دولت نهم و ساماندهي تعطيلات   

سلام. مدتی است که   اشتغالات بیهوده بی رویه بر سرم آوار گشته و مرا از خلوتی با خویشتن گرفته تا رسیدگی به این کنج دنج بازداشته است. از اینکه کمتر به وبلاگ دوستان عزیزم سر زده ام شرمنده ام. مقاله زیر را برای یکی از سایتهای حامی دولت نوشتم که با کمال تعجب برنتافتند، البته نگذاشتم زحماتم حرام شود و در هفته نامه شما منتشرش کردم. خوشحال می شوم با بیان نظراتتان مرا در تصحیح دیدگاه هایم کمک نمایید.

***

هنوز دو هفته از آغاز سال 1381 نگذشته بود که خبر دادند:" نمازجمعه اين هفته به امامت مقام معظم رهبري برگزار مي گردد." جمعه مطابق شانزدهم فروردين بود و طبيعتا تعطيلات عيد آن سال تا چند روز بعد از 13 فروردين هم ادامه يافته بود؛ با اينکه زودتر از هفته هاي ديگر به نمازجمعه رسيدم اما به زحمت در خيابان طالقاني جايي يافتم، اواسط خطبه ها بود و آقا چنين مي فرمودند:" اين تعطيلات طولانى و بى‌دليل، هيچ منطق عقلايى ندارد. وضع خوبى نيست كه اول سال، روزهاى متوالى - گاهى دو هفته و گاهى بيشتر - همه‌ى چرخهاى فعاليت در كشور از حركت بيفتد. خلاف مقررات هم هست، طبق مقررات تعطيليها محدود است. ما در ايام سال، تعطيلى زياد داريم كه اين به زيان كشور است. در بعضى از كشورهاى دنيا، طبق فهرستى كه مشاهده مى‌كردم، همه‌ى تعطيلات رسمى در طول سال از پنج، شش روز تجاوز نمى‌كند. لكن ما تعطيليهايمان بسيار زياد است. علاوه بر آن هم عده‌اى با بى‌توجهى و بى‌اعتنايى خود به كار، علم، تحصيل و به اشتغالات روزمره‌ى زندگى و كارهاى ادارى و سازندگى، بر اين تعطيلات اضافه هم مى‌كنند؛ آن‌هم در آغاز سال. بالاخره در اول سال، اول يك دوره‌ى جديد مالى و كارى است. توصيه‌ى مؤكد بنده اين است كه هم مسؤولين و هم آحاد مردم عزيزمان تصميم بگيرند اين تعطيلات را كم كنند. اين همه تعطيلات پى‌درپى، زيانهايى به بار مى‌آورد كه هر چند در اول كار محسوس نيست، لكن نتايج آن براى همه زيانبار است."

همان موقع بود که مجلس و دولت تا مدتي سخن از کم کردن تعطيلات را به ميان کشيدند اما تنها چند مورد از تعطيلات جابجا شد و اگر تعطيلاتي را حذف کردند جايگزين آن را نيز سريع مشخص مي نمودند. 5 سال گذشت و تنها هر از گاهي سخني از کم نمودن تعطيلات در رسانه ها به ميان آمد و نه تنها عملي رخ نداد که گهگاه به مناسبت آلودگي هوا ، عيد سعيد فطر و ... بر تعطيلات نيز افزوده شد.

در روزهاي اخير بار ديگر سخن از کم کردن تعطيلات بر صفحه اول روزنامه هاي پرخواننده نشست و بهانه اي براي طرح آن در مجالس مختلف فراهم کرد. با نگاهي واقعگرايانه به موضوع بايد گفت اگرچه جامعه به ضررهاي اين تعطيلات واقف است اما از کم کردن آن نيز خشنود نخواهد شد و شايد ترس از همين امر سبب گرديده است نگاه کارشناسي رهبر فرزانه انقلاب از دايره عمل دور افتد. اما دولت نهم بارها اثبات کرده است شهامت ورود به عرصه هاي پر خطر را دارد؛ طرح ساماندهي سايتهاي خبري، واگذاري سهام عدالت، ورود به محدوده عملکرد دانشگاه آزاد، سهميه بندي بنزين، طرح افزايش امنيت اجتماعي و ... فارغ از چگونگي اجراي آن موضوعاتي بودند که پرچالش مي نمود اما دولت از دخالت در آن نهراسيد. اين امر اميد به اجراي دستور رهبر معظم انقلاب را پررنگتر مي سازد.

***

وزير کشور در نامه اي حاوي طرح ساماندهي تعطيلات رسمي کشور، به رئيس جمهور پيشنهاد داد تعطيلي روزهاي شهادت امام رضا (عليه السلام) به جز استان خراسان رضوي، اربعين حسيني، 12 فروردين، 15 خرداد و شهادت امام جعفرصادق(عليه السلام) از فهرست تعطيلات رسمي کشور حذف و به جاي آن روز ولادت حضرت فاطمه (عليها السلام)، پنجم فروردين و يک روز پس از عيد فطر به تعطيلات رسمي کشور افزوده شود که در مجموع دو روز از تعطيلات رسمي ايران کاسته شود. نامه وزير کشور يادآور طرحي است كه دو سال پيش مركز پژوهش‌هاي مجلس براي حذف بخشي از تعطيلات ارائه و نتايج تحقيقي را اعلام كرد كه تعطيلات در قبل از انقلاب تنها 16 روز بود (11 روز مذهبي و پنج روز ملي) اما اين ايام پس از انقلاب به 25 روز افزايش يافت. مركز پژوهش‌‌ها با يادآوري تعطيلي روزهاي جمعه و نيز تعطيلي مراكز آموزشي در تابستان و ايام عيد، تعطيلات در ايران را بالغ بر 137 روز اعلام نمود. اين ميانگين در دنيا 110 روز است (در حالي که اغلب کشورهاي دنيا دو روز در آخر هفته تعطيل هستند) و يادآوري كرده بود «ايران گوي سبقت را از ساير كشورهاي جهان ربوده است»؛ در طرح مرکز پژوهش هاي مجلس، تعطيلات رسمي ايران از 25 به 16 روز کاهش مي يافت. اين طرح در همان ابتدا با مخالفتهاي گسترده اي مواجه شد که سبب خارج شدن آن از دستور گرديد.

طرح اخير نیز در همان ابتدا انتقاداتي را به ذهن متبادر مي سازد، چرا از حذف 13 فروردين که برخاسته از تفکری خرافی است نامي به ميان نيامده است؟ آيا 29 اسفند پر اهميت تر از 15 خرداد و 12 فروردين است؟ با افزودن بر تعطيلات عيد سعيد فطر که تعطيلات را در طول سال مي گستراند چه ضرورتي براي افزودن 5 فروردين بر تعطيلات سال نو وجود دارد؟ بي شک حذف هر يک از اين تعطيلات به مذاق بسياري ناگوار خواهد آمد و شايد يکي از اصلي ترين علل عدم اجرايي شدن چنين امري همين باشد. اما به راستي آيا با تعطيل کردن يک روز بر آن مناسبت ارج نهاده ايم؟

تعطيلي روز جمعه را از اين رو قرار داده اند که هم استراحتي در پايان يک هفته تلاش فراهم گردد و هم دستور قرآن کريم که معامله را در زمان اقامه نمازجمعه ممنوع نموده است به عمل نزديک گردد و فرصت بيشتري نیز براي مومنين جهت شرکت در اين همايش هفتگي امت اسلامي فراهم آيد.

تعطيلات روزهاي نخست سال براي عمل نمودن به سنتهاي نيکوي کهن ايرانيان همچون صله ارحام  است. عيد فطر و قربان نيز به جهت برپاداشتن نماز عيد و جشن و سرور و ايام سوگواري اهل بيت (عليهم السلام) نيز براي پديدار گشتن فرصتي جهت شرکت در مجالس سوگواري تعطيل گرديد. اما تعطيلي برخي مناسبتها بي سبب مي نمايد. از آن ناشايست تر تعطيلات نيمه رسمي كشور هچون تعطيل نمودن 13 روز نخست سال، تعطيل نمودن بين التعطيلات ها و ... است.

براي ساماندهي تعطيلات البته توجه به وجه ديگري نيز  الزامي است. به عنوان نمونه تمرکز تعطيلات چند روزه به آغاز سال نو موجب گرديده است فرهنگ صله رحم و ديد و بازديدها در بسياري از خانواده ها به دليل مشغله كاري فراوان به سالي يك بار در نوروز محدود گردد  و حجم گسترده مسافرتها نيز در این ایام جريان يابد. دولت نهم در سال گذشته در اقدامي پسنديده اما نابسامان، حلاوت بهره گيري 4 روزه (3 روز تعطيلي بمناسبت عيد سعيد فطر+ روز جمعه) از دو عيد بزرگ اسلامي را در كام مردم نشاند تا علاوه بر التفات مضاعف جامعه ايراني به مقتضيات يك عيد اسلامي، امكان جابجايي و ساماندهي تعطيلات را در عمل به مردم نمايانده باشد. این طرح مورد استقبال بخش خصوصي درگير در امور گردشگري نيز قرار گرفت و در اظهار نظرهایی اعلام نمودند ساماندهي تعطيلات و تقسيم آن در زمان‌ها و فصل‌هاي مختلف سبب مي‌شود مناطق توريستي در بيشتر فصل‌هاي سال مشتري داشته باشند و آنها نسبت به دوران فشرده فعلي از شرايط بهتري براي ارائه خدمات برخوردار گردند.

