14 مارس ايراني   

در 14 فوريه سال 2005 ميلادى سازمان سيا و موساد با هدف راه اندازى انقلاب سرو(Cedar Revolution) در لبنان ترور رفيق حريرى را برنامه ريزى و اجرا نمودند.هدف اين برنامه تحديد قدرت حزب الله و ايجاد انقلابى رنگين در بيروت بود.پس از ترور حريرى ، جريان 14 مارس در جهت بازتعريف پازلهاى سياسى لبنان به سود سياستهاى سلطه طلبانه واشنگتن و تل آويو تقابل خود با حزب الله را پررنگ تر نمود.سمير جعجع ،فواد سينيوره،سعدحريرى و وليد جنبلاط جملگى به مهره هاى خطرناکى تبديل شدند که سوداى حذف حزب الله را در سر داشتند.وقوع جنگ 33 روزه و شکست خفت بار رژيم صهيونيستى و ايالات متحده آمريکا از رزمندگان حزب الله حقيقت شکست ناپذيرى سيد حسن نصرالله و همرزمانش را بر همگان اثبات نمود.از اين پس جريان 8 مارس با روحيه اى مضاعف و شاکله اى کاملا پويا به صحنه سياسى لبنان بازگشت.
کاخ سفيد که شکست در برابر حزب الله را به هيچ عنوان پيش بينى نمى نمود،سعى کرد بارديگر “انقلاب سرو”در بيروت را راه اندازى نمايد.در اين راستا سمير جعجع و سعد حريرى از جريان 14 مارس سعى کردند تحصن مردم لبنان و طرفداران جريان 8 مارس در برابر دفتر رياست جمهورى فواد سينيوره را به آشوب کشانده و از طريق مداخله نيروهاى مسلح بسترسازى لازم را جهت دخالت ايالات متحده آمريکا و فرانسه فراهم نمايند.اما درايت سيد حسن نصرالله و ميشل عون مانع از تحقق اهداف شوم آنها شد.

***

بر حسب اتفاق انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي نيز مصادف شده است با 14 مارس 2008! يعني 3 سال پس از تشكيل جبهه شومي كه در اين مدت لبنان را به محلي براي نزاعهاي داخلي تبديل ساخته است و يكي از تاريك ترين دوره هاي تاريخ لبنان را رقم زده است.
 يكي از اصلاح طلبان در مصاحبه اي گفته بود مطمئن باشيد همانطور كه در انتخابات شوراها حزب اعتماد ملي با ديگر اصلاح طلبان ائتلاف كرد در انتخابات پيش رو نيز چنين خواهد بود و اصلاح طلبان به ائتلاف خواهند رسيد و اين هياهو تنها براي كسب سهم بيشتر است.
دبيركل جبهه پيروان خط امام و رهبري نيز به اصولگرايان يادآوري نموده بود كه اصولگرايان پيشتر چنان سعه صدري نشان دادند كه ظرفيت پذيرش نيروهايي از جناح مقابل را نيز پيدا نمودند و به تعبيري غيرمستقيم به آن دسته از اصولگرايان كه ساز جدايي مي زنند تذكر داده بود كه اصولگرايي واقعي ظرفيتي بيش از اين دارد.
بي شك در صورتي كه اصولگرايان بتوانند اتحادي راسخ همچون ياران حزب الله لبنان تشكيل دهند؛ اين مرحله نيز به سلامت خواهد گذشت و اگر با تفرقه اجازه تشكيل جريان 14 مارس ايراني را مهيا سازند دورنماي نگران كننده اي پيش رو خواهد بود. فراموش نكنيم كه مغز اصلاح طلبان دستور تسخير مجلس هشتم براي تغييرات در دولت و باز پس گيري اين دو قوه را صادر نموده است. گروهي كه اين روزها همچون 14 مارس لبناني رسما از حمايت اسرائيل و آمريكا برخوردار گرديده است.

