کدام ابر سياه هاشمی را نگران کرد؟   

«اینها باز هم اشتباهات گذشته را تکرار می کنند، مگر کارهایی که طی 20 سال علیه انقلاب کردند کدام موفق بوده که این کار را می کنند؛ مگر در جریان سلمان رشدی نبود که سفیران خود را فراخواندند و بعد عذرخواهی کردند و با خضوع برگشتند، امروز با 8 سال پیش که داستان سلمان رشدی اتفاق افتاد و سفیران اروپایی رفتند خیلی تفاوت دارد. آن روز خزانه و انبارهای ما خالی بود و مشکلات فراوانی داشتیم اما امروز اینطور نیست، اصلا کسی احساس نمی کند که اینها هستند یا نیستند»
این قسمتی از اولین خطبه نمازجمعه هاشمی رفسنجانی در سال 1376بود، سال خداحافظی او از ریاست جمهوری.
سخنان هاشمی در شرایطی بیان می گردید که پس از حکم دادگاه میکونوس در زمستان 1375، سفیران اروپایی در پی فشارهای لابی های آمریکایی و صهیونیستی تهران را ترک کرده بودند و غرب در برابر ایران متحد تر از همیشه ایستاده بود. اما هاشمی فراخوانده شدن همه سفیران اتحادیه اروپا از ایران را به رفتار گنجشککی نشبیه کرد که هنگام برخاستن از روی درخت تنومند و ریشه داری ، درخت را تهدید می کند که  مراقب خود باشد!
این در حالی بود که پیش از این سخنان رفسنجانی، دولت جمهوری اسلامی هم سفرای خود را از برخی از این کشورها فراخوانده بود.
آن اقدام و این تشبیه که از جایگاه خطبه های نمازجمعه و با اقتدار بیان می شد، موجب خرسندی نمازگزاران جمعه تهران شد و فردای آن روز مورد استقبال رسانه های اصولگرای وقت قرار گرفت و سرانجام همان شد از عزت و اقتدار اسلامی که انتظار می رفت؛ کشورهای اروپایی پس از چندی تمایل خود به بازگرداندن سفرا را اعلام کردند.
اما رهبر معظم انقلاب در پاسخ به این ابراز تمایل اروپاییها در سخنانی در جمع معلمان در تاریخ دهم اردیبهشت سال 1376 فرمودند:
دستگاه دولتى ما در مرحله اوّل، سفير آلمان را فعلاً تا مدّتى نبايد راه بدهد كه به ايران بيايد. بقيه هم كه مى‏خواهند به عنوان يك حركت به اصطلاح آشتى‏جويانه برگردند، مانعى ندارد. خودشان رفته‏اند، خودشان هم برمى‏گردند. ديدند كه رفتنشان هيچ اهميتى ندارد. اينها مى‏خواهند برگردند، مانعى ندارد؛ اما در رفتن سفراى ايران به كشورهاى آنها، هيچ عجله‏اى نبايد بشود. بايد سرِ صبر و فرصت ببينند چه چيزى مصلحت است؛ هر چه كه عزّت اسلامى اقتضا مى‏كند - همان طور كه هميشه گفته‏ايم - همان گونه عمل كنند.
اين نكته را، هم اروپاييها و هم ديگران بدانند. اروپا خيال نكند كه ما به او احتياج داريم؛ ابداً. ما به اروپا هيچ احتياجى نداريم.ما كشور خودمان را مى‏توانيم بدون اروپا هم اداره كنيم. ... چه نيازى به اين چند دولت كشور اروپايى است كه خيال مى‏كنند صاحب دنيا هستند؟!
سفیران اروپایی پس از عذر خواهی، یک به یک به ایران بازگشتند و مطابق دستور رهبر انقلاب سفیر آلمان هم مجبور شد با ذلت تمام، همراه با سفیر فرانسه به عنوان آخرین نمنایندگان سیاسی پشیمان اروپایی به کشورمان بازگردند.
در آن زمان سخنان قاطع رفسنجانی چندان عجیب و غیر قابل انتظار نبود ، اما مساله حیرت انگیز در این میان،مقایسه رفتار آنروز هاشمی در برابر غرب با سخنان امروز وی است.
نگاهی به شرایط آن روز کشور شاید به فهم این تناقض آشکار کمک کند .
در آن زمان، در بعد خارجی و در حوزه همسایگان ایران، دولت اربکان نخست وزیر اسلام گرای ترکیه که از معدود متحدان خارجی ایران بود سقوط کرد و دولتی به شدت غرب گرا بر سر کار آمد.
در افغانستان دولت اسلامی سقوط کرده و  قدرت طالبان با حمایت مستقیم آمریکا بر آن سایه افکنده بود.
روسیه پس از سالها کشمکش با غرب به توافق سیاسی با آن رسیده و با 16 کشور عضو ناتو پیمان همکاری بسته بود.
در پاکستان جوی به شدت ضد ایرانی حاکم گردیده بود تا جایی که متحجرین خانه فرهنگی ایران را در لاهور به آتش کشیده بودند و ...
بدین ترتیب آمریکا دور تا دور ایران را با آتش جنگ و تهدید واقعی محاصره کرده و اروپا با کاخ سفید به طرز بیسابقه ای علیه ایران هم پیمان گردیده بود.
این در شرایطی بود که در بعد داخلی نیز شرایط ایران چندان مطلوب هاشمی نمی نمود.
در پایان نیمه دوم سال 1375 بدهی خارجی ایران مبلغ 20 میلیارد و 396 میلیون دلار اعلام گردیده و بنا بر گزارش های رسمی منتشر شده، مردم ایران در آن زمان با نتایج و آثار تورم 50 درصدی بی سابقه هنوز دست و پنجه نرم می کردند.
نفت ایران را در بهترین شرایط در حدود 20 دلار می خریدند و کشور به لحاظ اقتصادی و اجتماعی به شدت بحران زده بود، تا آنجا که کمتر از 2 ماه پس از آن سخنان کوبنده رفسنجانی، ناطق نوری متحد آنروز وی مغلوب انتخاباتی رقیبش شد و تحلیلگران دو جناح و از جمله شخص وی یکی از علل عمده شکست را شعار ناطق مبنی بر «تداوم راه هاشمی» عنوان می کردند.
از سوی دیگر 8 کشور عرب (موسوم به 6+2) در زمستان 1375 به پشتیبانی آمریکا در بیانیه ای ایران را به بهانه واهی مالکیت امارات بر جزایر سه گانه تهدید به اقدام نظامی کرده و آمریکا با اتهاماتی همچون مشارکت ایران در انفجار ظهران، برای کشور ما پرونده سازی می کردند.
هاشمی در چنین شرایطی بود که با اقتدار از احتیاج اروپا و آمریکا به ایران حرف زد و گفت: «هرکس در خلیج فارس منافع دارد اگر با ایران روابط حسنه نداشته باشد منافعش همیشه آسیب پذیر است و در دریای خزر هم کسی بدون ایران نمی تواند زندگی کند. این از اشتباهات تاریخی اروپا بود»
اما هاشمی امروز سخنان دیگری بر زبان آورده است؛ او از لشکرکشی آمریکا به منطقه می گوید و اینکه « ما در خطر تهدیدات خارجی هستیم ». او این روزها بارها بر جدی بودن خطر تکیه می کند.»
این در حالیست که حجت الاسلام والمسلمین رفسنجانی، در جریان اتهامات میکونوس، تهدید اروپا مبنی بر فراخوان دسته جمعی سفرا را با همین رویداد درسال 1368 ( خروج سفرای اروپایی از ایران به دلیل صدور حکم ارتداد سلمان رشدی) مقایسه کرد و نتیجه گرفت که اینبار به دلیل «پر بودن خزانه های دولت وقت»، خطری وجود ندارد؛

