چراغ قوه بر زیرزمین می تابد   

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی همواره برایم جذابیتی خاص داشت، هم شیوه تشکیلش و هم انحلالش و هم بقایش (چه جناح چپ با اسم سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران و چه جناح های دیگرش با اسامی ... ) . در این باره هم زیاد مطالعه کرده ام و هم زیاد مصاحبه و گاهی نیز مقاله هایی نوشته ام. این مصاحبه ها و مقاله ها هم اغلب برایم دردسر ساز بوده است. یادم هست در یک ویژه نامه ای که در روزنامه ای برای بزرگداشت یکی از شهدا منتشر شده بود به همت یکی از دوستان چند مصاحبه هم چاپ کردیم که نگاهی هم به سازمان داشت، آن بنده خدا که از کار بر کنار شد هیچ نزدیک بود مدیر مسئول هم تغییر کند. ( البته من به صورت افتخاری همکاری کرده بودم و نمی توانستند مرا اخراج کنند)

این دو خبر برای من که اینقدر به مواضع و تاریخ این تشکل نیمه علنی حساسم، خیلی خیلی هیجان بر انگیز بود: ۱- بيانيه سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران در باره اتحاد ملي، انسجام اسلامي که بی بی سی برای آن این تیتر را انتخاب کرده: هشدار مجاهدين انقلاب درباره سال اتحاد ملی ۲ - انتشار کتاب ؛سازمان مجاهدين انقلاب از تاسيس تا انحلال ؛

نمی دانم درست فکر می کنم یا نه ولی گویا همانقدر که دیگران درباره این سازمان توهم توطئه دارند  این سازمان هم درباره دیگران چنین توهمی دارند.

یادم هست آنروز که برای مصاحبه با بهزاد نبوی رفته بودم کیفم را در اتاق مصاحبه  جا گذاشتم، سر کوچه فهمیدم و پیش خودم گفتم با آن نگاه امنیتی تا الان فکر کرده اند بمب است و از پنجره بیرون انداخته اند و لب تاپم ... ولی شکر خدا به موقع رسیدم. به هر حال قبل از آنکه خود سازمان دست به کار شود و تاریخچه خود را منتشر کند آقای حسینیان و مجموعه اش چراغ قوه ای بر این محفل سری انداخته اند: از ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۵ البته پیش از این هم کتابهایی همچون شنود اشباح چنین تلاشی داشتند.

اما هیجانات ادامه دارد: سيد هاشم هدايتي، عضو شورای مرکزی سازمان نیز  مسوول تنظيم كتاب تاريخچه ای شده که گفته از يك سال گذشته آنرا آغاز کرده و  به احتمال زياد تا پايان سال 86 به اتمام خواهد رسيد.

هیجان زیاد برای سلامتی انسان خوب نیست؛ فعلا بس است.

متن کامل
۱۳۸٦/۱/٢٥ - محمد مهدی اسلامی