نگاهی به کارنامه سیاسی شهید قدوسی   

شاید چندان تصادفی نباشد که در فاصله یک هفته از انفجار هشتم شهریور و شهادت شهیدان رجایی و باهنر، در در لحظاتی که پرده های ابهام کنار زده می شد و خط نفوذ در نخست وزیری در حالی شناسایی بود، آیت الله علی قدوسی به شهادت می رسد.


شهید آیت الله علی قدوسی اگرچه یکی از تاثیرگذارترین چهره های انقلاب بوده است، اما غالبا مورد غفلت رسانه ها و مسئولین قرار گرفته است و نهایتا به نقش علمی ایشان در تاسیس مدرسه حقانی و ... اشاره می گردد. این در حالی است که او یکی از اصلی ترین چهره ها در مبارزه با خط نفاق بود و در تثبیت انقلاب نقش اساسی ایفا نمود.

وی که در سال 1306 به دنیا آمده بود، دورس حوزوی را نهاوند آغاز کرد و با مهاجرت به قم به سطوح عالی آن دست یافت.  درس خارج را نزد آیت‌الله بروجردی و امام‌خمینی و درس فلسفه را نزد علامه طباطبایی فرا گرفت و پس از چندی با دختر علامه طباطبایی ازدواج کرد.

قدوسی در 1341 به درجه اجتهاد رسید و به تدریس در حوزه علمیه قم مشغول شد. او با آغاز فعالیت فدائیان اسلام به صف مبارزین این گروه پیوست و در جریان نهضت ملی شدن صنعت نفت در مخالفت با حزب توده فعالیت زیادی داشت، اما پس از شکست نهضت ملی و پیروزی کودتاچیان 28 مرداد 1332 و تا شروع نهضت امام خمینی در 1341، مشغول تکمیل دروس حوزوی بود. در 1343 با همکاری چند تن از فضلای حوزه علمیه قم از جمله مقام معظم رهبری، مرحوم آیت‌الله ربانی شیرازی و شهید دکتر بهشتی تشکلی را برای تحرک هر چه بیشتر حوزه علمیه بوجود آورد. سازمان ظاهرش علنی بود اما بنیانش تشکیلاتی بود در جهت تاسیس حکومت اسلامی در قیام امام‌خمینی (ره). این تشکل در 1345 توسط ساواک شناسایی و بسیاری از روحانیون فعال آن از جمله خود شهید قدوسی دستگیر و به زندان قزل قلعه انتقال یافت. قدوسی در مرداد سال بعد و پس از آزادی از زندان، مدیریت مدرسه حقانی را بر عهده گرفت.

در طول سالهای فعالیت وی، مدرسه حقانی به مرکزی برای مبارزه با شاه تبدیل شد و بسیاری از شاگردان آن به زندان افتاده و یا فراری و تبعید شدند.

شهید قدوسی در کنار مدرسه حقانی، مدرسه علمیه‌ای نیز به نام «مکتب توحید» ـ مختص خواهران و تربیت مبلغان زن ـ تأسیس کرد.  او در مبارزات مخفی نیز فعالیت های گسترده ای داشت که کمتر به آن پرداخته شده است؛ از جمله هدایت نیروهای انقلابی در ارتش همچون سپبهد قرنی و تیمسار زمانی که تاثیر گسترده ای بر روند پیروزی انقلاب و ساماندهی ارتش پس از پیروزی داشت.

وی پس از پیروزی انقلاب به فرمان امام‌خمینی (ره)، مسئولیت دادستانی کل انقلاب را پذیرفت و با‌ آن که بیمار بود و همواره از ناحیه کبد رنج می‌برد، در انجام وظائف کوتاهی نکرد. یکی از سخت‌ترین مسائل روزهای انقلاب، مسائل دادگاه‌ها بود. کارهای انقلابی وسیعی که انجام می‌شد می‌طلبید که دادگاه منظم انقلابی وجود داشته باشد. آیت‌الله قدوسی ایثار کرد و موقعیت عظیم علمی و سوابق خود را در اختیار و در خدمت انقلاب قرار داد. بی‌نظمی حاکم با قدرت مدیریتی ایشان سامان پیدا کرد و نظم دادگاه‌های انقلاب مرهون تلاش شخص آیت‌الله قدوسی بود، او که برای کارهایش حساب دقیقه ها را هم نگه می داشت. آقای هاشمی رفسنجانی درباره شهید قدوسی گفته است:

" یک خصوصیت بارز ایشان نظم و قاطعیت بود، در بین همه ما ایشان زبانزد بود به نظم و قاطعیت و به همین دلیل ما برای ایشان مدیریتی قائل بودیم و کارهایی که در آن روزها احتیاج به مدیریت قاطعی داشت به ایشان سپرده می شد و به همین دلیل هم ایشان را مسؤول محاکمات آن زمان کردند. درابتدا ایشان را مسؤول زندانی های بازداشتی از رژیم قبل که در روزهای اول انقلاب خیلی بی نظم بود، کردند و این کار برای این انجام شد که بشود به آن جا نظمی داد."