حال اما  در سال 1386 شرایط چگونه است؟

 دولت آمریکا امروز به اذعان همگان (از جمله شخص رفسنجانی) در باتلاق عراق و افغانستان حیران است. این امر تا بدانجا بر کاخ سفید گران آمده است که برای رهایی از بار آن در برابر آنچه تا کنون محور شرارت می نامید (جمهوری اسلامی ایران)سه بار رسماً تقاضای مذاکره و کمک نموده است.
وقتی وزیر خارجه فرانسه سخن گزافی درباره ایران می گوید فشار افکار عمومی جهان او را بدانجا می کشاند که ناگزیر اعلام می نماید حاضر است برای جبران به تهران سفر نماید. تمامی سفیران کشورهای اروپایی در تهران حاضرند و سولانا به نمایندگی از اروپا رسما خواستار تعمیق روابط گردیده است.
در ترکیه دولت اسلامگرایان بار دیگر قدرت گرفته است و رسما در برابر خبرنگاران به دفاع از موضع ایران در برابر میهمان اسرایلیش بر می خیزد. روسیه و چین به وضوح در برابر فشار آمریکا برای افزایش تحریمها مقاومت می کنند و رییس جمهور روسیه برای اثبات میزان همراهیش با ایران به رغم فشار لابیهای آمریکایی و صهیونیستی و گسترش شایعه ترور وی،برای اولین بار پس از انقلاب به تهران سفر می نماید.
اينها همه  غير از حمايت اخير  118 كشور غير متعهد از فعاليتهاي صلح آميز هسته اي جمهوري اسلامي است و همچنين به غير از تاييد كامل عدم انحراف اين فعاليتها در كشورمان به سمت توليد سلاح هسته اي كه از سوي آزانس انرژي هسته اي و مدير كل آن ،محمد البرادعي اعلام شد.
محبوبیت رییس جمهور ایران در جهان عرب به شدت افزایش یافته است و برخلاف غرشهای سالیان نه چندان دور رژیم صهیونیستی که پس از جنگ های شش روزه و بمباران نيروگاه اتمي اوسيراک عراق در 1361 حاصل شده بود، اسرائیل همچنان با پیامدهای  شکستش در جنگ33 روزه با حزب الله لبنان دست به گریبان است.
اوضاع داخلی ایران نیز قابل مقایسه با ده سال پیش نیست. رییس جمهور در میان مردم محبوبیتی غیر قابل قیاس با رئیس جمهور وقت  دارد  که این امر در سفرهای استانی به خوبی مشهود است.
صندوق ذخیره ارزی که امروز امید بخش بحران های پیش بینی نشده است در آن زمان وجود نداشت و بر اساس اعلام صندوق بین المللی پول، ذخیره آن، امروز به بیش از 76 ميليادر دلار می رسد، یعنی اندکی کمتر از 4 برابر بدهی های خارجی آن زمان ایران.
ارزش نفت ایران  امروز به رقم  رویایی صد دلار نزدیک می گردد که به اذعان رسانه های معتبر جهان تضمینی برای عدم ایجاد بحرانی جدید در این زمینه است . چراکه در این شرایط هرگونه بی عقلی کاخ سفید  بی شک به فروپاشی کاخ سفید خواهد انجامید.
حال چرا هاشمی در چنین شرایطی از ابرهای سیاه تهدید سخن می گوید و پی در پی هشدار می دهد؟
وقتی ارگان سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، در اول اسفندماه 75 خبر از قوت احتمال حمله نظامي امريکا به جمهوري اسلامي ايران و از لزوم آمادگي همه جانبه در مقابل تهديدهاي نظامي آمريکا و چگونگي مقابله با تحرکات خصمانه واشنگتن سخن راند، هاشمی اندکی بعد در جمع فرماندهان ارتشی سخن از اقتدار کم نظیر ایران گفت و با بیان اینکه آمریکا در پی شکست سه مرحله از توطئه هایش با شکست در جنگ تحمیلی فهمید توان مقابله نظامی با ایران را ندارد.
اما حال چه شده است که هاشمی پس از آنکه یکبار طعم پیروزی در شرایط به مراتب سخت تر را به واسطه قدرت ایمان و اتحاد ملی چشیده است، اینک چنین نگران گردیده است؟ آیا سخنان او بیشتر به منظور مصارف داخلی است و یا رموز موفقیت دیروز به فراموشی سپرده شده است؟