اگرچه طرح اخير نيز با مخالفت رييس‌جمهور محترم کنار گذاشته شد و  تدوين طرحي براي ساماندهي تعطيلات رسمي كشور را به انجام مطالعات كارشناسي بيشتر و سنجيدن تمام ابعاد و پيامدهاي اين تصميم‌گيري موكول كرد تا آسايش و آرامش مردم و مصالح عمومي جامعه دستخوش اين نوع تصميمات نشود؛ اما با چشم اندازي که پيشتر شرح آن رفت انتظار مي رود دولت نهم با شهامت بيشتر در اين عرصه ، محاسبه شده و پس از اقناع افکار عمومي وارد عمل گردد.

 

 

متن کامل
۱۳۸٦/۳/۳۱ - محمد مهدی اسلامی

   فرياد بلند   

بعضی وقتها از اینکه در مقاله ام بر اثر دخالت سردبیر یا اشتباه تایپیست یا ... غلطی رخ دهد آن قدر ناراحت می شوم که تا دو سه روز از یادآوری آن می رنجم... مقاله زیر را برای همشهری جوان نوشته ام. دخالت سردبیر سبب شده فاصله اعدام انقلابی حسنعلی منصور تا شهادت عوامل آن دو هفته فرض شود در حالی که این فاصله حدود ۵ ماه است...

این هم مقاله ای کوتاه برای آنها که از بلند بودن مقاله هایم شاکی هستند؛ دعایش را به جان همشهری جوان کنید که شرط محدودیت کلمه برای صفحه روزهایش دارد:

*****

فرياد بلند
شهادت صادق اماني، محمد بخارايي، رضا صفار هرندي و مرتضي نيك نژاد (اعضای موتلفه اسلامی)26 خرداد 1344

با اينكه 30 سال بيشتر نداشت رهبري شاخه نظامي هياتهاي موتلفه اسلامي را بر عهده گرفت و رهبري عمليات اعدام انقلابي حسنعلي منصور را - اگر فيلم تيرباران را كه بيش از پنجاه بار از تلويزيون و به هر مناسبت انقلابي پخش شده ديده باشيد؛ همان است كه از پشت روزنامه عمليات را رهبري مي كند – در شاخه سياسي هم عضو موثري بود. جلسات قرآن و حديث و مسايل سياسي مختلفي با نوجوانان و جوانان داشت كه بخارايي، نيك نژاد و صفار هرندي  هم از آنها بودند.
***
شاه براي تفريح به سويس رفته بود كه آمريكا حسنعلي منصور را براي نخست وزيري به او اعلام كرد. منصور خيلي زود از مجلس سنا كه در تعطيلات بود، تقاضاي تشكيل جلسه فوق‌العاده كرد و سناتورهاي پير را تا نيمه شب براي بررسي بودجه نگه داشت و در آخرشب متن يادداشت‌هاي متبادله با آمريكا را از تصويب  آنها كه در شرايط معمولي هم در جلسات خواب بودند ‌گذراند. اين طرح در مجلس شوراي ملي نيز با مخالفتهاي كمي روبرو شد كه صداي همان مختصر اعتراض هم به روزنامه ها نرسيد. كاپيتولاسيون (معافیت از تعقیب قضایی آمريكايي ها در ايران) در خفقان به تصويب  رسيد ولي صداي مخالفت از قم بلند شد:" آيا ملت ايران مي داند بدون اطلاع ملت و به طور قاچاق چه جنايتي واقع شد؟ مي داند مجلس ، به پيشنهاد دولت ، سندبردگي ملت ايران را امضا كرد؟ ... والله ، گناهكار است كسي كه داد نزند؛ والله ، مرتكب كبيره است كسي كه فريادنكند."
***
به فكر يك فرياد بلند بود. او و دوستانش معتقد بودند براي اين كار بايد مجوز يكي از مراجع باشد اما حاج آقا روح الله كه با اين سخنان به تركيه تبعيد شده بود رفتند مجوز را از آيت الله العظمي ميلاني گرفتند... ( توضیح کوتاهی که در اینجا درباره فاصله زندانی بودن آنها داده بودم حذف شده) دو هفته بعد ساواك گزارش مي كند: « به منظور برگزاري شب هفت اعداميان اخير كه در شهادت مرحوم منصور دست داشته‌اند تعدادي در حدود پنج‌هزار نفر به طرف گورستان مسگرآباد آمدند ...»

***

واقعا نمی دانم چرا برای این تغییر حداقل یک تماس با من نگرفتند؟ این دو هفته را از کجا وارد مقاله ام کرده اند!  بگذریم.... راستی شهید حاج صادق امانی پدربزرگم است. امروز سالگرد شهادتشان است و خوشحال می شوم اگر فاتحه ای به آنها هدیه کنید. یادم می آید در یکی از دیدارهایمان آقای کروبی از قول حاج آقا مصطفی نقل می کرد که امام آنها را در صواب اعمالش شریک کرده بود. (این را برای آنها که فکر می کنند حرکت این شهیدان در خلاف راه امام است نوشته ام. باور ندارید بروید از کروبی بپرسید)

اگر خواستید از این ماجرا بیشتر بدانید به سایتی که به کمک برخی دوستان راه انداخته ام مراجعه کنید: http://26khordad.ir

متن کامل
۱۳۸٦/۳/٢٦ - محمد مهدی اسلامی

   زنگارهاي باندبازي بر پيكره جامعه سياسي ايران   

سلام. اول: از همه  ايام فاطميه و هتك حرمت حرمين عسكريين را تسليت مي گويم. به گمانم آنها كه دنبال اغتشاش هستند مي دانند كه سامرا براي دلهاي عاشق كه عمري است به دنبال دلدار مي گردند معناي ويژه اي دارد...

دوم: چند مطلب در رابطه با تحزب نوشته بودم و به ميمنت اين ارتباط دوسويه، در خلال برخي از نظرات دوستان متوجه نارسايي در انتقال منظورم از تحزب شدم. مطلب زير به نوعي تكمله اي بر مباحث قبليم است. اين مقاله را براي سايت خبري تحليلي نما نوشتم كه البته با مقداري تغييرات در هفته نامه شما نيز چاپ گرديد،‌ خوشحال مي شوم باز هم با نظراتتان مرا كمك كنيد:

تقسيم بندي گروه هاي سياسي جمهوري اسلامي به چپ و راست (با مفهوم رايج امروزي در ايران) را شايد بتوان به فروردين 67 و زمان انشعاب مجمع روحانيون از جامعه روحانيت مبارز نسبت داد. اين تقسيم بندي در لفظ مشترك بود با تقسيم بندي رايج دنيا كه جهان اول با محوريت آمريكا راست و جهان دوم با محوريت شوروي چپ ناميده مي شد؛ از اين رو بسياري را نامطلوب مي نمود.
 صورت بندى عصر ما از گروههاي سياسي نيز در فضاى دهه 70 اگرچه همواره مورد نقد بسياري از كارشناسان بود اما به ادبيات رايج جريانهاي سياسي مبدل گشت. در صورت بندى عصر ما سازمان مجاهدين با عنوان چپ در مركزيت اعتدال و ارزش ها قرار مى گرفت (چون عنوان مي نمود هر دو ارزش عدالت و آزادى را قبول دارد) و هر يك از سه گروه ديگر به دليل فقدان اعتقاد به يك ارزش مانند عدالت(راست مدرن) يا آزادى (چپ جديد) يا هر دو ارزش (راست سنتى) توصيف مى شد.
برخي ديگر نيز بر مبناى روش هاى كلاسيك  جامعه شناسى سياسى معتقد بودند هر جامعه مدرن دست كم داراى 6 گروه سياسى است:محافظه كار، ليبرال،سوسياليست، كمونيست، فاشيست و آنارشيست. و تاكيد مي نمودند براي نيل به مدرنيته ناگزير بايد چنين تقسيم بندي را در جامعه سياسي پياده نمود.
چندي بعد جرياني كه خود را چپ مي ناميد در ائتلاف با راست مدرن خود را اصلاح طلب و جريان مقابل را محافظه كار ناميد. اگرچه ديري نپاييد كه درباره نام چپ جديد تجديدنظر كرد و پس از جذب بخشى از اين جناح بخش عمده ايشان را نيز محافظه كار يا اقتدارگرا ناميد. اين تقسيم بندي نيز عمر كوتاهي داشت و به دو گروه عمده اصولگرا و اصلاح طلب تبديل گشت. شايد بتوان عيني ترين نمود آنرا در انتخابات شوراي شهر دوم و مجلس هفتم يافت.
با در پيش رو بودن انتخابات مجلس هشتم انتظار مي رود اين تقسيم بندي ها شكل هاي جديدي يابد اما سوال جدي اينجاست كه آيا پيش رفتن در چنين ادبياتي قابل دفاع است؟
بنيانگذار كبير انقلاب با رسميت بخشيدن به تعدد نگاههاي سياسي، تنها يك تقسيم بندي كلان را به رسميت شناخته بود: "حزب الله" كه دعوت به خدا مي كند و "حزب شيطان" كه دعوت به خود مي كند. اگرچه دعوت به خدا از راه هاي گوناگون بنا به دركهاي سياسي متفاوت باشد.
رهبر فرزانه انقلاب نيز بارها اين نوع دسته بندي ها را ناپسند عنوان كردند كه در آخرين نمونه مي توان به سخنان سال گذشته ايشان اشاره نمود: " اصولگرايي نحله يا جرياني در مقابل ديگر جريانهاي رايج سياسي نيست و تقسيم بندي گروهها به اصولگرا و اصلاح طلب و يا اسامي ديگر تقسيم بندي صحيحي نيست چرا كه هركس و هر جرياني كه به مباني انقلاب علاقه مند و پايبند و هر نامي كه داشته باشد جزو اصولگرايان است. " (85/ 03/29 )
اين ترد تقسيم بندي هاي متداول از سوي رهبري نظام به چه علتي صورت مي پذيرد؟ شايد پاسخ در اين سخنان ايشان هويدا باشد: " بايستى سعى‏مان بر اين باشد كه آن عنصر قوّت و قدرت را ... در خودمان زياد كنيم؛ آن، اعتماد به خدا، اعتماد به آنچه كه از اسلام در دست داريم، و از محوريت خارج كردن من؛ يعنى كم كردن منيّتهاى شخصى، منيّتهاى قومى، منيّتهاى گروهى و منيّتهاى سياسى. به سمت آن اتّحاد حقيقى در زير سايه احكام الهى برويم ... اين اتّحاد، با اختلاف نژاد و اختلاف رنگ و پوست هم مى‏سازد؛ چه برسد با اختلاف مذاق سياسى. مى‏توان اين اتّحاد را به‏وجود آورد." ( 15/ 8/78)
يا در جاي ديگر كه مي فرمايند:" ممكن است بعضى نقاط اختلاف نظرى درباره مسائل سياسى و غيره بين اشخاص باشد - باشد - اختلاف نظر داشتن، حتّى در مسائل دينى، گاهى موجب دعوا نيست. شما به فقهاى اسلام نگاه كنيد؛ يك فقيه در مسأله‏اى رأيى دارد، فقيه ديگر صددرصد رأيش مخالف اوست؛ اما ... يكديگر را عادل مى‏دانند... اين جنجالها و اين مناقشه‏ها چيزى نيست كه دو گروه را، دو نفر را، دو انسان انقلابى را به جان هم بيندازد. من الان هم عرض مى‏كنم كه گروههاى خودى، فاصله بين خودشان را كم كنند. " (9/7/78) و يا جاي ديگر كه مي فرمايند:" اين بدحالتى است كه انسان ببيند در داخل خطوط سياسى، با خطّ مقابل خودشان خصمانه رفتار كنند؛ اما مرزهاى خودشان را به روى دشمن باز بگذارند! من اين را نمى‏پسندم؛ اين را ملت نمى‏پسندد؛ به جرأت مى‏توانم بگويم كه اين را خدا هم نمى‏پسندد... گروهها و جريانهاى سياسى با هم كنار بيايند و با هم كار كنند. بدبينى، تهمت، اهانت به يكديگر و قهر از يكديگر نداشته باشند. حالا مى‏گويند كه اختلاف مذاق سياسى داريم ... اگر در زمينه‏هاى اقتصادى و سياسى با هم اختلافى دارند - اگر اختلافشان، فقط اختلاف عاطفى نيست - خيلى خوب؛ در دايره آن اختلافات با هم رقابت كنند؛ حرفى نيست؛ اما اين رقابتها را به خصومت، به دشمنى و به كينه‏ورزى در مقابل هم نكشانند." (8/5/78)
در كل به نظر مي رسد مخالفت اساسي امام و رهبري با باندبازي است و از آنجا كه بسياري از اينگونه دسته بندي ها موجب دور شدن از حقيقت گرايي و نزديك شدن به منفعت گرايي جمعي مي گردد با چنين تعابيري مخالفت مي كنند . حتي در اين زمينه در سخنان رهبر معظم انقلاب مي توان به مثالهاي روشني نيز دست يافت:"مثلاً فلان سرمايه‌دار مى‌گويد من اين‌قدر پول به شما مى‌دهم و به حزبتان كمك مى‌كنم؛ اما مرا در فلان‌جا سفير كنيد! بحث سفير معيّن كردن، بازرس فلان‌جا معيّن كردن، فلان شغل سياسى را دادن، جزو شرايط حتمى حزب‌بازى به شكل غربى است... احزاب در آن‌جا هم همه‌كاره‌اند؛ البته پُررويى، پشت هم اندازى، پولدارى، داشتن پشتوانه‌هاى صهيونيستى، خوش‌قيافه و خوش‌تيپ و خوش صحبت بودن و احياناً يك همسر فعّال و جذاب داشتن، اينها همه در اين انتخابها و گزينشها مؤثّر است. حزب در آن‌جا به اين معناست. اين آقايانى كه من مى‌بينم الان براى تحزّب در كشور تلاش مى‌كنند، بيشتر ذهنشان دنبال اين‌طور حزبى است؛ من اين گونه حزب را قبول ندارم... در تحزّب بايستى كسب قدرت مورد نظر نباشد. اگرچه كسب قدرت براى يك حزبِ موفّق يك امر قهرى است ... اما هدف حزب نبايد به‌دست آوردن قدرت باشد. هدف بايستى هدايت فكرى مردم به سمت آن فكر درستى باشد كه خود شما به آن اعتقاد داريد." (4/12/1377)
با گذشت يكسال از دستور رهبر فرزانه انقلاب درباره پرهيز از دسته بندي اصولگرا و اصلاح طلب در مناسبات سياسي، تداوم استفاده چنين تعابيري از سوي كساني كه خود را اصولگرا مي دانند جاي بسي تعجب است؛ آيا وقت آن نرسيده كه در سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي گامهاي بيشتري در ايجاد وحدت و زدودن زنگارهاي حاصل از باندبازي ها برداريم؟ شايد حزب موتلفه اسلامي و اعضاي آن با توجه به داعيه دار بودن حركت در خط ولايت و با توجه به تجربه نسبتا موفق جلسات وفاق با گروههاي سياسي اصولگرا (به معني اعم آن) در سال 78 و ديگر تجربه هاي موفق از اين دست وظيفه سنگين تري در اين راه داشته باشند.

متن کامل
۱۳۸٦/۳/٢٤ - محمد مهدی اسلامی

   پرکشیدن شهاب، از زمین به آسمان   

حاج صادق سالها بود كه آرزوي شهادت داشت. زمانيكه در زندان بوديم، نيمه شب متوجه حضور حاج صادق در راهرو زندان شدم، جلو رفتم، آقاي اماني آرام مشغول راز و نياز بود و در حاليكه خاضعانه اشك مي‌ريخت مي‌گفت: «خدايا! يك عمر خدا- خدا كردم، مي‌خواهم پهلويت بيايم.» آنقدر آرامش داشت و راحت مي‌خوابيد كه يكبار مأموران به گمان اينكه او مرده است، سراسيمه به داخل سلول ريختند، اما او گويي به معشوق خود رسيده بود، بدون اضطراب نماز مي‌خواند و عاشقانه به مناجات مي‌پرداخت...

وقتی سال ۷۹ در چنین روزهایی پیش او رفتم تا خاطراتش را از شهدای ۲۶ خردادماه موتلفه اسلامی بگوید؛ با حال غریبی که به یک بازمانده می ماند چنین خاطراتی را بیان کرد. وقتی از جملات بخارایی در دادگاه می گفت اشک چشمانش را گرفت و ...

مرحوم حاج احمد شهاب شب جمعه به یارانش پیوست. زودتر از این می خواستم یادی از او نمایم اما فرصتی دست نداده بود. حاج احمد از بازماندگان فدائیان اسلام بود که در سال ۴۲ به جمعیت موتفله اسلامی و حرکت در راه نهضت امام پیوست و عشق عجیبی به امام داشت. نام خانوادگیش شاه بداغلو بوده که شهید نواب صفوی برای پرهیز از ذکر شاه پیشنهاد می دهد خود را شهاب بنامد. در اسناد ساواک و در پرونده محاکمه اعضای موتلفه در جریان اعدام انقلابی حسنعلی منصور هم حکم زندانش به نام احمد شاه بداغلو صادر گردیده است که همین امر سبب گردیده بسیاری او را چنان که باید نشناسند. تصویر مرحوم شهاب در بیدادگاه ستمشاهی در کنار آیت الله انواری

مرحوم حاج احمد شهاب همچون آب زلال بود و رفتنش همراه گشت با محو پرونده قطوری از تاریخی شفاهی انقلاب؛ درگذشتش را به خصوص به فرید شهاب عزیز تسلیت می گویم.

*****

راستی از طولانی شدن مقاله قبلیم مجددا عذرخواهی می کنم.