یکی از اصلی ترین فعالیت های او در مبارزه با گروهک های مسلح پس از پیروزی انقلاب بود، او به همراه یارانی همچون شهید آیت الله دکتر بهشتی و شهید لاجوردی توانستند در گام هایی منطقی در برابر جریان های برانداز بایستند. از آن جمله می توان به اطلاعیه 10 ماده ای که با امضای شهید قدوسی منتشر شد اشاره نمود. بر اساس این اطلاعیه که در 19 فروردین 1360 منتشر شد، انتشار روزنامه بدون مجوز وزارت ارشاد، انجام متینگ بدون مجوز وزارت کشور، مسلح بودن احزاب و گروه های مسلح غیر رسمی و ... ممنوع اعلام شد و متذکر گردیده بود که احزاب مخالف می توانند در صورت زمین گذاشتن اسلحه و روی آوردن به مبارزات سیاسی در چهارچوب قانون اساسی و در صورتی که اقدامات آنها متضمن جرم دیگری همچون دروغ، تهمت و تحریک نباشد آزادانه به فعالیت بپردازند.

بعد از این اطلاعیه و مقاومت سازمان منافقین در تحویل سلاح بود که اهداف شوم آنها علنی شد و به مرور نقاب از چهره آنها فرو افتاد و سرانجام پس از آخرین اخطار شهید قدوسی برای تحویل سلاح در 14 خرداد و اقدام برای خلع سلاح آنان بود که سازمان منافقین تصمیم به جنگ مسلحانه گرفت.

اما اقدام شهید برای شناسایی و دستگیری عوامل نفوذی منافقین در ارگانهای نظام که منتهی به شهادت افرادی همچون شهدای حزب جمهوری اسلامی، دفتر نخست وزیری و ... شده بود، صبر منافقین داخلی و حمایتگران خارجی آنها را لبریز کرد. پس از آغاز شناسایی خط جنازه ساز برای کشمیری در جریان انفجار هشتم شهریور و برخورد با افراد غیر مسئولی که خود سرانه در حال رسیدگی به پرونده بودند؛ محمد فخارزاده کرمانی عضو نفوذی منافقین در دادستانی دستور انفجار دفتر آیت الله قدوسی را دریافت کرد و با کار گذاشتن بمبی قوی در اتاق زیرین دفتر کار آیت الله قدوسی او را به شهادت رساند. او پیش از این فرزند خود را نیز در راه حفظ نظام و با خیانت های بنی صدر در راه آرمانهایش اهدا نموده بود. او که در آن زمان جزو دانشجویان برجسته مشهد بود که در زمره‌ پیشتازان جنگ تحمیلی قرار گرفت و در هویزه به شهادت رسید و پیکرش نیز هیچگاه پیدا نشد. وقتی خبر شهادت ایشان را به قدوسی دادند، همه متاثر شدند اما شهید قدوسی خم به ابرو نیاورد و به گونه‌ای عمل کرد تا عواطف پدرانه‌ خود را بروز ندهد و تنها خواست که اگر پیکر این شهید پیدا شد، به ایشان خبر دهند.

آیت الله قدوسی اما پس از یک عمر مبارزه و پس از سی و یک ماه خدمت خود نیز به فیض عظمای شهادت نایل آمد . اما م خمینی ره در پیام خویش فرمودند : " این جانب سالیان طولانی از نزدیک با او سابقه داشتم و آن بزرگوار را به تقوا و حسن عمل و استقامت و مقاومت و تعهد در راه هدف می شناختم . شهادت بر او مبارک باد ! وفود الی الله و خروج از ظلمات به سوی نور بر او ارزانی باد. راهی است که باید پیمود و سفری است که باید رفت. چه بهتر که در حال خدمت به اسلام و ملت شریف اسلامی شربت شهادت نوشید و با سرافرازی به لقاء الله رسید و این همان است که اولیای معظم حق تعالی که آرزوی آن را می کردند و از خدای بزرگ در مناجات خود طلب می کردند دست یافت."

متن کامل
۱۳۸٧/٦/۱٦ - محمد مهدی اسلامی