متن کامل
۱۳۸٦/۸/٢٧ - محمد مهدی اسلامی

   پس از مشارکت و کارگزاران
‌آیا اعتماد ملی نیز سوسیال دموکرات شده است؟   

" بالاخره روشنفکری باید تکلیف خودش را با یکسری مسائل روشن کند، دوستان ما هنوز ذهنشان نسبت به سکولاریزم روشن نیست... هنوز راجع به لیبرالیسم و غرب ذهنها روشن نیست... برچسب غرب زده برای این است که من و شما را بترسانند، از چه می ترسیم؟ من خیلی خشنود شدم وقتی  شنیدم پاره ای از کارگزاران صریحا اعلام کردند ما لیبرال هستیم، بسیار خوب شتر سواری که دولا دولا نمی شود ..." وقتی این سخنان را عبدالکریم سروش در منزل عبدالله نوری که از نقاط مشترک کارگزاران با دیگر اصلاح طلبان است بیان می کرد چندی بیشتر از سخنان حسین مرعشی که به صراحت اعلام کرد که حزبش دارای نگرش لیبرال دموکرات است، نگذشته بود؛ سخنانی که مورد انتقاد شدید مذهبی های دو جناح قرار گرفت.
در آن جلسه خیلی از اصلاج طلبان حضور داشتند، از ابراهیم یزدی گرفته تا موسوی لاری، از اشکوری تا حجاریان و سعید لیلاز و ... اما سی گمان نمی برد این سخن تا این اندازه سریع گسترش یابد.
سروش در آن مجلس با انتقاد از اصلاح طلبان که معتقد بود به دین سنتی عمل می کنند و خمسشان را به کسانی می دهند که نگاهشان با اصلاح طلبان متفاوت است خواستار کار اثباتی در ایجاد فقه جدید و کلام جدید شد. وی در این سخنرانی بارها از ضرورت افشای مخالفت با نگاه رایج به اسلام سخن گفت و این اقدام کارگزاران را ستود.
شاید از همین جهت بود که در فاصله اندکی هفته نامه شهروند که به شدت علاقه مند است نیوزویک ایرانی قلمداد شود بخش عمده ای از صفحات خود را به "حوزه" اختصاص داد تا در این زمینه به مرجع سازی و تثبیت نظریاتی متفاوت بپردازد.
اندکی بعد از سخنان سروش بود که مرعشی بار دیگر به میدان آمد و از تهیه کردن مقدمات انتشار مبانی فکری این حزب در قبال نسبت « لیبرالیسم» و « اسلام» در قالب یک مانیفیست خبر داد. مرعشی همچنین، اخباری را که اخیرا در باره اختلافات درونی این حزب در محافل سیاسی منتشر شده بود ، تکذیب کرد. اخباری که حکایت از آن داشت در پی مطرح شدن بحث لیبرال دمکرات بودن این حزب توسط مرعشی، اختلافاتی در میان اعضا شکل گرفته و حتی به مشاجراتی در جلسه شورای مرکزی انجامیده است.
اما مصاحبه مشروح شماره 18 نشریه آموزشی ذکر با او بار دیگر پرده از اختلاف میان افراطیون اصلاح طلب و مذهبی های آنها برانداخت. شاید از همین جهت بود که در آن زمان از هجمه افراطیون کاست و بار دیگر نقاب مذهب بر چهره گرفتند.
اما دیری نپایید که حمید اسماعیلی مسئول کمیته آموزش حزب مشارکت نیز در گفتگو با شماره 19 نشریه ذکر تاکید کرد: اینکه ما به طور مثال یک برنامه کاملاً ایدئولوژیک و اسلامی در هر حوزه آموزش حزبی داشته باشیم، نه، مشارکت تا به حال به چنین چیزی نرسیده است. شاید هم اعتقادی به این موضوع نداشته باشد که یک برنامه ایدئولوژیک با چارچوب های دقیق و روشن و مشخص را داشته باشد.
سخنان او درباره عدم اعتقاد به برنامه ایدئولوژیک که روی دیگر سکه لیبرالیسم است با این سخنان تکمیل گشته بود: اگر منظور این است که ما باید برنامه ها را از دل یک نظام ایدئولوژیک به دست آورده و جهت گیری ها را با آنها هماهنگ کنیم، نه، این مسئله را خیلی قبول نداریم.
مسئول کمیته آموزش مشارکت تاکید کرده بود: ما نمی توانیم یک برنامه دقیق و با چارچوب روشن از مذهب استخراج کنیم... در واقع شما باید در برنامه ریزی های اجتماعی برنامه ای متناسب با شرایط روز را مد نظر قرار دهید... ما نمی توانیم از مذهب یک چارچوب ایدئولوژیک و یک برنامه عمل روزمره بسازیم! ... به طور کلی ما خود را یک حزب ایدئولوژیک نمی دانیم.
شنیدن چنین سخنانی از کسانی که نفر اول فکری خود را حجاریان می دانند که مروج دیدگاه های لیبرالیستی و مدافع حضور حداقلی دین در ساحت جامعه است چندان عجیب نیست اما جالبتر آنکه مسئول آموزش اعتماد ملی نیز با این سخن همنوازی کرده است.
نجمه گودرزی که عضو شورای مرکزی اعتماد ملی نیز هست، در حالی بر سوسیال دموکرات بودن حزبش تاکید کرد که اظهارنظر چندی پیش جواد اطاعت مسئول کمیته سیاسی اعتمادملی مبنی بر سوسیال دموکرات بودن این حزب از سوی برخی اعضاء ارشد این حزب نظیر منتجب نیا رد و این مسئله دیدگاه شخصی وی قلمداد شده بود.
او در خلال سخنانش معیار حزب را شخص کروبی بیان کرده و تاکید کرده است اگر سخن از سوسیال دموکرات بودن به میان آمده است به خاطر نزدیک بودن دیدگاه های اقتصادی و سیاسی حزبش به این مکتب است.
با این حساب به نظر می رسد موضع شخص کروبی (که مواضع شخص او برای این حزب معیار است و نه سخنان ائمه معصومین، امام و رهبری!) پس از این سخنان روشن کننده این مهم است که آیا حزب او نیز به منویات سروش جامه عمل می پوشاند یا قائل به دیدگاه امام است که معتقد بود اسلام در همه شئون زندگی بشر برنامه دارد.