* اين مطلب را هم براي رجانيوز نوشته ام كه چون طولاني بود در وبلاگ نمي آورم:

بازخواني پرونده 4 متهم به جاسوسي/1
 پيدايي تا فرجام سيكوي منافقين

متن کامل
۱۳۸٦/٩/٢٩ - محمد مهدی اسلامی

   قتلهای زنجیره ای ۲ و قطعه هاي پازل كميته ايكس   

عيسي سحرخيز را بيشتر با گفته هاي افراطيش مي شناسند تا آنجا كه بسياري بر اين باورند كه ميان سحرخيز و پيك نت رابطه اي برقرار است. پيك نت را اگر نمي شناسيد مي توانم از زبان يكي از همكلاسيانم كه به شدت گرايش به سازمان مجاهدين انقلاب دارد معرفي كنم: اينها فكر كرده اند هرچه تيترهاي درشت تر بزنند مردم بيشتر باور مي كنند، دروغهايشان را بيشتر به عنوان سرگرمي مي خوانم و تفريح مي كنم.
عيسي سحرخيز سوابق درخشان! ديگري نيز دارد كه به وقتي ديگر وا مي نهيم.
او در نوشته اي كه در سايت روزنامه نگاران زنجيره اي متواري منتشر كرده است، مدعي فعال شدن "جوخه هاي ترور" طي سه چهار ماه گذشته! و تكرار قتلهاي زنجيره اي شده است.
او از انتشار ايميلها و نامه هايي خبر داده است كه همزمان با نهمين سالگرد شهادت! قربانيان قتل هاي زنجيره اي، چون ‏شريف، مختاري، پوينده و... است و درباره شكل گيري ‏مجدد باندهايي چون محفل ترور سعيد امامي هشدار داده است.
اگرچه همچنان نقاط تاريك بسياري در پرونده قتلهاي زنجيره اي باقي مانده كه دولت گذشته نگذاشت آشكار گردد و از جمله اينكه چگونه ممكن است دو عنصر كاملا متضاد و رقيب همچون امامي و كاظمي با يكديگر در اين پرونده همداستان شده اند اما در اين مجال از واكاوي آن نيز مي گذريم؛ اما آنچه غيرقابل انكار است در آن پروژه كساني حضور داشتند كه عكسشان در كنار خاتمي و در داخل ضريح امام خميني (به عنوان محارمي كه در كنار او قرار گرفته بودند) پيشتر منتشر شده بود. به عبارت ديگر قتل هاي زنجيره اي بي شك پروژه اي انحرافي برا فشل كردن يكي از اركان امنيتي نظام بود تا گامهاي بعدي پروژه يلتسين سازي آنها پس از اتمام دوره پروژه گورباچوف سازي به اجرا گذاشته شود و بتوانند در غياب نهادهايي همچون وزارت اطلاعات و نيروي انتظامي (پس از 18 تير) و ... كار خويش پيش برند.
اما شايعه سازي درباره تكرار اين قتلها به چه منظوري است؟
بي شك نور افكندن بر تاريكخانه كميته X كه از چهره هاي كارآمد در عرصه جنگ رواني تشكيل شده است كاري بس دشوار است، اما با در كنار هم قرار دادن اين پروژه،‌ پروژه شايعه سازي انتقال نامه محرمانه حزب اعتماد ملي به حزب مشاركت ، تلاش ناكام براي آشوب در دانشگاه تهران در چندين نوبت با عناصري تندرو كه ريشه در پژاك داشته اند و... آيا نمي توان قطعه هاي بعدي پازل آنها را حدس زد؟

* یکی از دوستان یک پیام زیبا و تامل برانگیز برایم فرستاده بود،‌ "مسلم در کوفه مشغول تدارک سپاه حسين است اي دل توچه ميکني؟ ميماني يا ميروي؟" پاسخ ما چیست؟
 