متن کامل
۱۳۸٦/۳/٢٢ - محمد مهدی اسلامی

   «حزب موتلفه اسلامي»   

چندوقت پيش بنا به دعوتي به فكر خود انتقادي از حزبمان افتادم؛ مقاله اي كه در ذيل مي آيد حاصل اين تلاش است. (انتقاد به معني واقعي يعني ديدن نقاط ضعف و قوت) خوشحال مي شوم با نظراتتان در تكميل آن مرا كمك كنيد:

الف) تاريخچه اجمالي:
حزب موتلفه اسلامي، همزاد با نهضت امام خميني(ره) در سال 1342 تاسيس شد و بيش از چهار دهه سابقه كار، تلاش، جهاد و شهادت دارد. تشكلي كه از بسياري جهات بي نظير است و توسط امام، هيات موسس آن گزينش شده و در حضور ايشان تاسيس شده است. تشكلي است كه رضايت امام در را آغاز فعاليت جلب كرده، از دعاي نيمه شب امام و عنايات مستمر آن عبد صالح خدا بهره مند شده و تا پايان عمر پربركت امام خميني (ره) به او وفادار مانده و همواره براي حركت تشكيلاتي خود تاييد امام را مدنظر داشته است. حزب موتلفه اسلامي مورد عنايت ولي فقيه عادل، مراجع معظم تقليد، روحانيت كشور و چهره‌هاي ماندگار در انقلاب و نظام جمهوري اسلامي بوده و هست.
موتلفه اسلامي تجربه سه نسل را در توشه دارد؛  نسل اول كه در ميانه ميدان و ايثارگرانه در انقلاب شكوهمند اسلامي نقش اساسي ايفا نمود، نسل دوم  كه در جبهه هاي نبرد با منافقين داخلي و دشمنان خارجي و سازندگي‌ها خوش درخشيد و نسل سوم كه با بهره‌گيري از تجربه دو نسل در كار ساختن ايران اسلامي آباد، آزاد وشاد تلاش مي‌كند.
بررسي دوره‌هاي فعاليت حزب موتلفه اسلامي از منظر فرهنگي:
1- دوره 1341 تا 1344:
اين دوره با آغاز نهضت امام شروع شد و رهبران و عناصر موثر موتلفه اسلامي در خدمت امام و روحانيت مبارز در صحنه‌هاي جهاد و فعاليت‌ها حضور فعال داشتند. بخش عمده اي از تلاش هاي اين دوره عملكرد فرهنگي اين تشكل را شامل مي گردد. برگزاري سخنراني ها جهت ارتقاي بينش عمومي، برگزاري كلاسهاي آموزشي براي اعضا ، همكاري در انتشار نشريات بعثت و انتقام و ... حضور 4 نماينده امام در موتلفه اسلامي به عنوان اعضاي شوراي فقاهتي در اين دوره به غناي فرهنگي عملكرد اين حزب افزوده بود كه مي توان به دوره آموزشي "انسان و سرنوشت" استاد شهيد آيت الله مطهري براي رابطين فرهنگي حوزه هاي حزب اشاره نمود.
2- دوره 1344 تا 1349:
با دستگيري رهبران اوليه، موتلفه اسلامي به اقتضاء شرايط جامعه تغييراتي در مديريت و شبكه تشكيلاتي خود پديد آورد و فعاليت‌ها كاملا مخفي در جهت زيرسازي حركت آينده و فرهنگ‌سازي ايجاد كرد و نيز حفظ جريان مبارزه همه جانبه با سلطه‌گران طاغوتي فعاليتهاي مخفي را در پيش گرفت بود. مديريت اين دوره با شهيد باهنر، شهيد رجايي، شهيد محمد صادق اسلامي، و برخي برادران ديگر بود.
3- دوره 1349 تا 1354:
اين دوره دوران مبارزه مخفي است و موتلفه اسلامي ضمن انجام فعاليتهاي مخفي سياسي، به فعاليتهاي ديگر از جمله فعاليتهاي فرهنگي پرداخت. اردو هاي تفريحي آموزشي (اردوهاي رفاه و شركت سبزه)، نمايش فيلمهاي جهان با رعايت موازين اسلامي(شركت فيلم در خدمت دين) ، آموزشگاه هاي اسلامي (مجتمع آموزشي رفاه) بحشي از عملكرد اين فرهنگي اين دوره است كه به واقع در برخي از عرصه ها پيشگام تحولات گسترده  بوده است. در اين دوره نيز نقش شوراي روحانيت بسيار پر رنگ است و در بسياري از موارد مذكور شهيد مظلوم آيت الله دكتر بهشتي نقش هدايت كننده و آغازگر حركتهاي نوين را بر عهده داشته اند.
 4- دوره 1354 تا 1356:
پس از آشكار شدن انحراف سازمان مجاهدين خلق و جنايتهاي آنان و گروههاي كمونيست، بار ديگر موتلفه اسلامي نقشي محوري را در سازماندهي افراد و ارتباط با روحانيت مبارز و اميددهي و حفظ روحيه مبارزين مسلمان بر عهده گرفت. پاسخ به شبهات التقاطي و تلاش براي آموزشهايي جهت ارتقاي بينش مبارزين از جمله اقدامات فرهنگي اين دوره بود. اين دوره سخت‌ترين دوره فعاليت موتلفه اسلامي به حساب مي‌آيد. مديريت داخلي زندانها با شهيد اسدالله لاجوردي،‌ شهيد مهدي عراقي، حبيب‌الله عسگراولادي، اسدالله بادامچيان و ... و مديريت بيروني با شهيد بهشتي، شهيد مطهري، شهيد باهنر و... بود.
5- دوره 1356 تا 1357:
حزب مؤتلفه اسلامي در اين دوره با لبيك به پيام امام خميني (ره) در ارديبهشت 56، در خدمت روحانيت مبارز و جامعه مدرسين حوزه علميه قم، نقش اساسي در ايجاد تشكيلات مخفي و سازماندهي مبارزين مسلمان داشت. ياران حزب موتلفه اسلامي در كميته استقبال ازامام و سازماندهي انتظامات 60 هزارنفره براي ورود امام به ايران و اداره مراسم بهشت زهرا(س) و اقامتگاه امام نقش اساسي داشته‌اند. در اين دوره نيز فعاليتهاي فرهنگي يكي از اصلي ترين اقدامات اين حزب به حساب مي آيد.
6-دوره 1357 تا 1366:
در اين دوره، موتلفه اسلامي با اجازه امام در حزب جمهوري اسلامي فعاليت كرد و عناصر آن خدمات موثري در اين حزب شهيدپرور داشتند. در اين دوره موتلفه اسلامي با ياراني همچون شهيدان مهدي عراقي، علي درخشان، اسدالله لاجوردي، محمد صادق اسلامي و آقايان جبيب الله عسگراولادي،‌اسدالله بادامچيان، مصطفي حائري‌زاده، مرحوم سعيد اماني همداني و... كه عضو شوراي مركزي حزب جمهوري بودند و ديگر اعضاي خود با تمام توان در راه اهداف متعالي موسسين اين حزب تلاش نمود. در اين دوره همچنين فعاليتهاي گسترده اي در امور فرهنگي و تبليغي حزب جمهوري اسلامي توسط ياران موتلفه اسلامي انجام گرديد كه مي توان به انتشار كتب فراوان ، نشرياتي همچون نشريه داخلي عروه الوثقي و... برگزاري كانونها و يادبودها و ... اشاره نمود. اين امر تا آنجا بود كه شهيد مظلوم آيت الله دكتر بهشتي دبيركل وقت حزب در يكي از سخنراني هاي خود حزب جمهوري اسلامي را در ادامه حركت موتلفه اسلامي در پيش از انقلاب توصيف نمود.
7-دوره 1366 تا 1367:
پس از تعطيلي حزب جمهوري اسلامي موتلفه اسلامي در اين شرايط بنا به نظر امام خميني(ره) انسجام احتياطي خود راحفظ كرد و در ايجاد تشكلهاي اسلامي «صنفي ـ سياسي» كوشش جدي داشت.
8- دوره 1367 تا كنون :
در اين دوره با كسب اجازه و تاييد صريح امام خميني(ره) و پس از رحلت ايشان با تاييد ولي امر مسلمين، حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي «مدظله‌العالي» بطور مستقل به تجديد سازمان تشكيلاتي اقدام كرد و با كسب مجوز رسمي از وزارت كشور در سال 71 به عنوان «جمعيت موتلفه اسلامي» راهي نو را پي گرفت و در سال 82 نيز در چهلمين سالگرد تاسيس با نام «حزب موتلفه اسلامي» ادامه طريق داد ‌كه انشاءالله تا ظهور حكومت عدل جهاني اسلام و در ركاب حضرت مهدي(ع) ادامه يابد.
در اين دوره جايگاه هايي در ساختار حزب تحت عنوان آموزش و تبليغات به صورت مشخص به امور فرهنگي مي پردازند. همچنين هفته نامه شما، ماهنامه ذكر و سايتهاي حزب موتلفه اسلامي بخشي از رسالت فرهنگي حزب را بر دوش دارند. موتلفه اسلامي هر ساله با برگزاري بيش از دهها كانون در تهران، جلسات مختلف در استانها و شهرستانها، سهم بسزايي در توسعه سياسي و فرهنگي كشور دارد. كتاب ها و جزوه هاي منتشر شده از طرف موتلفه و شخصيتهاي آن، مقالات، سخنرانيها، برنامه‌هاي تبليغي و آموزشي، همراهي و همفكري در تهيه و طراحي لوايح مفيد براي كشور و مردم، برگزاري اردوهاي تفريحي، آموزشي و انتشار جزوات آموزشي، خبرنامه‌ها و ويژه‌ نامه‌ها، گوشه‌هايي از خدمات گسترده حزب موتلفه اسلامي در اين دوره است.
ب) نقاط قوت حزب موتلفه اسلامي در حال حاضر:
1- وظيفه محوري : قرار دادن اصالت به وظيفه، سبب شده است بيش از آنكه براي كسب قدرت تلاش كند به دنبال انجام تكاليف شرعي باشد. اين اصل بسياري از آفت هاي قدرت و قدرت طلبي را از اين حزب دور كرده است. وظيفه محوري موتلفه اسلامي را از شهادت ده ها تن از اعضاي مركزيت ، عملكرد انتخاباتي و ... اين حزب مي توان درك نمود.
2- همراه تمام اقشار جامعه : عضويت همه قشرها، طبقات و گروهها در حزب و محدود نبودن دامنه مخاطبين
3- گستردگي دامنه مخاطبين: حزب موتلفه اسلامي گسترده‌ترين حزب در سطح كشور است و جايگاه آن در نظام جمهوري اسلامي ايران نهادينه شده است. موتلفه اسلامي در 30 استان كشور و بيش از 180 شهر، دفتر و يا هسته تشكيلاتي دارد. اين شبكه گسترده، بستر مناسبي جهت فعاليتهاي گوناگون از جمله اقدامات فرهنگي است.
4- حضور مستدام در افكار عمومي: اين حزب با داشتن ارگاني رسمي (هفته نامه شما) و پاسخگويي مداوم مسئولان آن به رسانه ها به عنوان نماينده افكار عمومي ، همچنين دارا بودن پيگاه هاي اطلاع ‌رساني در شبكه جهاني اينترنت همواره حضوري پر رنگ در افكار عمومي داشته است.
ج) نقاط ضعف:
1- عدم موفقيت در اقناع افكار عمومي نسبت به شبهات موجود، همچنان محبوبيت حزب در سطح نامطلوبي است، شايد يكي از مسببين اين امر عدم آشنايي كافي با افكار عمومي باشد كه نياز به افكارسنجي هاي دقيق و برنامه ريزي با توجه به آنها دارد.
2- كم كاري در عرصه توليد نظريات و محصولات فرهنگي و حتي سياسي در اين حزب موجب تقليل جايگاه آن گرديده است. زماني موتلفه اسلامي از توليدات فكري برترين انديشمندان اسلامي بهره مي برد كه شرح آن پيشتر ذكر گرديد، اينك توليدات فكري حزب حتي در نشريه آموزشي آن در بسياري موارد تقليدي و كپي برداري شده است. از سوي ديگر نيز حجم كم انتشارات حزب موجب عدم نشر انديشه هاي موجود در حزب گشته است. در اين خصوص كافي است به مقايسه حجم انتشارات حزب جمهوري اسلامي در دوران كمتر از ده ساله خود با دوره آخر حزب موتلفه اسلامي (از سال 1367 تا كنون) كه در آستانه بيست سالگي است بپردازيم.
3- فقدان سخنگو در عرصه هاي گوناگون سبب گرديده است كه دبير كل در مواضع هفتگي خود در تمامي عرصه ناگزير به اتخاذ موضع باشد. اين در حالي است كه حزب از نيرو هاي برجسته اي چه در شوراي مركزي و چه در بدنه تشكيلاتي خود برخوردار است؛ به عنوان نمونه مي توان به نمايندگان حزب در مجلس كه در عرصه هاي فرهنگي بسيار فعال هستند اشاره نمود.
4- رويكرد به موقع حزب به نسل سوم متاسفانه با ركودي جدي مواجه گرديده است. انتظار مي رفت بخش نوجوانان كه در دوره جديد در سال 73 تاسيس گرديد، بخش دانشجويي كه از سال 75 فعال بود و ديگر عرصه هايي كه به اين مهم مي پرداختند به آنچنان رشدي رسيده باشند كه تحولي جدي را متبلور سازند. در ديگر اركان حزب نيز امكان بهره گيري بيشتر از جوانان وجود دارد كه نياز به برنامه ريزي دارد.
5- راه اندازي موسسات وابسته اما مجزايي همچون موسسه فرهنگي شهداي موتلفه اسلامي كه به خودي خود نقطه قوتي براي حزب محسوب مي گرديد با بروز مشكلات عديده و عدم ساماندهي آنها كار را تا آنجا پيش برده است كه به ضد تبليغ تبديل گرديده است.
6- حركتهاي پر تاثير در عرصه فرهنگي نياز به هزينه هاي عديده دارد كه با عدم تخصيص اعتبار لازم، اينگونه فعاليتها را با ركود مواجه ساخته است.
7- حضور كمرنگ اعضاي عادي حزب در فعاليتهاي تشكيلاتي كه داراي توانايي هاي بسيار مي باشند كه اين موضوع در شهر تهران پر رنگتر است. اين امر به دلزدگي اعضا و بي بهره ماندن حزب از امكانات بالقوه حزب منتهي گرديده است.
د) موانع:
1- در ايران مسئله تحزب هنوز جدى نيست. حزب موتلفه اسلامي به عنوان يكي از اصلي ترين احزاب موجود در كشور كه به ساختار حزبي تن داده است در چنين شرايطي بايد بيش از اين به توسعه فرهنگ تحزب بپردازد و آن را نهادينه سازد. در غير اين صورت فعاليت حزبي در چنين شرايط با اتلاف انرژي بسيار همراه خواهد بود. براي تاكيد بيشتر به سخنان دكتر حداد عادل در مجمع عمومي هشتم اين حزب اشاره اي مي نمايم: "با توجه به اينكه در ايران نسبت به ساير كشورهاى دنيا آزادى بيشترى وجود دارد. دنيا هم در اين مسئله كه در ايران آزادى وجود دارد، شكى ندارد، اما بايد به صراحت بيان كنيم كه احزاب نيرومند و تعيين كننده در كشور ما متناسب با آزادى هايى كه داريم، وجود ندارد. البته اين به معناى قدرنشناسى نسبت به فعاليت احزاب به خصوص موتلفه كه امروز در جبهه سياسى ايران باسابقه ترين حزب بوده و از نظر مواضع سياسى و رابطه دين و سياست و متناسب با اوضاع و اصول تاريخى و اجتماعى ايران وضع بسيار خوبى دارد، نيست."
2- در دهه اول انقلاب آرمان هاي مشخص و قابل فهمي براي مردم وجود داشت كه اينك اينگونه نيست. مبارزه با رژيم شاه و دفاع مقدس آرمان هاي قابل فهم و مقبولي براي مردم بود. پس از جنگ، موضوع «بازسازي» مطرح شد كه مي توانست يك آرمان باشد اما چون به اندازه جنگ و مبارزه با شاه قابل فهم و شفاف نبود، نتوانست تبديل به آرمان شود. در دوره موسوم به اصلاحات نيز آرمان "آزادي" و در دوره فعلي نيز آرمان "عدالت" مورد توجه دولتمردان قرار گرفته است كه همه گير نگشته است. گم گشتن آرمان ها موجب كم گشتن توان حزب در عرصه نظريه پردازي، موضع گيري و حتي عملكردها گشته كه خود عامل تشديد كننده اي براي كاهش رويكرد به احزاب است. اين موضوع بخشي از سخنراني دبيركل محترم حزب در مراسم تجليل و معارفه جماران بود كه با سوال كليدي " رسالت تاريخى موتلفه در حال حاضر و آينده چيست؟" عنوان گرديد اما به نظر مي رسد همچنان براي افكار عمومي مبهم است.
3- مستقل ماندن احزاب نياز به بودجه اي مستقل دارد. از اينرو حزب موتلفه اسلامي همواره با دوري گزيدن از درآمدهايي كه موجب وابستگي گردد پيش رفته است. از سوي ديگر هزينه هاي حزب گسترده اي با ابعاد موتلفه اسلامي از حق عضويت ها نمي تواند به صورت كامل تامين گردد كه سايه آنرا در اقدامات فرهنگي نيز مي توان مشاهده كرد.

