آغاز وبلاگی دیگر   

سلام

اولین وبلاگم را در روزهای او ج وبلاگ نویسی آغاز کردم اما از بهار ۸۲ به علت مشغله های کاری دیگر نرسیدم منظم آنرا به روز کنم. http://mmislamy.persianblog.ir

مدتی است به فکرم رسیده است که وبلاگی برای انتشار مقالاتی که برای رسانه های مختلف نوشته ام راه بیاندازم که امیدوارم این وبلاگ را بتوانم به موقع به روز کنم.

خوشحال می شوم مرا از نظرات خود بی بهره نگذارید.

برای شروع گفتم یک مقاله قدیمی تر را بیاورم. مقاله ای که متاسفانه تاثیر خود را نگذاشت؛ این مقاله را برای شرق نوشتم http://www.sharghnewspaper.com/841126/html/polit.htm

رنگ باختن اتحاد اصولگرايان
در پى مقاومت آهنين فداييان اسلام در مقابل اختناق و اسلام ستيزى رژيم منحوس پهلوى دست نشاندگان استكبار ناگزير گشتند در برابر غيرت اسلامى اين گروه سر تعظيم فرود آورند تا جايى كه بر حسب نقل تاريخ محمدرضا شاه براى شهيد نواب صفوى از طريق وزير دربار پيغام فرستاد «نظر شما بر نخست وزيرى چه كسى است؟»و تلاش نمود خود را تا حدودى با خواسته هاى اين غيور مردان هماهنگ كند.۱اما روى ديگر سكه اين پيغام تلاش رژيم شاه براى ايجاد شكاف در ميان مبارزين بود تا وحدت فداييان اسلام، آيت الله كاشانى و مصدق شكسته شود. در نهايت اين خدعه و ديگر تلاش هاى عوامل آمريكا موثر افتاد و اين اتحاد كه راه را براى سرنگونى رژيم پهلوى باز كرده بود به شكست انجاميد. نواب صفوى را كه نامش لرزه بر اندام جلادان شاه مى افتاد در دوران مصدق به زندان افكندند و در پى كودتاى ۲۸ مرداد ۳۲ در ميان عموم مردم آنها كه حماسه ملى شدن صنعت نفت را پياده كردند نگاهى پديد آمد كه دعوا بر سر پست و مقام بوده است و حمايت مردمى از پشت مبارزين برداشته شد. مصدق به زندان افتاد، نواب به شهادت رسيد و آيت الله كاشانى با دخالت آيت الله بروجردى از اعدام نجات يافت.اگرچه عوامل متعدد در شكست اين اتحاد اثر داشت اما در اين نوشته بيشتر تاكيد بر تلاش هاى دشمن است در شكستن اتحاد مبارزين آن زمان كه به زندانى كردن شهيد نواب صفوى به دست فردى كه در مبارزه با شاه با او زمانى هم مسير بوده انجاميد و راه را براى به شهادت رساندن شهيدان فداييان اسلام توسط رژيم منحوس پهلوى فراهم ساخت.اصولگرايان در يك وحدت كم سابقه توفيق جلب راى مردم را در شوراها و مجلس شوراى اسلامى يافتند و اگرچه در رياست جمهورى به وحدت بر يك نامزد نرسيدند اما همچنان در شعارها و آرمان ها متحد ماندند و در نهايت فردى به رياست جمهورى رسيد كه در ليست اصولگرايان بود.نظريه اى مشهور از تكرار تاريخ مى گويد اما اصولگرايان مى توانند با تدبير و دورانديشى از تكرار تاريخ جلوگيرى كنند.
... اين روزها شاهد اتفاقاتى هستيم كه بى شك اگر در دولت پيش رخ مى داد برخى كه امروز به حمايت از احمدى نژاد سكوت كرده اند ساكت نمى نشستند. نمايش برخى فيلم ها در سينماها كه حتى در دولت پيشين كه سخن از تساهل و تسامح بود عرصه نمايش نيافتند، حضور زنان ايرانى در مسابقات با پوششى نامناسب و... اگرچه منجر به اعتراض هاى منسجم نگرديد، اما باعث ريزش اعتماد متدينين به اصولگرايان شده است و در تمام اين اتفاقات غيرمنتظره مى توان احتمال دخالت دستانى را داد كه به وحدت اصولگرايان تمايل ندارند.از سوى ديگر شكاف روزافزون ميان اصولگرايان كه ناشى از اعتراض به برخى انتصاب ها و مشهود تر شدن اختلاف سليقه ها در مرحله اجرا است اتحاد اصولگرايان را نشانه گرفته است. به نظر مى رسد در صورت ادامه اين روند اين اتحاد به واسطه تلاش دشمنان نظام و اشتباهات اصولگرايان به انزجار مردم از اصولگرايان و كينه افروزى ميان متحدين بدل شود و اميد مردم به امكان اصلاح مشكلات به نااميدى تبديل و آنچه بر سر اميد مردم در دوم خرداد آمد بار ديگر تكرار شود.
پى نوشت:
۱- نشريه ذكر، شماره،۲ خاطرات حبيب الله عسگراولادى
متن کامل
۱۳۸٥/۱٢/٢۱ - محمد مهدی اسلامی