متن کامل
۱۳۸٦/٩/٢٤ - محمد مهدی اسلامی

   جنبش دانشجويي، خفته يا بيدار   

"جنبش دانشجويى - يا به همان تعبير درست‌تر: بيدارى دانشجويى - چيز جديدى نيست؛ يك چيز مخصوص ايران هم نيست؛ چون همان‌طور كه گفتيم، متعلّق به محيط دانشگاه است. اين بيدارى، خصوصياتى دارد؛ انگيزه‌هايى در آن هست و نتايجى بر آن مترتّب مى‌شود. اگر اين خصوصيات را درست بشناسيم، مى‌تواند به‌عنوان يك منبع غنى و سرشار و فيّاض براى آن كشور و آن محيط و آن جامعه به‌كار گرفته شود؛ اما اگر درست شناسايى نشود، ممكن است تضييع شود."
این جملات بخشی از سخنان پر شور رهبر انقلاب در آذرماه سال 1378 بود، زمانی که در میان جمع مشتاق دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف به بیان ويژگيهاى حركت دانشجويى از قبل از انقلاب تا اوان انقلاب و ضرورتهای حرکتهای آینده پرداختند.
یکی از مهمترین تاکیدات ایشان در بخش بخش آن سخنان ارزشمند، توجه گروه های دانشجویی به این امر بود که بازیچه گروه های سیاسی قرار نگیرند و نگذارند دانشگاه حیاط خلوت احزاب گردد.
ایشان در فرازی دیگر از این سخنان فرمودند: " اگر آرمانگرايى، به بيزارى از آرمانها تبديل شود... اگر آن حالت صفا و خلوص، به حالت معامله‌گرى و به بازيهاى متداول سياسى تبديل شد - كه آدمهايى كه سنّى از آنها گذشته، اين بازيها را مى‌شناسند؛ اما آن جوانى كه تازه وارد ميدان مى‌شود، خيال مى‌كند كه اينها كارهاى جديدى است و كسى هم نمى‌فهمد؛ نه، كارهاى دستمالى‌شده‌ى كهنه است؛ كارهاى احزابِ قدرت‌طلبِ پوسيده‌ى اين‌طورى است - ديگر آن نخواهد بود...يكى ديگر از آفات مهمّ جنبش دانشجويى، سطحى شدن است... يكى ديگر از آفات، به دام احزاب و گروهها افتادن است؛ كه اين را قبلاً هم گفتم. مواظب باشيد، اختاپوس خطرناك احزاب و گروههاى مختلف به سراغتان نيايد و شما را به دام نيندازد. "
رهبر فرزانه انقلاب در آن سخنان که اندکی پس از غائله 18 تیر ایراد می شد به وضوح راه نجات جنبش دانشجویی را فاصله گرفتن از احزاب قدرت طلب و پیمودن آرمانهای حقیقی خود يعنى عدالت طلبی، آزادى خواهی و دنبال عزّت اجتماعى و سرآمد شدن ملى در جهان ترسیم فرمودند.
امروز آن آرمانها در بخش های گسترده ای از جنبش دانشجویی کشور متبلور است؛ آشکارا صدای عدالت طلبی و آزادی خواهی از دانشگاه ها شنیده می شود و جهاد و نو اندیشی علمی در دستور کار دانشجویان قرار گرفته است؛ اگرچه همچنان با نقطه ایده آل فاصله ها دارد اما گویا همین نیز مطلوب توطئه آفرینان نیست.

در هفته گذشته و در آستانه روز دانشجو، محمد قوچانی یکی از فعال ترین روزنامه نگاران روزنامه های زنجیره ای در یادداشتی با عنوان "شورش پسران بر پدران"، جنبش دانشجویی را نماد توسعه نیافتگی دانست و سرنوشت محتوم  این جنبش را مرگ توصیف کرد و با این جمله نوشته خود را پایان برد که "جنبش دانشجویی مرد، زنده باد دانشگاه"
او پس از آنکه 4 سال پیش حجاریان جنبش دانشجويي در زمان حال را فاقد كاركرد دانست، مدعی مرگ جنبش دانشجویی شد و تکمله بر نظریه استاد خود زد تا از همراهی احساسات دانشجویان در دوران خود تشکر کرده باشد. جالب تر آنکه او در این نوشته خواستار فاصله گرفتن دانشجویان از سیاست شد و دانشگاه را مکان خوبی برای رشد سیاسی دانشجویان ندانسته و نوشت: اگر دانشجویی بخواهد به صورت حرفه ای در سیاست دخالت کند به جای جنبش دانشجویی وارد احزاب سیاسی شود و سپس مراتب ترقی را در آن حزب سیاسی طی کند و آنگاه وارد پارلمان و دولت شود و این همان راهی است که امروزه در جهان توسعه یافته به آن عمل می شود.
"جنبش دانشجویی مرد، زنده باد دانشگاه" او نه از آن روست که جنبش دانشجویی امروز خفته باشد که بیداری امروز دانشجویان در گذشته کم سابقه است، او را فاصله گرفتن دانشجویان از جنجال آفرینی های روزنامه های زنجیره ای آشفته ساخته است و این خود نوید بخش حرکت صحیح جنبش دانشجویی است. شعار او در قاموس ما اینگونه ترجمه می گردد "جنبش دانشجویی بیدار است، زنده باد دانشگاه اسلامی"