هـ)راهكارها:
1- تسريع در تدوين سند چشم انداز بيست ساله حزب علي الخصوص در عرصه فرهنگي
2- كادرسازي و نخبه پروري براي نظام
3- تفكيك سخنگوي سياسي، فرهنگي و اقتصادي
4- افكارسنجي هاي دقيق تر و برنامه ريزي با توجه به آنها
5- تلاش بيشتر براي ارتباط با افكار عمومي در راستاي فرهنگ سازي و انتقال ديدگاهها
6- توسعه و تكميل بانك اطلاعاتي اعضا و تلاش براي بالفعل كردن ظرفيت اعضا
7- بازسازي اتاق فكر و تلاش براي بهره گيري بيشتر از متفكران اسلامي در حوزه توليد نظريات
8- توسعه و نظارت بيشتر بر موسسات وابسته
9- برنامه ريزي بهتر در امور مالي و اختصاص اعتبار به امور فرهنگي
10- گسترش فعاليت هيات نظارت به عنوان يكي از اركان اصلي حزب و بهره گيري از كارشناسان مجرب در راستاي آسيب شناسي حزب و اعمال نظارت عالي مستمر بر اساس مفاد اساسنامه
11- توسعه توليد محصولات فرهنگي همچون كتاب، نرم افزارهاي چند رسانه اي و ...
12- توسعه فعاليتهاي بخش نوجوانان، دانشجويي و... همچنين بهره گيري بيشتر از جوانان در اركان حزب

 

 

متن کامل
۱۳۸٦/۳/۱٩ - محمد مهدی اسلامی

   تحزب از نگاه امام خميني   

امام خميني، در فقه واصول و كلام و فلسفه و عرفان به مقام استادي‏رسيد و در عين حال او مرد عمل و اقدام نيز بود. زيرا در مقام اجتهاد و مرجعيت‏ با صدور فتوا،تكاليف عملي مؤمنين را مشخص مي‏كرد و به ‏همين لحاظ با واقعيات زندگي مردم و مشكلات جامعه آشنا بود. از سال 1341 نيز درعين فقاهت و مرجعيت، آشكار و مستقيم واردعرصه اقدام و مبارزه سياسي گرديده و بزرگترين و مهمترين رهبر مخالفان شاه شد. گروه هاي سياسي اطراف خود را به ائتلاف دعوت نمود و حزبي غيرعلني تاسيس نمود و حتي با پيش بيني احتمالات نمايندگاني جهت دوران عدم دسترسي در بين آنها قرار داد. در تبعيد پانزده ساله نيز به تعليمات و تبليغات‏انقلابي دست زد و كادرسازي و سازماندهي‏نمود و از سال 1357 تا هنگام رحلت، بالاترين شخص نظام‏جمهوري اسلامي بود. اما متاسفانه به نظر مي رسد برخي در تلاشند با ارائه چهره اي صرفا معنوي از امام از بسط ديدگاههاي سياسي وي جلوگيري نمايند. از آن جمله مي توان به مقابله برخي با تحزب در ساختار سياسي كشور اشاره نمود. از اينرو در آستانه سالروز رحلت آن رهبر بزرگ واکاوي تحزب از منظر امام بحثي ضروري به نظر مي رسد.