متن کامل
۱۳۸٦/۸/٢۱ - محمد مهدی اسلامی

   انقلاب دوم و زوایای پنهان پس از سه دهه   

مقاله زیر را در شماره اخیر هفته نامه شما (شماره ۵۳۶) به چاپ رسانده ام ، به استثنای دو پاراگراف اول که به علت کمبود جا حذف شد:

رازهای پنهان انقلاب دوم

هنوز برايم باور پذير نيست که حضرت امام (ره) از انقلاب دوم تا پيش از آن بي خبر بوده باشند. چگونه چنين چيزي ممکن است در حالي که آن ابرمرد تاريخ در 10 آبانماه و 3 روز جلوتر پيامي به مناسبت 13 آبان صادر و مي فرمايند: «بر دانش آموزان ، دانشگاهيان و محصلين علوم دينيه است كه با قدرت تمام ،حملات خود را عليه امريكا و اسرائيل گسترش داده و امريكا را وادار به استرداد اين شاه مخلوع جنايتكار نمايند.» و از ملت بخواهند از آنها پشتيباني کنند. فرازي که نقل شد همان فرازي است که بر تارک اولين اطلاعيه دانشجويان مسلمان پيرو خط امام در نخستين لحظات آن فتح تاريخي نيز نقش بسته بود.
اما آنچه در آن ترديدي نيست، در اين روز به يكباره به حيات سياسي مملو از خباثت امريكا و عملكرد سازمان سيا در ايران خاتمه داده شد و مزدوراني كه پس از پيروزي انقلاب دائماً به فتنه انگيزي و ماجراجويي عليه نهضت اسلامي ايران مشغول بودند به گروگان گرفته شدند و لانه پر از فساد و جاسوسي آنان كه به اشتباه سفارت لقب گرفته بود،‌ تعطيل گرديد.
اشغال لانه جاسوسي امريكا در تهران ، تنها يك حادثه سياسي در حد تعطيل شدن سفارتخانه يك كشور در كشور ديگر نبوده و بلكه آغاز تحول عميقي بود كه در خاورميانه و در سطح جهان در جهت عريان ساختن ماهيت پنهان شده زمامداران واشنگتن و گردانندگان سياست خارجي امريكا به وقوع پيوسته بود. آنچنان که براي اولين بار کشوري ديگر بر انتخابات آمريکا اثر گذاشت و رييس جمهور آن را ساقط کرد. پس از اين حادثه اما در ميان عاملان آن انقلاب نيز همچون هر انقلاب ديگري ريزش ها و رويشهايي بروز کرد؛ افرادي همچون علم الهدي، وزوايي،باطني، رجب بيگي و... يا در جبهه سوسنگرد و هويزه و... به شهادت رسيدند و يا به دست منافقين شربت شهادت نوشيدند. بخشي ديگر نيز همچنان بر راه خود استوارند و گروه سوم در برابر آمريکا خود را باخته اند، افرادي که بيشتر با محوريت عباس عبدي شناخته مي شوند. هم او که در سال 1377 با باري روزن از گروگانهاي آمریکایی در پاريس دست داد تا آغاز نگرشي جديد در ايران را اعلام نمايد! و زماني که کتابهاي «اسناد لانه جاسوسي» در آمريکا، انگليس يا اسرائيل مصادره مي‏گرديد و داشتن آن جرم محسوب مي‏شد، اگرچه از مولف‌ها‌ي اين کتب به حساب آمده بودند اما از انگلستان و ... بورس تحصيلي دريافت کردند.
امسال اما کساني که خود را شريک آن حماسه ساخته بودند، سخنان تازه اي بر زبان ‏آوردند که در این ميان سخنان موسوي خوئيني ها بيش از ديگران مورد توجه قرار گرفت، او در مصاحبه اي با هفته نامه عطريانفر گفت: «از من خواستند که بروم قم و طرح برادران را با حضرت امام در ميان بگذارم و به اطلاع ايشان برسانم و نظر ايشان را بخواهم...بنده با طرح قضيه خدمت امام مخالفت کردم ... قرار بر اين شد که پس از تصرف لانه بلافاصله به اطلاع ايشان برسانيم و چنانچه مخالفت کردند سريع محل را ترک کنيم...» او در ادامه توضيح داده است که از اندکي بعد از تصرف در لانه حضور داشته و در جريان ريز مسائل بوده است.
حال که او حضورش در لانه و در جریان روند امور بودنش را تایید کرده است، ضرورت دارد به پرسش مرحوم زواره اي اشاره نماييم که «چرا برخي از اسناد لانه جاسوسي منتشر نشد؟ اين سؤال جدي است که چرا در مورد عوامل نفوذي سفارت در جاهايي نظير دادستاني پس از انقلاب سندي منتشر نشد؟ چرا اسناد سيا در مورد برخي کشورهاي ديگر منطقه چاپ شد ولي شبکه جاسوسي غرب در ايران به استثناي برخي عوامل واضح و روشن انتشار پيدا نکرد؟ و سرنوشت بقيه اسناد چه شد؟»
نمونه اي از برخورد گزيشي با اين اسناد بسيار قابل توجه است؛ معصومه ابتکار که همينک به نمايندگي از اصلاح طلبان در شوراي شهر تهران است، در کتاب «تسخير» که اتفاقا با مقدمه موسوي خوئيني ها و تاييد او منتشر گرديده است، به هفت سند اشاره مي‏کند که در دي ماه 1358، در گاو صندوق اتاق رئيس پايگاه سيا در تهران، پيدا کرده اند و نخستين سند به تاريخ 27 جولاي 1979 (5 مرداد 1358) باز مي‏گشته که مقامات سيا را به تماس با شخص ديگري با عنوان SD LURE ترغيب مي‏کرده است. «در اين سند شماره تلفن او ذکر شده بود. با کنترل اين شماره تلفن متوجه شديم متعلق به منزل جناب بني صدر است! سند ديگر از او به عنوان يک منبع اطلاعاتي و بالقوه نام مي‏برد. يکي از مأموران سيا با اسم رمز گاي رادرفورد در پاريس تحت پوشش يک تاجر به او نزديک شده بود. SD LURE موافقت کرد که دوباره در تهران با او ملاقات کند.»