متن کامل
۱۳۸٦/٩/۱٦ - محمد مهدی اسلامی

   سخنی سربسته با نمایندگان به مناسبت روز مجلس   

از اولین مجلس شورای اسلامی رسم بر آن بوده است که مجالس با پیام رهبری آغاز به کار نمایند؛ پیامی که به تعبیری مانیفست آن مجلس محسوب می گردیده است. رهبر معظم انقلاب در تاریخ ششم خرداد 1383با صدور پیامی به نمایندگان مجلس هفتم در آغاز به کارشان، آنها را به چند موضوع به عنوان ضرورتهای کاری در این دوره راهنمایی کردند که برخی از اهم نکات آن بدین شرح است:
1- نمايندگى در مجلس، حضور در عرصه‌ى خدمتگزارى به مردم است... به شرط الزامى آن‌كه غفلت نورزيدن از وظيفه‌ى خدمتگزارى است پايبند بمانيد.
2- تعهدى كه از اين گزينش بر ذمه‌ى شما است، در اصول قانون اساسى و بويژه در سوگند نمايندگى بروشنى تبيين شده است. به اهميت و عمق و ابعاد اين سوگند در همه حال پايبند باشيد.
3- مردم هميشه طرفدار نمايندگانى با ايمان، خدمتگزار، عدالتخواه، امين، و تلاشگر در راه عزت و استقلال كشورند، و در هر دوره كسانى را كه داراى اين ويژگيها دانسته‌اند، به نمايندگى برگزيده‌اند. به اعتماد مردم ارج نهيد و از اين ويژگيها در مجلس، پاسدارى كنيد.
4- هر گفتار و كردارى در مجلس كه به فرسايش نظام بينجامد؛ مردم را از كارگشائى نمايندگان خود نوميد و در راست‌گوئى آنان به ترديد افكند؛ بيگمان در سمتى مخالف با وظيفه‌ى نمايندگى است. نماينده‌ى مجلس در اين صورت، وكيلى بى‌موكل و نشسته بر اريكه‌ئى ناسزاوار است.
هشتم خرداد ماه امسال که نمایندگان این مجلس برای آخرین سال خدمت معظم له رفته بودند، ایشان با ابراز رضایت کلی از مجلس و بیان نقاط قوت آن و بر شمردن این نکته كه «در مورد اين دوره‌ى از مجلس اين حقير مى‌توانم عرض بكنم و جمعبندى‌اى كه تا امروز از اين مجلس، به نظر من مجلس خوبيست و جزو دوره‌هاى خوب مجلس محسوب مى‌شود» ، نکاتی را نیز تذکر فرمودند: « اين يك‌سال آخر هم باز با چشم بر هم زدنى خواهد گذشت. براى ما چه مى‌ماند؟ كارى كه در اين يك سال انجام بدهيم ... در اين يك سال خيلى كارهاى بزرگى مى‌شود انجام داد... سال آخر يكى از سالهاى امتحان است... نبايد فكر كنيم كه چون ما نماينده‌ى فلان شهر يا فلان استانيم، مرتب بايستى براى آن شهر يا استان امتياز بگيريم. اين يك ميدانِ رقابتِ غلط و بى‌برنامه و نادرستى است كه تبعات بدى هم دارد... شما نماينده‌ى همه‌ى ملت ايرانيد. شأن مجلس هم قانونگذارى است، نه گرفتن تسهيلات و كمكهاى عمرانى و غيره براى آن منطقه‌ى خود ... اين حالت گاهى در سال آخر تشديد مى‌شود؛ حالا ما اين را بى‌رودربايستى به شما عرض بكنيم؛ مراقب باشيد. بنابراين سال آخر، سال امتحان الهى است. هميشه اين‌طور بوده، حالا هم همين‌طور است. مراقب باشيد.»
سخنان رهبری ابعاد دیگری نیز همچون ضرورت تعامل مناسب با دولت و ... داشت که در رسانه ها به میزان کافی بدان پرداخته شد، اما به نظر می رسد این فراز اخیر این روزها مبتلابه تر است.
سخن با دوستان اصولگرا سربسته می گوییم؛ این سخنان را مرور کنید و همچنین تیترهای سایت های خبری را: « آخرین روزهای پارلمان و بحران حدنصاب» ، « مجلس بدون عدد آغاز به کار کرد» ، « چرا مجلس به حد نصاب نرسید؟» ، «غيبت نمايندگان جلسات مجلس را پي درپي تعطيل مي کند» ، «روزهاي سرد پارلمان» و ...