امام خميني با تاسيس هياتهاي موتلفه اسلامي در آغازين روزهاي شروع نهضت خود، صرف ساعتها وقت جهت بررسي انديشه هاي سازمان مجاهدين خلق که به عدم حمايت ايشان منتهي گرديد، حمايت از ياران ديرينش در تاسيس حزب جمهوري اسلامي، قرار دادن نماينده در سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و ... به صورت عملي حزب را به رسميت شناخت. اين امر در کلام وي نيز متبلور شده است، بنيانگذار کبير انقلاب در ديدار با اعضاي شوراي مرکزي حزب جمهوري اسلامي چنين مي گويد:

" از اول عالم تا حال ، دو حزب بوده است: يكي حزب الهي و يكي حزب غير الهي و شيطاني. و آثار هر يك هم جدا بوده است و آني كه مال الله بوده ، چون مقصد ، خداي تبارك و تعالي است ، به سوي او و در راه مستقيم است و آن كه بر خلاف اين راه بوده ، كه اكثريت هم با اينهاست ، حزب‌هاي شيطاني هستند ، از صدر عالم تا حالا ، زمان رسول الله هم بوده است و در زمان خودمان هم حزب رستاخيز را ديديد كه مقصدشان معلوم بود. حزب‌هاي الهي ، آثارش اين است كه روح خداست ؛ يعني ، كوشش آن اين است كه دعوت به خود نكند و دعوت به خدا بكند ؛ دعوت به طبيعت نكند و دعوت به الوهيت و ملكوت بكند. " ( صحيفه نور جلد 17 - صفحه 192 (همانطور که پيداست مخاطب امام، جمعي از اعضاي يکي از احزاب به معناي متداول آن هستند و نمي توان اين سخنان را به نحوي ديگر تاويل نمود، حتي امام در ادامه مي افزايد:" و آن چيزي كه لازم است براي همه افراد بشر ، اين است كه توجه كنند كه خودشان را در حزب خدا وارد كنند. انبياء هم براي همين آمدند"( همان (

در انديشه سياسي حضرت امام تحزب امري جداي از حزب بازي است، ايشان به صراحت مي فرمايند:" به نظر من كه در صدر مشروطيت {انگليسها} حزب را در ايران درست كردند ، حزب بازي را براي همين درست كردند كه نگذارند اين ملت با هم آشتي كنند. " (صحيفه نور جلد 12 - صفحه 25) اين سخن امام البته در ترد حزب بازي است و ايشان تکثر احزاب به صورت منطقي آن را مورد تاييد قرار مي دادند؛ چنانکه در جمع اعضاي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي فرمودند:" اگر گروه‌ها مختلف باشند ، ولي در امور عقيدتي و در اصول عقايد اسلامي تفاهم داشته باشند ، آسيب نمي‌بينند. درگيري در اختلاف آرا و عقيده است. شما بايد كوشش كنيد با گروه‌هاي ديگري كه مسلمان هستند و استقلال و آزادي و جمهوري اسلامي را مي‌خواهند ، تفاهم داشته باشيد. شما با حزب {جمهوري اسلامي} ... نزديك باشيد... مهم اين است كه مقصد ، مقصد واحد باشد ، هرچند از راه‌هاي مختلف به آن مقصد مي‌رسيم و اين اساس امور است. و اگر اين طور نشود ، منجر به درگيري مي‌شود." (صحيفه نور جلد 15 - صفحه 271)

امام خميني بارها بر ضرورت مردمي بودن احزاب تاکيد مي نمود و احزاب دولت ساخته را مترود مي دانست. در اين خصوص مي توان به اعلاميه مشهور ايشان پس از تشکيل حزب رستاخيز اشاره نمود:" ... درباره اين حزب به اصطلاح رستاخيز ملي ايران بايد گفت اين عمل با اين شكل تحميلي مخالف قانون اساسي و موازين بين المللي است و در هيچ يك از كشورهاي عالم نظير ندارد. ايران تنها كشوري است كه حزبي به امر ملوكانه تاسيس كرده و ملت مجبور است وارد آن شود ، و هر كس از اين امر تخلف كند سرنوشت او يا حبس و شكنجه و تبعيد و يا از حقوق اجتماعي محروم شدن است..." (صحيفه نور جلد 3 - صفحه 72)

امام حتي در خصوص مسائل داخلي احزاب نيز نکاتي گفته است که بيانگر دقت نظر ايشان به تحزب است. در دوران خفقان ساختار تشكلهاي مرتبط با خود را با توجه به شرايط امنيتي وقت تعيين مي كند و پس از انقلاب نيز با توجه به شرايط روز دستور العملهايي دارند. به عنوان نمونه در خصوص عضو گيري به سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي تاكيد مي كند که :" مساله مهم ديگر قضيه عضوگيري است. شما بايد سوابق افراد را قبل و بعد از انقلاب بررسي كنيد. اينكه خانواده‌اش كيست ، بعد از انقلاب چه جوري بوده است ؛ اين را بايد حتي الامكان ، دقت كنيد ... البته رعايت چنين امري در سراسر مملكت مشكل است ، اما اگر مسامحه شود كار مشكل‌تر مي‌شود. بايد از افرادي صحيح كه مي‌دانيد ريشه فاسدي ندارند ، عضوگيري كنيد. " (صحيفه نور جلد 15 - صفحه 272) حرکت امام در احياي تحزب اسلامي حتي در خصوص حکميت داخلي احزاب نيز تداوم يافت كه مي توان به حل اختلاف ميان اعضاي جامعه روحانيت مبارز با موافقت با استقلال يافتن اقليت آنروز اين تشكل اشاره نمود. نمونه اي كه خود بيانگر موافقت امام با تكثر عقايد حزبي در چهارچوبهاي قانوني است.

امام خميني تحزب صحيح را تا چنان حدي ضروري مي دانست که پس از شهادت ياران قديمش در حزب جمهوري اسلامي – همانها که بارها درباره جايگاهشان و فوايدشان براي نظام سخن گفته بود - يکي از فوايد اين شهادت را اصلاح تفکر عموم مردم نسبت به حزب آنها معرفي نمود: "و البته خيلي خسارت به ما وارد شد...افرادي را كه از دست مي‌داديم البته مهم بودند ، لكن در راه هدف... اگر اين مسائل واقع نشده بود ، شما ، حزب شما هم مي‌دانيد چه جوري بود وضعش بين مردم؟ بين مردم شماها را يك صورت كريهي ... نشان مي‌دادند كه شايد مردم غير آگاه ، همه شايد قبول مي‌كردند كه مساله اين است و اينها هستند كه دارند انحصار طلبي (مي‌كنند) ... شما ديديد كه صبح آن روزي كه مرحوم آقاي بهشتي و آن هفتاد نفر مظلوم در آنجا ، آن طور به وضع فجيع شهيد شدند ، مردم فرق كردند ؛ يك دفعه تمام صحبت‌ها برگشت... و به نفع ايشان شد..." (صحيفه نور جلد 15 - صفحه 199)

در مجموع از سخنان امام بزرگوار چنان بر مي آيد که ايشان با تحزب كه مسير الهي را بپيمايد موافق بوده و بلکه به آن توصيه نموده اند ولي در برابر احزاب و گروه هايي که مضر براي جامعه اند همچون حزب رستاخيز در سالهاي پيش از انقلاب و حزب توده، سازمان مجاهدين خلق و ... در سالهاي پس از انقلاب به صراحت به مخالفت پرداخته اند.

این مقاله ام امروز در هم میهن چاپ شد.

***

بعد التحرير: ۱- يادم رفت از محمد جواد روح به خاطر محبتش در خصوص چاپ اين مقاله تشكر كنم.

۲- تكميل شده تر آن را در سايت نما منتشر كرده ام (+)

۳- مقاله اي ديگر هم درباره امام در سايت سپهر نيوز منتشر كردم كه به علت كثرت مقالاتم در اين باب فقط لينك مي دهم (+)

 

 

 

متن کامل
۱۳۸٦/۳/۱۳ - محمد مهدی اسلامی

   اتحاد ملي و انسجام اسلامي؛ تداوم راه امام   

امروز روز غریبی بود، از محمد جواد عزیز خبر راه اندازی سایت روزنامه هم میهن را شنیدم و کلی خوشحال شدم. مقاله " فریاد در برهوت" احمد زید آبادی را خواندم و کلی ناراحت شدم و ... از صبح تا به حال آنقدر حالت روحی متغیر پیدا کرده ام که دلشوره گرفته ام. مثل یک تکه حلبی که هی خم و راستش کنند...

این چند روزه چند مقاله درباره امام خمینی نوشته ام. بزرگمردی که با تمام وجود به او عشق می ورزم و او را دوست می دارم... زیبا ترین تصویری که از او به یاد دارم مربوط به روزی است که بر شانه پدر در حسینیه جماران او را نگاه می کردم و دریای خروشان مردم را که حسابی بارانی بود... با گریه و با تمام وجود فریاد می زدند روح منی خمینی ....