بدين ترتيب آنها مي‏دانسته اند که بني صدر عامل نفوذي آمريکاست و همانطور که در خاطرات شان آمده است گزارش روزانه خود را به خوئيني‌ها‌ مي‏داده اند. اين در حالي است که در سال 1358 که هنوز شوراي نگهبان تشکيل نشده بود، خوئيني‌ها‌ مدعي گردید امام احراز صلاحيت کانديداهاي انتخابات رياست جمهوري را به او سپرده است و او از ميان 106 نامزد انتخابات 100 تن را رد نمود و تنها 6 نفر را تاييد کرد، (هر چند از مصاحبه اخير وي اينگونه استنباط مي شود که او اختياري در اين خصوص از سوي امام نداشته و از جايگاه خود به عنوان نماينده امام در صدا و سيما سوء استفاده نموده و با ارعاب از تعداد نامزدها کاسته است) اما بني صدر را تاييد صلاحيت نمود بدون آنکه به اسناد مربوط به او اشاره نمايد! اين درحالي است که اولين انتخابات رياست جمهوري در بهمن ماه رخ داد و طبيعتا فرصت کافي براي اين امر بوده است؛ اگر گفته شود هنوز يقين حاصل نگرديده بود مي توان به ماجراي جلال الدين فارسي اشاره کرد که به خاطر ايراد ابهام در ايراني الاصل بودنش از سوي مخالفين براي آنکه هيچ خدشه اي در اولين انتخابات وارد نباشد، به رغم عدم اثبات آن در اول بهمن ماه کناره گيريش اعلام گرديد.
حتي بر فرض پذيرش ترديد آنها در اين امر و بدون در نظر گرفتن اصرارهای مداوم بني صدر براي تحويل کل اسناد لانه به دولت در ديماه 1358، به گفته ابتکار اسناد تکميلي ديگري نيز در فروردين 1359 به دست آنها رسيد که جاسوس بودن بنی صدر را مسجل مي ساخت و اگر آنها به اين گفته امام که «حتي اگر چيزي درباره من هم پيدا کرديد افشا کنيد» عمل مي نمودند، شايد بسياري از حوادث انقلاب شکل ديگري مي گرفت و با تداوم حضور بهشتی ها و ده ها تن از چهره هایی که به خاطر این سهل انگاری به شهادت رسیدند، در روزهای بحران انقلاب شرایط بهتری را شاهد می بودیم.
آنچنان که از اسناد موجود بر مي آيد بني صدر عامل انتقال ديدگاه سيا به منافقين بوده است و در جواب عباس داوري که از وظيفه آنها در شرايط روزهاي پاياني خرداد 1360 مي پرسد، مي گويد: «سران آنها را بزنيد» و اينگونه در ششم تير رهبر معظم انقلاب ترور مي گردند و در هفتم تير شهيد بهشتي و 72 تن از مديران ارشد نظام و در 8 تير آزادسازي زندانيان منافقين و ترور شهيد لاجوردي در دستور قرار مي گيرد که ناکام می ماند اما کچويي به جاي او به شهادت مي رسد و ... هر چند دست حمايت الهي بسياري از نقشه هاي شوم دیگر آنها را نیز خنثي کرد، نقشه اي همچون حمله نظامي آمريکا که در طبس دچار خشم الهي گرديد و اسناد از نقش انکار ناپذير بني صدر در از کار انداختن رادارهاي مرزي کشور و بمباران اسناد بر جاي مانده پس از ناکام ماندن کودتا حکايت مي کنند.
اگرچه اين سند دير هنگام آشکار گرديد اما به خوبي بيانگر برخورد گزينشي با اسناد در آن تاريخ است.
نکته جالب توجه ديگر در انعاس 13 آبان در رسانه های امسال سخنان متفاوت از سه دهه پیش اصغرزاده، عبدي، ابتکار، بهزاد نبوي و ... نبود که چند سالي است به آن خو گرفته ايم، شگفت آور اقدام روزنامه اعتمادملي بود که مدعي پيروي از خط امام است و به انعکاس نظرات ابراهيم يزدي از اعضاي گروهک نهضت آزادي پرداخته بود. عضو برجسته گروهی که امام آنها را نفي فرمود. جالبتر آنکه ابراهيم يزدي همان فردي است که عليه گروه او در اين حادثه اسناد قابل توجهي به دست آمده بود و در همان زمان از سيماي جمهوري اسلامي پخش گرديده و خشم آنها را برانگیخت. ابراهيم يزدي همان فردي است که در 4 آبانماه 1358 (9 روز پيش از تصرف لانه جاسوسي) به همراه مهدي بازرگان در الجزيره با برژينسکس مشاور امنيت ملي وقت آمريکا ديدار کرد که پس از پخش خبر ملاقات آنها ميليونها تظاهر کننده خشمگين در تهران به خيابانها ريختند. اينک روزنامه آقاي کروبي از او يادداشتي چاپ مي کند تا او با مقايسه انقلاب دوم با کودتاي 28 مرداد 32 ! کودتای آمریکایی را حرکتي موفق و 13 آبان 58 را حرکتي ناموفق ارزيابي نمايد.
اينک با گذشت 27 سال هنوز حقيقت آنچه در لانه جاسوسي پس از حمايت قاطع امام و امت گذشت، در پرده‌ها‌ي ابهام است؛ همانقدر که ابهامات بسيار درباره قرارداد الجزاير باقي است و نمي‏توان پيش بيني کرد که آيا روزي راز اين معماي هزار تو از پرده بيرون خواهد افتاد؟