*این مطلب در شماره ۵۳۹ هفته نامه شما درج گردیده است

متن کامل
۱۳۸٦/٩/۱۱ - محمد مهدی اسلامی

   مثلث وزارت اطلاعات، شیخ ساده لوح و قوه قضائیه   

یک مطلب تاریخی:


روزهای آخر دولت خاتمی سپری می شد که کتابی جنجالی دربرابر خوانندگان قرار گرفت: «خاطره ها» که بررسی خاطرات محمدی ری شهری می پرداخت.
در فصلی از این کتاب به تشكيل دادگاه ويژه پس از يك مورد تخلف اشاره شده بود که حضرت آيت الله خامنه اي (رییس جمهور وقت) با امام خميني (ره) در اين باره صحبت مي كند و ايشان مي فرمايد كه بارها به آقاي اردبيلي (رییس قوه قضائیه وقت) گفته ام كه اين دادگاه را تشكيل بدهند اما نداده اند. اكنون تشكيل بدهيد و آقاي ري شهري هم اداره آن را در اختيار داشته باشد.
وي در این کتاب توضيح مي دهد كه منتظري سخت مخالف تشكيل دادگاه ويژه بود. وي در اين باره نامه اي هم به امام نوشت كه امام درخواست وي را رد كرد. ري شهري فصلي را به رد گفته هاي منتظري در باره دادگاه ويژه اختصاص داده بود.
این کتاب یادآور کتاب پیشین وی بود، «خاطرات سیاسی» که به خاطرات محمد محمدي ري شهري در طول دوره تصدي وزارت اطلاعات پرداخته است . وي در اين كتاب به ماجراي باند مهدي هاشمي و پي آمدهاي اين قضيه به صورت مبسوط پرداخته است.
واقعه مهدي هاشمي با تمام ويژگيهاي تلخ و جانكاهش، حكم محكي كارآمد براي تشخيص سره و ناسره را داشته است . اگر چه اين رخداد، نقطه عطفي در نگرش به فردي معين و مقامي مشخص همچون قائم مقام رهبري بود، نبايد در همين حد محدود شود. اين واقعه تجسم درس هايي عميق و تجربه هايي گرانبهاست كه مي بايد به تكرار و تداوم در ذهن همه افراد جاري شود زيرا اين حوادث براي خردمندان عبرت آور است .
اين مجموعه براساس اسناد و خاطرات مضبوط شخصي در طول سال هاي 1366 - 1365 پرونده مهدي هاشمي و همكاران او، اسناد ساواك، خاطرات و گفته هاي چند تن از مسئولان كشور و ... تهيه شده و توسط آقاي عاطفي بازنويسي شده بود.
در این کتاب نیز این مثلث به خوبی مشهود بود. یک سو وزارت اطلاعات که خواستار برخورد با مهدی هاشمی و باند وی بود، در ضلع دوم فردی قرار داشت که به واسطه وابستگی هاشمی به او و باتوجه به نفوذ بالایش خواستار پایان بخشیدن به پرونده بود و حتی در این راستا کلاس درس خود را تعطیل کرد. ضلع سوم قوه قضائیه بود که در تلاش برای مصالحه و جلوگیری از دلخوری ضلع دوم بود.
حضرت امام پس از اصرار منتظری بر حمایت از فردی که وزارت اطلاعات جرمش را محرز دانسته بود و منتظری با فشار نمی گذاشت عادلانه در دستگاه قضایی با آن برخورد شود چنین فرمودند: « شما در اکثر نامه ها و صحبت ها و موضع گیری هایتان نشان دادید که معتقدید لیبرال ها و منافقین باید بر کشور حکومت کنند....می بینید که چه خدمت ارزنده ای به استکبار کرده اید .... در مسئله مهدي هاشمي قاتل ، شمااو را از همه متدينين متدينتر مي دانستيد و با اينكه برايتان ثابت شده بود كه او قاتل است مرتب پيغام مي داديد كه او را نكشيد. از قضاياي مثل قضيه مهدي هاشمي كه بسيار است و من حال بازگو كردن تمامي آنها را ندارم . شما از اين پس وكيل من نمي باشيد ... سعی کنید افراد بیت خود را عوض کنید تا سهم مبارک امام زمان (ع)بر حلقوم منافقین و گروه مهدی هاشمی و لیبرال ها نرود .... از آنجا که ساده لوح هستيد و سريعاً تحريک مي شويد در هيچ کار سياسي دخالت نکنيد، شايد خدا از سر تقصيرات شما بگذرد... ديگر نه براي من نامه بنويسيد و نه اجازه دهيد منافقين هر چه اسرار مملكت است را به راديوهاي بيگانه دهند... تاريخ اسلام پر است از خيانت بزرگانش به اسلام ؛ سعي كنند تحت تاثير دروغهاي ديكته شده كه اين روزها راديوهاي بيگانه آن را با شوق وشور و شعف پخش مي كنند نگردند. از خدا مي خواهم كه به پدر پير مردم عزيز ايران صبر و تحمل عطا فرمايد و او را بخشيده و از اين دنيا ببرد تا طعم تلخ خيانت دوستان رابيش از اين نچشد."
پی نوشت:
* مهدي هاشمي برادر داماد منتظری از جمله افرادي بود كه پيش از انقلاب به اتهام معاونت در قتل آقاي شمس آبادي دستگير ومحكوم گرديد. او پس از پيروزي انقلاب از زندان آزاد شد و به مسئوليتهاي مهمي نيز گمارده شد؛ اما بزودي چهره واقعي خود را نشان داد و با شركت در چند فقره جنايت و اعمال خلاف قانون از سوي دادگاه محاكمه و به اعدام محكوم شد و حكم درباره او به اجرا درآمد.