 این مقاله را برای هفته نامه شما نوشته ام:

"لازم است‏برادران ايرانى و شيعيان ساير كشورها از اعمال جاهلانه كه موجب تفرقه صفوف مسلمين است احتراز كنند و لازم است در جماعات اهل سنت‏حاضر شوند و از انعقاد و تشكيل نماز جماعت در منازل و گذاشتن بلندگوهايى مخالف رويه اجتناب نمايند. " (1)
اين فتواي امام يكي از بزرگترين گامهاي عملي در راستاي تحقق وحدت امت اسلامي بود، گامي كه تا آنجا استكبار را از خنثي سازي سياست هميشگي تفرقه اش نا اميد كرد كه براي دامن زدن به تفرقه و پرهيز از وحدت جنگ تحميلي را به راه انداخت و در ميان سران دست نشانده برخي كشورهاي اسلامي چنان وحشتي از صدور انقلاب ايران با جنجالهاي رسانه اي ايجاد نمود كه حتي شايعه مضحك تلاش ايرانيان براي دزديدن خانه خدا در ميان مسلمين قوت گرفت. امام كه رمز پيروزي را در وحدت كلمه مي دانست و تفرقه را از شيطان و اتحاد و انسجام را از رحمان گامهاي عملي بسيار در راستاي وحدت ملي و انسجام اسلامي برداشت. همان راهي كه امروز نيز از سوي خلف بر حقش داروي شفابخش ايران و جهان اسلام شناخته شده است.
امام قوميت گرايي را موجب سقوط مي داند اما در مقابل مي فرمايد: «حب‌ وطن‌ و حب‌ اهل‌ وطن‌ و حفظ‌ و حدود كشور مسأله‌اي‌ است‌ كه‌ در آن‌ حرفي‌ نيست‌».  در جاي‌ ديگر مي‌فرمايد:«ماهم‌ عربيت‌ را و عجميت‌ را و تركيت‌ را و همه‌ نژادها را پذيرا هستيم‌ »  و رويكرد افراطي كه نافي وحدت مي باشد را نادرست معرفي مي نمايد.
به تناسب نامگذاري سال 86 به «سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي »  برخي از اقدامات عملي امام در راستاي تحقق چنين آرماني را به صورت مختصر بررسي نموديم تا شايد راهگشايي باشد براي تداوم بهتر راه آن پير فرزانه:

الف) ارائه تئورى حكومت اسلامى:
امام با درك صحيح از مشكلات و مصائب جهان اسلام و مشكل اصلى ملل مستضعف و تشخيص اينكه علل گرايش انقلابيون در دنيا به يكى از دو اردوگاه شرق يا غرب نداشتن الگوى صحيحى از حكومت‏حق است، دست‏به كار ارائه طرحى نوين در اداره جامعه شده و با تبيين نظريه ولايت مطلقه فقيه بر اساس مبانى اسلامى و حكومت دينى، ركني ركين براى انسجام اسلامي در عصر حاضر ايجاد كردند و با كمك و خواست مردم حكومتى را با انتخاباتى آزاد و به طريق نوين در اين كشور پايه‏ريزى نمودند. امام خود در كتاب ولايت فقيه در اين‏باره مى‏فرمايند: "ما براى اينكه وحدت امت اسلام را تامين كنيم، براى اينكه وطن اسلام را از تصرف و نفوذ استعمارگران و دولتهاى دست‏نشانده آنها خارج و آزاد كنيم راهى نداريم جز اينكه تشكيل حكومت‏بدهيم. چون به منظور تحقق وحدت و آزادى ملتهاى مسلمان بايستى حكومتهاى ظالم و دست‏نشانده را سرنگون كنيم و پس از آن، حكومت عادلانه اسلامى را كه در خدمت مردم است‏بوجود آوريم. تشكيل حكومت‏براى حفظ نظام و وحدت مسلمين است، چنانچه حضرت زهرا سلام‏الله عليها در خطبه خود مى‏فرمايد كه امامت‏براى حفظ نظام و تبديل افتراق مسلمين به اتحاد است. " (2) و به اين ترتيب امام خود حكومتى را براى ايجاد وحدت ميان مسلمين ايجاد نمودند.
ب) اعلام روز جهانى قدس:
حضرت امام با تعيين آخرين جمعه ماه مبارك رمضان به عنوان روز جهانى قدس - روزي كه بين همه ملل مسلمان مشترك بوده و هيچ رنگ و بوى نژادى و قوميتي ندارد- نقطه عطفى در اتحاد ميان مسلمين جهان ايجاد كردند. امام در اين‏باره مى‏فرمايند: "روز قدس، روز اسلام است. روز قدس، روزى است كه اسلام را بايد احياء كرد و احياء بكنيم و قوانين اسلام در ممالك اسلامى اجرا بشود. روز قدس، روزى است كه بايد به همه ابرقدرتها هشدار بدهيم كه اسلام ديگر تحت‏سيطره به واسطه عمال خبيث‏شما واقع نخواهد شد. " (3)
ج) اقامه نماز جمعه:
حضرت امام با زنده نمودن نماز جمعه در جامعه اسلامى ايران قدم بزرگى در اتحاد مردم مسلمان ايران برداشتند، نمازي كه به تعبير امام نمايانگر بعد سياسي اسلام است و نقشي جدي در ايجاد اتحاد بين ايرانيان و حتي مسلمين ايفا نموده است. حضرت امام در اين مورد مى‏فرمايند:  "نماز جمعه با شكوهمندى كه دارد براى نهضت كوتاه عمر ما يك پشتوانه محكم و در پيشبرد انقلاب اسلامى ما عامل مؤثر و بزرگ است. " (4)
د) احياى حج ابراهيمى:
حج اين ميعادگاه بزرگ اسلام و مركز همايش قدرت جهان اسلام كه بايد عاملى در جهت وحدت امت اسلام باشد، بوسيله علماى دربارها و ناآگاهان حاكم بر ملل اسلامى از مسير اصلى خود منحرف شده و فقط به يك آيين خشك و بى‏روحى تبديل گشته بود. امام خمينى با احياء حج و اعلام برائت از مشركين در اين اجتماع بزرگ اسلامى همه مسلمانان را در مقابل سردمداران كفر متحد ساخته و باعث ايجاد هماهنگى ميان مسلمين شدند. اين آيين عبادى، سياسى گرچه در سالهاي نخست با مشكلاتى مواجه گرديد ليكن به مرور به ميثاقي ميان مسلمين بلاد مختلف تلديل گرديده و بدون برنامه‏ريزى رسمي و با هماهنگى با يكديگر اين مراسم را برپا مى‏دارند.
هـ) حكم ارتداد سلمان رشدى:
به هنگامى كه جهان استكبار تمام توان خود را به كار گرفته بود تا اساس و بنيان اين انقلاب را از ريشه بزدايد ، امام خمينى با هدف‏گيرى ريشه و پايه توطئه دشمنان همه مسلمين را در برابر جهانخواران متحد كرده و با اعلام حكم ارتداد سلمان رشدى و وجوب اعدام او كه مورد اتفاق همه فرق مسلمين است‏باعث احياى اسلام و اتحاد مسلمين در برابر دشمنان شد.
و) دعوت از رهبر بلوك شرق به اسلام:
حضرت امام در ايامى كه ناقوس مرگ كمونيست‏بصدا درآمده بود و صداى خرد شدن استخوانهاى آن به گوش مى‏رسيد با دعوت از رهبر اردوگاه كمونيست‏به اسلام و اظهار شادمانى از پخش اذان از ماذنه‏هاى مساجد جمهوريهاى مسلمان شوروى شور و شوق وصف‏ناپذيرى در ميان مسلمين جهان ايجاد كردند و به عنوان رهبر ملل مسلمان جهان باعث عزت و عظمت و بزرگى اسلام ناب محمدى شدند، خصوصا با پيش‏بينى صحيح از فروپاشى اين نظام متكى بر ماديت و دعوت به الهيت و معنويت، اعتبارى تازه به دين و مكاتب الهى بخشيدند بطورى كه ملل مسلمان را ابهتى وصف‏ناشدنى دربرگرفت.

پى‏نوشتها:
1. صحيفه امام، ج 10، ص 61
2. ولايت فقيه، ص 27
3. صحيفه امام، ج 9، ص 277، تاريخ 25/5/1358
4. صحيفه امام، ج 9، ص 492، تاريخ 21/6/1358

متن کامل
۱۳۸٦/۳/۱٢ - محمد مهدی اسلامی

   آیا این یک ژست سیاسی است؟   

دیشب در جلسه ای عده محدودی از روزنامه نگاران اصولگرا جمع بودند و در کنار بحث اصلی گاهی به حاشیه ها نیز پرداخته می شد. یکی از این حاشیه ها بر سر موضوع سرمقاله هم میهن به قلم قوچانی بالا گرفت که خواستار خداحافظی هاشمی از انتخابات ها بود.