------------------------

این مطالب نیز با مقاله فوق بی ارتباط نیست:

انقلاب دوم و ابهام در کارنامه سودجویان

پیشنهاد اصلاح طلبان: حذف نامزدها با ارعاب به جای بررسی صلاحیت

 حسين شيخ‌الاسلام در واكنش به اظهارات صادق زيباكلام: خوش‌بيني و خيال‌پردازي افراطي در مقابل توطئه‌گري امريكا

متن کامل
۱۳۸٦/۸/۱۸ - محمد مهدی اسلامی

   نگاهی به دهمین کنگره حزب جبهه مشارکت   

جمعه چهارم آدرماه دهمین کنگره حزب نه ساله جبهه مشارکت ایران اسلامی برگزار شد. کنگره یا مجمع عمومی عالی ترین رکن احزاب است که دیگر ارکان حزب همچون شورای مرکزی و دبیرکل آنرا بر می گزیند و مواضع راهبردی آن را ترسیم می کند و از این رو می تواند یکی از مهمترین رویدادهای یک حزب برای تبیین برنامه ها و راهبردهایش در افکار عمومی تلقی گردد.
دهمین کنگره این حزب با حضور سید محمد خاتمی، برخی از سفرا و نمایندگانی از حزب همبستگی، کارگزاران سازندگی، سازمان مجاهدین انقلاب دفتر تحکیم وحدت و گروهک غیر قانونی نهضت آزادی برگزار گردید.
کنگره دهم این حزب که با انعکاس داخلی کمتری مواجه گردید، از انعکاس خارجی گسترده ای بهره برد. گویا اظهارات محسن میردامادی دبیرکل حزب مشارکت در افتتاحیه که تنها بخش رسانه ای این کنگره نیز بود، بیشتر با هدف مصرف خارجی تنظیم گشته بود.
وی که سخنانش را در حضور محمد خاتمی اظهار می داشت، دستاورد تصمیمات دولت در سیاست خارجی که آنها را به ظاهر انقلابی و تصمیماتی یک شبه می خواند؛ وارد شدن در معادلات و معاملات منطقه‌ای و جهانی ای دانست که به تحریم و خدای ناکرده اقدامات خطیر دیگر! منتهی خواهد گردید که سود آن تنها برای طرف مقابل خواهد بود.
میردامادی در همان روزی که خبر درخواست فرزند فراری شاه مخلوع از جوامع غربي برای تشدید تحريم‌ها عليه ايران منتشر شد، سخنانی گفت که رسانه های تعیین کننده ای همچون خبرگزاری فرانسه، رویترز به نقل از او خبر از نگرانی شدید اصلاح طلبان از تحریم ها علیه ایران دادند و تصویری از ایران ترسیم نمودند که آمریکا را به تحریم ایران امیدوارتر می ساخت.
این در حالی است که آسوشيتدپرس ( بزرگ‌ترين بنگاه خبرپراکني آمريكا) اندکی پیش از افتتاح کنگره جبهه مشارکت تحليلی پیرامون تلاش آمریکا برای وضع قوانین تحریمی جدید بر علیه ایران بر روی خروجی خود فرستاد که با پرسش درباره اینکه با وجود اثبات ناكارآمد بودن تحريم هاي گذشته عليه ايران، چرا آمريكا همچنان این سیر را دنبال می کند، از تحریم ایران را ناکارآمد و اصرار بر ادامه آن را به ضرر مردم آمریکا دانسته بود. خبرگزاري فرانسه نیز در گزارشي واشنگتن را که با اعمال تحريم هاي هرچه شديدتر سعي كرده است بر انقلاب مردمي اسلامي ايران فشار وارد آورد، هر سال ناکام تر از پیش در دستيابي به اهداف خود دانسته بود.
سخنان میردامادی که حاوی عباراتی موهن درباره دولت نهم بود و در حضور سفیران دیگر کشورها صورت می پذیرفت از نگاه برخی تحلیل گران چراغ سبزی به آمریکا برای ادامه تحریم ها و دلگرمی به آنها برای بی تاثیر نبودن تحریم ها تلقی گردید.
بر خلاف رویه معمول در احزاب که بخشی از سخنان افتتاحیه را به عملکرد حزب در دوره گذشته و ترسیم افق پیش روی آن اختصاص می دهند، تمام وقت تنها بخش رسانه ای این کنگره به انتقاد از رقیبان و دولت با لحنی بسیار تند اختصاص یافته بود و جالب تر آنکه راکعی عضو شورای مرکزی این حزب در پاسخ به رسانه ها در خصوص علت این امر چنین گفته است: « حزب برای ما مهمترین مسئله است، در ضمن ما آقای احمدی نژاد را نمی شناسیم. بنابراین قبولش هم نداریم، اصلاً علاقه ای به وی نداریم، پس مخالفت می کنیم.»
هدف اصلی این کنگره دستیابی به راهبرد انتخاباتی ذکر شده بود که دستاورد آن تلاش برای دستیابی به فهرست واحد اصلاح طلبان اعلام شد. هرچند معاون سیاسی دبیرکل این حزب در پاسخ به خبرنگاری که از وی نظرش را درباره سخنان راه چمنی مبنی بر وجود پنج لیست انتخاباتی میان اصلاح طلبان و تاکید حزب اعتماد ملی بر ارائه لیست جداگانه گفت: امیدوارم به ائتلاف واحد اصلاح طلبان برسیم؛ اما به هر حال هر حزبی بنا بر مصالح خود ممکن است تصیماتی بگیرد که از نظر ما محترم شمرده خواهد شد.
بدین ترتیب تنها دستاورد این کنگره نیز به اذعان مسئولین آن تحقق نایافتنی خواهد بود.

