از اندیشه تا نواده امام   

پس از جنجال اخیر بر سر مطالب موهن سایت نوسازی درباره سید حسن خمینی مطلبی نوشتم که در سایت رجانیوز منتشر شد، اما از آنجا که دچار ویرایش های اساسی گردیده بود، یک نسخه ترمیم شده آن را نیز در هفته نامه شما به چاپ رساندم. جالب آنکه همین مطلب به نقل از سایت رجانیوز با ویرایشهای جدی تر در روزنامه ایران چاپ شد اما به رغم آنکه یادداشتم در رجانیوز امضا نداشت در ایران با امضا چاپ شد

متن منتشر شده در هفته نامه شما که به گمانم در اینترنت در دسترس نیست را اینجا می آورم؛ لینک نسخه های مشابهش در رجانیوز و ایران را هم که بالا گذاشته بودم... (برای مشاهده ادامه کلیک کنید)

متن کامل
۱۳۸٦/۱۱/٢٥ - محمد مهدی اسلامی

   بهانه های غیر اصولگرایانه   

چند صباحی بود که اصولگرایان را توجه به انتخاب اصلح مقبول برای انتخابات دغدغه گشته و نزاع ها در گرفته بود که از این میان بسیاری خود را اصلح بر دیگری می دانستند و کمتر بودند صالحانی که خود را به مصلحت اتحاد کنار کشند. اما سرانجام تدبیر بزرگان و علما کارگر افتاد تا اتحاد نسبی در حد قابل قبولی حاصل آمد و النهایه طومار سی نفره تهران که شاخص وفاق در سراسر کشور است به امضای بخش عمده ای از اصولگرایان رسید.

این اتفاق اگرچه به سختی رخ داد، اما می تواند نوید بخش بازگشت اصولگرایان از تفرقه به مسیر وحدت باشد و در این میان زمزمه های تفرقه آمیز گویی تمامی ندارد. این زمزمه ها تنها یک منشا دارد و آن تن ندادن بخشی از مدعیان اصولگرایی به چهارچوب های این تفکر است، چه آنکه در مرام اصولگرایی سهم خواهی جایی ندارد و ملاک انطباق با معیارهایی است که از سوی رهبر معظم انقلاب رهنمود داده شد.

معظم له در سفر یزد درباره شاخصه های نامزدهای اصلح برای انتخابات پیش رو فرمودند: بهترين از لحاظ ايمان؛ بهترين از لحاظ دينداري؛ بهترين از حيث آمادگي براي حضور در ميدان‌هاي انقلاب؛ دردشناس‌ترين و دردمندترين نسبت به نيازهاي مردم و فرد دارای  شناخت عناصر مورد حمايت آمريكا مورد نیاز مجلس است و بالطبع اگر اعتراضی به فهرست پیشنهادی اصولگرایان باشد باید در میزان تطابق با این معیار ها بیان شود و نه میزان انطباق با سهم هر سلیقه در دائره بزرگ اصولگرایان!

با فرض راه نداشتن حب مقام و قدرت در میان گزینه های بیرون مانده از فهرست که اصرار به ورود دارند، آفت بزرگ در این میان را بی شک باید خود برتربینی دانست که موجب این اصرار گشته است.

«شيخ ما گفت: وحي آمد به موسي عليه السلام كه بني اسرائيل را بگو كه بهترين كس از ميانه خويش اختيار كنيد. هزار كس اختيار كردند وحي آمد كه از اين هزار بهترين اختيار كنيد. صد بدر كردند. وحي آمد كه ازين صد بهترين اختيار كنيد. ده اختيار كردند. وحي آمد كه ازين ده بهترين اختيار كنيد. سه اختيار كردند. وحي آمد ازين سه بهترين اختيار كنيد. يكي اختيار كردند. وحي آمد كه اين يگانه را بگوييد تابترين بني اسرائيل را بيارد. چهار روز مهلت خواست. و گرد برمي گشت. روز چهارم به كويي فرو مي شد. مردي را ديد كه به فساد و ناشايستگي معروف بود. و انواع فسق و فجور در او موجود، چنانكه در آن كار انگشت نماي گشته بود. خواست كه وي را ببرد. انديشه اي به دلش درآمد كه به ظاهر حكم نشايد كرد روا بود كه او را قدري و پايگاهي بود. به قول مردمان خطي به وي فرو نتوان كشيد. و به اين كه خلق مرا اختيار كردند، كه تو بهتري، غرّه نتوان گشت. چون هر چه كنم به گمان خواهد بود؛ اين گمان در حق خويش برم، بهتر. دستار درگردن خويش نهاد و آمد تا به نزد موسي. گفت: هر چند نگاه كردم هيچ كس را بتر از خويشتن نمي بينم. وحي آمد به موسي كه اين مرد بهترين ايشان است، نه بدانك طاعت او بيش است، ليكن بدانك خويشتن را بترين دانست.»