 

 

بعد التحریر:

۱- این مطلب از حامد طالبی خواندنی است. (+)

۲- وبلاگ خبرکده هم یک شنیده جالب دارد: گفته مي شود هاشمي رفسنجاني رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام اخيرا در ديدار با يكي از مقامات تهديد كرده است كه اگر موسويان از اتهام جاسوسي تبرئه نشود از سمت خود استعفا خواهد داد!

۳- کمی پس از نوشتن این مطلب بود که دو پیامک برایم آمد، اولي خبر داد مرتضوي قرار تعليق تعقيب موسویان را رد كرده و پرونده را به دادگاه فرستاده و دومي خبر مي داد مرتضوي نامه اي به وزير اطلاعات داده كه خواستار عدم افشاي نامه ها تا پايان دادگاه شده است. (+)

متن کامل

   چرا می ترسند؟   

چندی پیش به مناسبتی با یکی از اعضای جبهه مشارکت مکالمه می کردم، وقتی بحث به شرایط فعلی کشور رسید از ترس صدایش به لرزه افتاد و از نگرانی عمیقش و ترس از شرایط بعد از حمله آمریکا و فاجعه ای که در انتظارمان است سخن گفت. این سخنان او و لحن سراسر اضطرابش تا بدانجا برایم غریب می نمود که تا ساعاتی بعد از پایان این گفت و گو به این می اندیشیدم که آیا همه اعضای مشارکت چنین می نگرند؟
وقتی تیتر "یکبار جنگ را تجربه کردیم و می‌ترسیم" را که عنوان نخست سایت حزب جبهه مشارکت را شکل داده بود، دیدم، یقین کردم که حتی اگر این گفتمان همه اعضای آن حزب نباشد، نگاهی فراگیر در میان آنان است. تیتر از سخنان عبدالله رمضان زاده قائم ‌مقام دبیرکل جبهه مشارکت بود که در جمع شاخه جوانان اصفهانی این حزب گفته بود «در دانشگاه صنعتی اصفهان گفتم ما ازجنگ می‌ترسیم. دانشجویان بسیجی گفتند ترسویی؛ ولی این حقیقت است که ما یکبارجنگ را دیده‌ایم، ازتجربه دوباره آن می‌ترسیم.»
اگرچه تحقیقاتم درباره میزان حضور وی در جنگ -به رغم آنکه بومی کردستان یکی از استانهای درگیر جنگ بوده است- به نتیجه ای نرسید، اما مسلماً او سالهای جنگ را که همزمان با دوره دانشجویی وي بوده، به خوبی به یاد دارد.
آنچه امروزه در تمام اسناد باقی مانده، بیانگر دلایل پیروزی ما بر دشمن است، نه تجهیزات نظامی بوده است که در برابرمان بلوک شرق و غرب متحد بود و نه همراهی کشور های دیگر و نه هیچ یک از علل دنیایی. بی شک رمز پیروزی سلحشور مردان ایران در این سالها قدرت ایمانشان بود؛ قدرتی که سبب شد در برابر دشمن تا دندان مسلح ترس بر دل راه ندهند و با امید به یاری خدا حماسه هایی همچون آزاد سازی خرمشهر و فتح فاو را خلق