دانشگاهیان را به تفکیک می شناخت و توانست اعتماد هر دو قشر را میان اصولگرایان به خوبی جلب نماید. از دیگر سو او به دلیل نزدیک بودن به امام و رهبری و توان مدیریتیش در هماهنگ سازی سلیقه ها به نوعی فصل الخطاب اختلافات قرار می گرفت. اما ناطق نوری وجه دیگری هم داشت و آن اعتدال بود. ناطق نوری که در سال 1377 فریاد "بیم تکرار مشروطه" را در مسجد ارک تهران سر داد، امروز از "بیم گسترش خرافه" سخن می گوید. او تلاش نموده است حد اعتدال را در چهارچوب قیود اصولگرایی حفظ نماید و البته این به ریزش برخی افراطیون در مقاطعی نیز منتهی شد که حضور او را با چنین مواضعی در راس اصولگرایان بر نمی تابیدند.

این ریزش از انشعاب برخی از "شورای هماهنگی نیروهای انقلاب" آغاز شد که بیشترین نمود را در انتخابات ریاست جمهوری 1384 به نمایش گذاشت. گروهی که تحت هر شرایطی به دنبال آمدن قالیباف بودند تمام تار و پود های وحدت میان اصولگرایان را که در سالهای قبل تنیده شده بود درهم نوردیدند و البته نتیجه چیزی شد که نه آنها تصورش را داشتند و نه حامیان لاریجانی به رهبری ناطق نوری!

اگرچه آن رفتار موجب کناره گیری ناطق نوری از "ریش سفیدی" میان اصولگرایان شد و حتی سبب گردید دورانی او تهران را ترک کرده و در نور اقامت گزیند اما اینک بیش از 3 سال از آن تاریخ می گذرد و همه متفق القول هستند که اگر وحدت در بین اصولگرایان پدید آید، امکان دستاوردی عظیم تر در انتخابات 1388 فراهم است و اگر تفرقه حاکم باشد شاید روزگار بازگشت گروهی باشد که دورانی به "دوم خرداد" شناخته می شدند. علی الخصوص که در انتخابات مجلس هشتم با پدید آمدن یک انسجام نسبی به کوشش برخی یاران ناطق نوری نشان داد که همچنان گفتمان اصولگرایی ظرفیت تجمیع همه وفاداران خود به جز قلیلی از تندرو ها را دارد و این تجربه شاید در پر رنگ شدن فعالیت های ناطق نوری در ایام پس از انتخابات مجلس هشتم چندان بی تاثیر نبوده است.

ناطق نوری بی شک همچنان یکی از اصلی ترین گزینه های برای مدیریت این وحدت آفرینی است اما آنچه مسلم است مهم تر از فرد در این میان مکانیسم وحدت آفرینی است. چیزی که انتخابات های گذشته اثبات کرده است در هر زمان نیاز به قالب جدیدی دارد و بی شک حضور ناطق نوری می تواند در تعیین یک قالب وحدت آفرین نیز مثمر ثمر باشد.

مشهور است که ناطق نوری سالى سه بار پاى پیاده از کوه هاى جماران تا شهر نور در استان مازندران سفر مى کند و زمان زیادی را در دل طبیعت به سر می برد. بی شک این حضور در دل طبیعت می تواند اندیشه های نابی را برای مدل وحدت آفرینی به ذهن او متبادر سازد.

اما طرح نام این وحدت آفرین یک پاشنه آشیل نیز به همراه دارد، زنده شدن برخی کدورت های کهنه و رقابت های نیمه فراموش شده داخلی؛ تنها در صورت فراموش کردن زخم های کهنه است که بازگشت ناطق می تواند به توفیق نائل گردد، وگرنه شاید حضور او اولین گام در ایجاد شکاف میان حامیان قالیباف، احمدی نژاد و دیگر اصولگرایان باشد

متن کامل
۱۳۸٧/٧/٢۸ - محمد مهدی اسلامی