***

یک سریال چهار قسمتی درباره متهمان به جاسوسی مشهور نوشته بودم که امیر انتظامشو قبلا رو وبلاگ گذاشته بودم؛ اینم آخرین قسمتش که لینک قسمتهای قبل هم انتهایش آمده است (+)

متن کامل
۱۳۸٦/۱۱/۱٧ - محمد مهدی اسلامی

   راهکار مقابله با نفوذ آمريکا، ديروز اعدام انقلابي، امروز...   

اول بهمن 43 سال پيش، مصادف با سالروز جنگ بدر در صدر اسلام گرديده بود؛ ‌درست در همان روز كه ستون خيام دشمنان اسلام به دست سپاه اندک مسلمانان در دومين سال هجري فروريخت و ابوجهل را راهي جهنم نمود، ‌ياران امام خميني در موتلفه اسلامي نيز با جمعي اندك اما متصل به ايمان الهي، ستون خيام دشمن را هدف قرار دادند و حكم الهي را درباره حسنعلي منصور كه وجوه مشترك بسياري با ابوجهل داشت،  در عملياتي كه به تبرك آنرا بدر ناميده بودند؛ اجرا نمودند.
ابعاد اين حركت كه با دريافت مجوز شرعي از مراجع و نمايندگان شرعي امام در زمان تبعيد ايشان به وقوع انجاميد، به كرات بيان گرديده و تكرار مكرر آن چندان لطفي ندارد، اما آثار اين اقدام بيشتر مورد غفلت واقع گرديده است.
ترديدي نيست كه در زمان وقوع اين حركت، موجي از ترديد و نا اميدي حاصل از شكست تلاشهاي آيت الله كاشاني و شهيد نواب صفوي در جامعه گسترده بوده است و خفقان پس از كشتار بي سابقه رژيم ستمشاهي در 15 خرداد ماه 1342 همچنان بر جامعه سنگيني مي نمود كه به دستور آمريكا امام خميني دستگير و تبعيد مي گردند و با تبعيد آن بزرگوار آيه هاي ياس بسياري سروده مي گردد كه هيچ راهي در مقابله با شاه كه مستظهر به حمايت بي شائبه غرب است وجود ندارد. در چنين شرايطي سرنگون شدن نخست وزيري كه حكم خود را رسما از آمريكا دريافت نموده بود، بارقه هاي اميد را در دلهاي انقلابيون احيا كرد و آمريكا نيز كه با تبعيد امام، نهضت او را تمام شده انگاشته بود، در چهلمين روز از تبعيد با چنين واكنشي مواجه گرديد تا بداند مقاومت مردم ايران با رفتارهاي تهديد آميز درهم نمي شكند.
اينك 43 سال از بهمن 43 گذشته است و شهد حاكميت اسلام در ميهنمان، به بركت خون شهيداني همچون اماني، بخارايي، صفارهرندي و نيك نژاد  سالهاست كام مردم را شيرين نموده و رنگ حكمراني آمريكايي از كشور برچيده شده است.
اينك آمريكا كه همچون ببري زخم خورده چهار دهه است كه به انتظار وارد كردن ضربه اي به نهضت امام خميني (ره) از هيچ راهي غفلت نورزيده، در تلاش است با همكاري و حمايت خود از كساني كه همچون آل سفيان عقده بدر در گلو دارند و بدون هيچ اعتقادي به بنيانگذار انقلاب، منافقانه در تلاش براي انحراف مسير نهضت و حاكميت معاويه و يزيدها بر كشور هستند، از ادامه حكمراني اسلام بر كشور جلوگيري نمايد.
يكي از اين راهكارها، وارد نمودن عناصري نفوذي به مجلس شوراي اسلامي است تا از آن طريق بر فتنه هاي خود عليه كشور اسلاميان عمق بخشد و حتي از ابراز آن ابايي ندارد؛ بوش رسما از حمايت خود از گروهي سخن مي گويد كه سابقه عملكرد سياهي از خود به جاي گذاشته اند. اينك كه حاكميت اسلامي در كشور حكمفرماست، تداوم راه آن شهيدان براي ما بي شك ساز و كار ديگر مي طلب، اگرچه نقش ابزارهاي نظارتي در اين ميان بخش عمده اي از تكليف ما را سبك كرده است اما به راستي وظيفه ما در براي جلوگيري از رخنه نيروهاي آمريكايي چيست؟

متن کامل
۱۳۸٦/۱۱/٦ - محمد مهدی اسلامی