* تاریخچه حزب مشارکت:
در تاریخ 14/9/1377 متجاوز از 100 نفر از افرادی که قبل از آن در ستادهای انتخاباتی خاتمی سمتهایی داشتند و اکثر آنها به سمتهایی دولتی دست یافته بودند طی بیانیه ای موجودیت حزب جبهه مشارکت ایران اسلامی را اعلام داشتند. از موسسین این حزب می توان به مرتضی حاجی (وزير تعاون وقت) ، مصطفی تاج زاده (معاون وقت وزیر کشور)، محسن امین زاده (معاون وقت وزارت خارجه)، حبیب الله بی طرف (وزیر وقت نیرو)، علی و محمد رضا خاتمی (برادران رییس جمهور وقت) سید محمد صدر(معاون وقت وزارت خارجه) ، رحمان دادمان (وزیر وقت راه) ، محمد رضا عارف (وزير وقت پست و تلگراف)، هادی خانیکی(معاون وقت وزیر علوم)، عبدا... رمضان زاده، محسن میردامادی، عباس عبدی ، سعید حجاريان و ... بسیاری از کسانی که به عنوان معاون وزیر نام آنها برده شد در محافل اصلاح طلبان با عنوان وزیر در سایه شناخته می شدند و برخ یدیگر که به ظاهر سمتی نداشتند دارای نفوذ بسیار بالایی در دولت بودند.
گرچه برخی از موسسین این حزب منع قانونی برای فعالیت حزبی داشتند و از ادامه همکاری انصراف دادند و برخی دیگر نیز همچون عباس عبدی از خیل مشارکتی ها به مرور زمان ریزش نمودند اما محمد علی ابطحی پس از کنگره اخیر این حزب گفت: هم چنان باور من این است که مشارکت حزب آقای خاتمی است و اگر آقای خاتمی بخواهد حزبی تأسیس کند افرادی بهتر از اعضای حزب مشارکت فعلی پیدا نخواهد کرد.
همزمان با بیانیه تاسیس این حزب روزنامه صبح امروز نیز به مثابه ارگان آن، به مدیر مسئولی سعید حجاریان منتشر شد. اندکی بعد نیز روزنامه ای با نام مشارکت ارگان رسمی حزبشان گردید و بر تعداد ارگانهای غیر رسمی نیز افزوده شد، روزنامه هایی همچون بهار، نوروز، اقبال و ... که همگی بر اثر تخلفات متعدد طبق قانون توقیف گردیدند.
جبهه مشارکت در تابستان 1379 قریب به دو سال پس از تاسیس توانست اولین کنگره خود را برگزار کند. اگرچه کنگره احزاب در دنیا عموما بین دو تا پنج سال یکبار برگزار می گردد اما این حزب هر سال یک یا دو کنگره برگزار نموده است.
این حزب که شعار اصلی خود را «ایران برای همه ایرانیان» قرار داده است مطابق بند دوم ماده 18 اساسنامه خود شعب خارجی را نیز برای مشارکت پیش بینی نموده است.

-----------------------

۱-  این مطلب در هفته نامه شا مورخ ۱۲/۸/۱۳۸۶ به چاپ رسیده است.
۲- درباره کنگره مشارکت گزارشی نیز برای روزنامه ایران در دست تهیه داشتم که به لطف یکی از دوستان با بیش از 12 نفر از آنها تماس گرفتم. تنها 2 نفر خیلی محدود حاضر به حرف زدن شدند که دومی هم آنقدر مصاحبه اش را به تاخیر انداخت که گزارشم به موقع نرسید. شاید درباره سرانجام آن به همراه یک خبر درباره حوزه رسانه ای دولت به زودی مطلبی بر روی وبلاگ گذاشتم.
۳- این گزارش رجا نیوز هم چندان بی ارتباط با نوشته بالا نیست، بد نیست این را هم بخوانید: http://www.rajanews.com/News/?17545
۴- انعکاس این مطلب در سایت آفتاب با تیتر: تکرار حرفهای رضا پهلوی توسط میردامادی؟!