نمایند. ایمان آنها به سخنان پروردگار متعال در قرآن کریم بود که می فرماید: « آگاه باشيد اولياى خدا، نه ترسى دارند و نه غمگين مى‏شوند! همانها كه ايمان آوردند، و (از مخالفت با فرمان خدا) پرهيز مى‏كردند. در زندگى دنيا و در آخرت، شادند. وعده‏هاى الهى تخلف ناپذير است؛ اين است آن رستگارى بزرگ.» (سوره مبارکه یونس، آیات 62 تا 64)
هیچ ایرانی خواستار جنگ نیست اما سخن گفتن اینگونه در برابر دشمن نیز به خطاست. ایرانیان غیور همواره اثبات کرده اند از جنگ نمی ترسند و حاضر نیستند به خاطر ترس از جنگ همه چیز خود را فدا نمایند، اگرچه مردمی جنگ طلب نیز نیستند و صلح را نه تنها برای کشور خود که برای سراسر گیتی می خواهند.
ریشه ترس بعد از این امنیت، ناشی از فراموش نمودن آن اراده الهی و یا تردید در ایمان به اوست. ای کاش اعضای مشارکت بار دیگر آیات قرآن را درباره شرایط نصرت الهی و دور بودن خوف و ترس از قلوب کسانی که به پروردگار اعتماد دارند و در راه او گام بر می دارند، بازخوانی نمایند. آیاتی که درباره کسانی که بر امنیت و آرامشی که خدا عطا می نماید بد گمانند، عتابی سخت می زند: «خداوند به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده‏اند، وعده مى‏دهد كه قطعا آنان را حكمران روى زمين خواهد كرد، همان گونه كه به پيشينيان آنها خلافت روى زمين را بخشيد و دين و آيينى را كه براى آنان پسنديده، پابرجا و ريشه‏دار خواهد ساخت؛ و ترسشان را به امنيت و آرامش مبدل مى‏كند، آنچنان كه تنها مرا مى پرستند و چيزى را شريك من نخواهند ساخت. و كسانى كه پس از آن كافر شوند، آنها فاسقانند.» (سوره مبارکه نور، آیه 55)
نکته قابل تامل دیگر آن است که این افراد پس از آنکه به دفعات سخن از شرایط ویژه و بحرانی بودن گفته اند و به نتیجه نرسیدند، گویا سعی بر آن دارند که با حتمی انگاشتن جنگ در نوشته ها و سخنان خود به نوعی این باور را به مخاطب القا نمایند.
این نوع اقدامات که سعی در پاشیدن بذر یاس و نا امیدی در دل مردمی دارد که در طول سه دهه پس پیروزی انقلاب در برابر انواع دسیسه های غرب از بحرانهای اقتصادی گرفته تا جنگ تمام عیار نظامی مقاومت نموده اند، اگر اقدامی خائنانه تلقی نگردد بی شک اقدامی است که منافع دشمن را تأمین می کند.

-----------

۱- این مطلب در هفته نامه شما و رجانیوز منتشر شده است.

۲- این مطلب هم بی ارتباط با مطلب فوق نیست: ترس از نوع مشارکتی و پیامدهایش


متن کامل