عده ای معتقد بودند که این ناشی از عدم نظارت کرباسچی بر روزنامه است و عده ای این را به معنی دور زدن هاشمی توسط کارگزاران می گرفتند. البته من تحلیل دیگری داشتم و معتقد بودم این یک اقدام تبلیغاتی است برای آنکه بگویند بر خلاف آنچه در افکار عمومی جا افتاده هم میهن به کارگزاران و هاشمی ربطی ندارد و ژست مستقل بودن بگیرند . آنهم به قلم قوچانی که این روزها بد جوری محکوم به قرار گرفتن در صف طرفداران هاشمی است و دوم خردادیها زیاد به او کنایه می زنند. البته نگاه بدبینانه ترش هم این است که اصلا این مقاله به سفارش خود آیت الله برای ورود به عرصه جدید نوشته شده که اگرچه برای این دیدگاه به جملاتی نظیر " آنها مي‌توانند مربيگري پيشه كنند و به‌جاي بازيگري، بازي‌سازي كنند" استناد شده بود اما با توجه به شناختی که من از ایشان دارم این نظر را خیلی بعید می دانم. نظر شما چیست؟

***

بعد التحریر: این هم تاییدیه ؛ یادداشت حسین مرعشی را در هم میهن امروز بخوانید. ( متاسفانه لینکی در اینترنت پیدا نکردم)

متن کامل
۱۳۸٦/۳/۱٠ - محمد مهدی اسلامی

   آستانه تحمل   

چندی پیش استادی می گفت: بين‌ تحمل‌ و پذيرش‌ زمين‌ تا آسمان‌ فاصله‌ است‌. پذيرش‌ ياAcceptance  كه‌ وجه‌ مخالفش‌ رد كردن‌ است‌، يعني‌ كسي‌ را به‌ دليل‌ همساني‌ بپسندي‌ و قبول‌ كني‌ و يا به‌ دليل‌ تفاوت‌ نپسندي‌ ورد كني‌. به‌ قول‌ سعدي‌:

گر به‌ تشريف‌ قبولم‌ بنوازي‌ مَلَكم‌ / ور به‌ تازانة‌ قهرم‌ بزني‌ شيطانم‌

اين‌ شيوة‌ واكنش‌ كه‌ خيلي‌ ساده‌ و بدون‌ پيچيدگي‌ است‌ به‌ مزاج‌ ما آدمها بيشتر مي‌سازد و چون‌ يك‌ بعدي‌ است‌ كوششي‌هم‌ نمي‌طلبد. ولي‌ تحمل‌ يا Tolerance كار بسيار مشكلي‌ است‌ . اين‌ كه‌ تو بداني‌ ديگري‌ باور و مرام‌ و بينشش‌ با تو يكسان‌ نيست‌ و براي‌ رسيدن‌ به‌ يك‌ هدف‌ مشترك‌ راه‌ ديگري‌ را مي‌پسندد. به‌ قول‌ حافظ‌:

نه‌ هر درخت‌ تحمل‌ كند جفاي‌ خزان / ‌غلام‌ همت‌ سروم‌ كه‌ اين‌ قدم‌ دارد

به گمانم اين پايين بودن آستانه تحمل مختص يك دولت يا گروه خاص نيست. اگرچه ملي گرايان به فرمان كورش و مذهبيون به مداراي اسلام استناد مي كنيم اما در عمل گاهي با رفقايمان هم سر سازگاري نداريم.

از مشتري هاي پر و پا قرص هم ميهن شده ام و بسيار مشق "تحمل" مي كنم كه طبيعتا در بسياري از موارد فاصله نگاه هايمان بسيار است. اما برايم برخي از مطالبش خيلي درس آموز است. مصاحبه اي كرده بودند با يكي از چهره هاي معروف ملي مذهبي ها و بنده خدا گله مي كرد فلاني (يكي از هم دوره اي هايش كه هنوز بر صندلي قدرت تكيه زده) كه ديروز هر وقت غذايمان به مذاقش خوش مي آمد به دعوت ما در خانه مان بود امروز حتي براي يك احوالپرسي ساده هم يادي از ما نمي كند. از پنج شنبه در فكر اين حرف او بودم كه مصاحبه امروز ابراهيم يزدي با هم ميهن (كه كار آقاي احسان ابطحي بود) درباره رابطه با مصر و مواضع جالب و در خور تاملش مرا به اين سوال وا داشت كه چرا نبايد چنين چهره هايي به عنوان مشاور در نظام فعال باشند؟

يادم نمي رود در ماجراي اعتراض دانشجويان به حكم هاشم آغاجري نظام آستانه تحملش را بالا برد و با مديريت اجازه اعتراض بدون اعتشاش را داد. تا آنجا كه بسياري كه امروز مدافع سردار طلايي شده اند مي گفتند او دوم خردادي است كه كوتاه مي آيد. اما در ماجراهاي بسيار ساده تري گاه به رودررويي جدي و حتي كشته شدن برخي از هم وطنانمان در اثر مقداري كمبود تحمل مبتلا شده ايم. هنوز سخنان رهبري درباره داريوش فروهر كه پس از اقدام عده اي افراطي و به راه انداختن قتلهاي زنجيره اي او را مخالف بي خطر نظام معرفي كردند و عاملان آنرا مخالف نظام فراموش نكرده ام . كافي است كمي از تحملمان كم كنيم تا به ورطه چنين افراطهايي بيافتيم.

اين گفته من به معني وادادگي نيست ولي واقعا همه حرفهاي مخالفان ما غلط و همه حرفهاي موافقان ما درست است؟ نه اين وادادگي نيست كه مولايمان فرمود: "أنظر إلى ما قال ولا تنظر إلى من قال"

****

اينها را براي انتشار در نشريه يا سايتي ننوشته ام. تنها براي دل خودم نوشتم ، شايد بدگمانم ولي باور ندارم كه دوستانم تحمل انتشارش را داشته باشند.

متن کامل

   مقاومت و پیروزی   

هنوز شادابی پیروزی اعجاب انگیز رزمندگان اسلام در فتح خرمشهر در سالگرد ۳ خرداد در چهره مردم دیده می شود. واقعا یکی از اعیاد ملیمان است که اغلب سلیقه های سیاسی هنوز آنرا بزرگ می شمارند. خواستم چیزی بنویسم دیدم همه نوشته اند گفتم تنها جملاتی از پیام امام پس از اعلام پیروزی را بیاورم:"اینجانب با یقین به آن‌كه ما النصر الا من عندالله از فرزندان اسلام و قوای سلحشور مسلح، كه دست قدرت حق از آستین آنان بیرون آمد و كشور بقیه‌الله الاعظم - ارواحنا لمقدمه الفداء - را از چنگ گرگان آدمخوار كه آلت‌هایی در دست ابرقدرتان خصوصا آمریكای جهانخوارند بیرون آورد و ندای «الله اكبر» را در خرمشهر عزیز طنین‌انداز كرد و پرچم پرافتخار «لا اله الا الله» را بر فراز آن شهر خرم - كه با دست پلید خیانتكاران قرن به خون كشیده شده و «خونین شهر» نام گرفت - [بیافراشت] تشكر می‌كنم. و آنان فوق تشكر امثال من هستند. آنان به یقین مورد تقدیر ناجی بشریت و برپاكننده‌ی عدل الهی در سراسر گیتی _ روحی لتراب مقدمه الفداء _ می‌باشند. آنان به آرم ما رمیت اذ رمیت ولكن الله رمی مفتخرند. "

****

برای ستون روزهای همشهری جوان مطلبی درباره 4 خرداد نوشته ام که با حسن اتفاق مقارن روز مقاومت و پیروزی در ایران است. 25 می (4خراد) روز مقاومت و پیروزی در لبنان:

"... ما لبنان را اشغال كرده بوديم اما در حقيقت اين لبنان بود كه ما را در خود گرفتار ساخته بود. اوايل سال 1982 كه برگه فراخوان به خدمت در ارتش به دستم رسيد، آريل شارون وزير دفاع بود و گمان مي كرد مي توان با يك حمله گسترده و روي كار آوردن دولت حامي اسرائيل، مشكل لبنان را حل كرد اما طرح بزرگ او شكست خورد. ما به جاي ايجاد تغييرات در لبنان، خود را در باتلاق اين كشور فرو رفته يافتيم . عقب نشيني از جنوب لبنان بسيار دردناك بود . " اينها جملاتي از کتاب خاطرات يك سرباز بازنشسته  ارتش اسرائيل در سالهاي 1982 تا  2002 است. خاطرات او مربوط به اولين شکست اسراييل  پس از پنج پيروزي بزرگ بر ارتش هاي عربي است. زماني كه مذاكرات عرفات و مسئولان آمريكايي و اسراييلي براي حل كشمكش خاورميانه، راه به جايي نبرده بود و ارتش اسراييل پس از تلفات گسترده در عملياتهاي استشهادي حزب الله در حركتي يك‌جانبه و بدون گرفتن كمترين امتيازي، در بامداد 24 مي 2000  از اراضي اشغالي جنوب لبنان عقب نشيني كرد و به جز مناطق محدود مزارع شبعا، نيروهاي خود را از همه مناطق تحت اشغال عقب كشيد و دولت لبنان بعد از آن ، 25 مي را روز مقاومت و آزادسازي اعلام نمود. اين اقدام باعث شد تا سيد حسن نصرالله به محبوبيتي بي‌سابقه در ميان اعراب دست يابد، تا اين كه به عنوان مهم‌ترين شخصيت جهان عرب شناخته شود و تلويزيون ماهواره اي المنار حزب الله مقام اول در بين شبکه هاي ماهواره اي از نظر تعداد بينندگان عرب را در آن سال پيدا کند. از سوي ديگر، حزب‌الله لبنان با تكيه بر اين موفقيت، توانست حضور خود را در عرصه سياسي لبنان تقويت كند تا جايي كه علاوه بر حضور پرتعداد در پارلمان لبنان، سكان تعدادي از وزارتخانه‌ها را نيز به دست گيرد.

اين پيروزي حاصل هجده سال مقاومت بود که نقطه سرآغازش 11 نوامبر 1982 و عمليات "شهيد احمد قصير" است، اندکي پس از اشغال جنوب لبنان توسط اسراييل؛ عملياتي كه منجر به كشته شدن 76 افسر و سرباز اسرائيلي شد. امام موسي صدر، شهيد سيدعباس موسوي ، شهيد شيخ راغب حرب ، سيدحسن نصرالله چهار چهره سرشناس حزب الله در اين سالها بودند.

 

متن کامل