متن کامل
۱۳۸٦/۸/۱٢ - محمد مهدی اسلامی

   پاکتهایی که دولت از اصلاح طلبان نگرفت   

داستان 3 پاکت مدیر را اصلاح طلبان پس از بازنشسته شدن بارها بیان کرده اند. همانکه مدیری در ابتدای انتصاب سه پاکت دریافت کرد که هریک را باید در زمانی مصرف کرد، اولی در ابتدای دوره که در آن دستور به وعده دادن شده بود، دومی به که مربوط به میان دوره است که دستور به تقصیرها را بر گردن دیگران انداختن بود و سومی که حاکی از دادن پاکتهای سه گانه به مدیر بعدی است.

این داستان را سرشناس ترین تئوریسینهای اصلاح طلبان از ابتدی دولت نهم بارها به زبان آورده اند و آخرین بار نیز توسط محسن آرمین آنرا به زبان آورد و از وعده های بی سرانجام دولت نهم گلایه کرد. اما اگر به راستی این داستان صحیح باشد باشد باید گلایه او را نه از بابت عمل کردن به سه نامه که از باب عمل نکردن به آن دانست. شاید بتوان برای این امر به سخنان محمد قوچانی (روزنامه نگار محبوب اصلاح طلبان و همکار آرمین در عصرما) استناد کرد که گفته بود:" اصلاح طلبان از احمدی نژاد چیزهای زیادی یاد می گیرند. یکی از چیزهایی که اصلاح طلبان از احمدی نژاد یاد می گیرند و من فکر می کنم ایشان آموزگار خوبی در این مورد است این است که یک رئیس جمهور باید خودش را یک رئیس جمهور بداند و در پیگیری مسائل، جدی باشد نه این که خودش را یک فیلسوف یا روشنفکر بداند. واقعا از این جهت، آقای احمدی نژاد در پیگیری ، سماجت و سرسخت بودنش قابل تحسین است."

با این وصف نمی توان احمدی نژاد را به وعده سر دادن محکوم کرد؛ پس این گلایه ها از چه روست؟ شاید وجه غالب آن، به نوعی سیاسی کاری باز گردد که سعی بر سوار شدن بر موج افکار عمومی و پوپولیسم دارد. به گمان نگارنده همین امر است که آنها را به ورطه دروغگویی انداخته است. دروغ در انتساب وعده هایی به دولت که در راستای عملکرد عوامفریبانه موثر باشد. به یک نمونه دقت کنید: تاج زاده دیگر  عضو سازمان مجاهدین در جوابیه هفته نامه شما قید می کند: "وزير محترم مسكن نيز اخيراً اعلام كرد مردم انتظار خانه دار شدن نداشته باشند !"

اما ظاهرا متوجه شدت دروغ بودن این نسبت می شود و در سایت حزب خود اینگونه می نویسد: "وزیر محترم مسكن نیز اخیراً اعلام كرد مردم در شهرهای بزرگ انتظار خانه‌دار شدن نداشته باشند." این در حالی است که وزیر مسکن با برشمردن سیاستهای حمایتی دولت برای کاهش قیمت مسکن گفته بود: "آنچه اعلام شده مربوط به كلانشهرها نمي شود و مردم و سرمايه گذاران در حوزه مسكن بايد به شهرهاي جديد و شهرك هاي حومه كلانشهرها بينديشند." به وضوح مشخص است که سخن وی با گفته تاج زاده متفاوت است و این گفته در راستای سیاست تمرکز زدایی است که از شعارهای مورد اتفاق در میان اغلب کارشناسان است. جالب تر آنکه تاج زاده در هان نوشتار از اینکه قرار بود از تهران تمركز زدايي شود و هنوز نشده گلایه می کند.

در میان دیگر شعارها نیز همچون آنچه رفت بارها شاهد تغییرات اندک اما مبنایی بوده ایم که آنرا به صورت پیاپی مورد استفاده قرار داده اند و بر علیه دولت به کار گرفته اند. در انتقادات از دولت همچنین اغلب شاهد نادیده انگاشتن زمان طبیعی مورد نیاز پروژه های در دست اقدام هستیم.

در این رویه جدید البته شعار های دولت که بدان عمل شده نیز مورد انتقاد قرار می گیرد. به عنوان نمونه طرح بحث سهام عدالت از سوی نامزد مورد حمایت همین سازمان در انتخابات مرحله دوم مطرح شد که از آنجا که شعاری صحیح بود با اندک اصلاحاتی توسط رییس جمهور عملیاتی شد اما کافی است به مقاله های نشریه "عصر نو" سازمان مجاهدین توجه گردد تا میزان بهانه گیری های آنها را از این طرح دریابیم.

به نظر می رسد این سازمان در کنار جبهه مشارکت که درصدد  تشکیل سازمان رای است با سر دادن چنین مباحثی به دنبال راه اندازی یک جنبش پوپولیستی برای بازگشت به قدرت است. بد نیست در این میان آقای آرمین را به همان نوشته شریفی که از نامه امیرالمومنین (علیه السلام) به مالک اشتر در میان یادداشت خود گنجانده توجه دهیم که حضرت فرمودند: « پس هواي نفس خود را کنترل کن. بر نفست در آنچه که بر تو حلال و جايز نيست سخت بگير زيرا سختگيري بر نفس در آنچه که بدان تمايل دارد يا از آن گريزان است، در حقيقت رفتاري از سر عدالت و انصاف با آن است.»

* این مطلب در شماره اخیر هفته نامه «شما» چاپ گردیده است.

متن کامل