پارسایی و عشق   

مدتي بود ميخواستم بروم اخراجي ها را ببينم. طبيعتا وقت نمي شد. از آنجايي كه ادعاي فرهنگي بودن مي كنيم هم رويم نمي شد بروم از كپي هاي كنار خياباني بهره ببرم.

امروز قرار بود بروم دنبال همسرم كه  او را از نزد طبيبي به منزل حبيبي ببرم كه كارها گره خورد و تاكسي هاي نازنين كار ما را سبك كردند و من ماندم و ۲ ساعت فرصت خالي و هزاران كار مانده، در همين افكار بودم  كه از دانشگاه تهران وارد خيابان طالقاني شدم و از مقابل سينما عصر جديد گذشتم كه تمام افكار را از ذهنم اخراج و خود را به ديدن اخراجي ها دعوت كردم. ( اين بچه شيطون ما توفيق سينما رفتن خانوادگي را به شدت سلب كرده است.)

به ادبيات رفقاي تو فيلم اين ده نمكي تركونده بود. كلي حال كردم. لحظه معبر را كه نشون مي داد يك لحظه ياد خاطره اي از داوودآبادي كه در دانشگاه تهران تعريف كرده بود افتادم و ... جالب تر اينكه نمي دونستم اين حاج حميد كه اين چند روز كمي اذيتش هم كرده ام مشاور فيلم هم بوده است...

بگذريم...

ظاهرا لطافت شعر حافظ هنوز درشتی نگارشهي قبلي مرا از خاطر برخی دوستان نزدوده است. گفتم شب جمعه ای شعری از سعدی بزنیم شاید هم لطافتی آورد و هم عرض ارادتی به مولايمان باشد:

دو چشم مست تو کز خواب صبح برخیزند
هزار فتنه به هر گوشه​ای برانگیزند
چگونه انس نگیرند با تو آدمیان
که از لطافت خوی تو وحش نگریزند
چنان که در رخ خوبان حلال نیست نظر
 حلال نیست که از تو نظر بپرهیزند
غلام آن سر و پایم که از لطافت و حسن
به سر سزاست که پیشش به پای برخیزند
تو قدر خویش ندانی ز دردمندان پرس
کز اشتیاق جمالت چه اشک می​ریزند
قرار عقل برفت و مجال صبر نماند
که چشم و زلف تو از حد برون دلاویزند
مرا مگوی نصیحت که پارسایی و عشق
دو خصلتند که با یک دگر نیامیزند
رضا به حکم قضا اختیار کن سعدی
که شرط نیست که با زورمند بستیزند

متن کامل
۱۳۸٦/۱/۳٠ - محمد مهدی اسلامی

   واعظ شهر   

گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشودرندی آموز و کرم کن که نه چندان هنر استگوهر پاک بباید که شود قابل فیضاسم اعظم بکند کار خود ای دل خوش باشعشق می​ورزم و امید که این فن شریفدوش می​گفت که فردا بدهم کام دلتحسن خلقی ز خدا می​طلبم خوی تو راذره را تا نبود همت عالی حافظ  تا ریا ورزد و سالوس مسلمان نشود  حیوانی که ننوشد می و انسان نشود   ور نه هر سنگ و گلی لولو و مرجان نشود  که به تلبیس و حیل دیو مسلمان نشود  چون هنرهای دگر موجب حرمان نشود  سببی ساز خدایا که پشیمان نشود  تا دگر خاطر ما از تو پریشان نشود  طالب چشمه خورشید درخشان نشود

خواجه حافظ شیرازی

متن کامل
۱۳۸٦/۱/٢٩ - محمد مهدی اسلامی

   چراغ قوه بر زیرزمین می تابد   

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی همواره برایم جذابیتی خاص داشت، هم شیوه تشکیلش و هم انحلالش و هم بقایش (چه جناح چپ با اسم سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران و چه جناح های دیگرش با اسامی ... ) . در این باره هم زیاد مطالعه کرده ام و هم زیاد مصاحبه و گاهی نیز مقاله هایی نوشته ام. این مصاحبه ها و مقاله ها هم اغلب برایم دردسر ساز بوده است. یادم هست در یک ویژه نامه ای که در روزنامه ای برای بزرگداشت یکی از شهدا منتشر شده بود به همت یکی از دوستان چند مصاحبه هم چاپ کردیم که نگاهی هم به سازمان داشت، آن بنده خدا که از کار بر کنار شد هیچ نزدیک بود مدیر مسئول هم تغییر کند. ( البته من به صورت افتخاری همکاری کرده بودم و نمی توانستند مرا اخراج کنند)

این دو خبر برای من که اینقدر به مواضع و تاریخ این تشکل نیمه علنی حساسم، خیلی خیلی هیجان بر انگیز بود: ۱- بيانيه سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران در باره اتحاد ملي، انسجام اسلامي که بی بی سی برای آن این تیتر را انتخاب کرده: هشدار مجاهدين انقلاب درباره سال اتحاد ملی ۲ - انتشار کتاب ؛سازمان مجاهدين انقلاب از تاسيس تا انحلال ؛

نمی دانم درست فکر می کنم یا نه ولی گویا همانقدر که دیگران درباره این سازمان توهم توطئه دارند  این سازمان هم درباره دیگران چنین توهمی دارند.

یادم هست آنروز که برای مصاحبه با بهزاد نبوی رفته بودم کیفم را در اتاق مصاحبه  جا گذاشتم، سر کوچه فهمیدم و پیش خودم گفتم با آن نگاه امنیتی تا الان فکر کرده اند بمب است و از پنجره بیرون انداخته اند و لب تاپم ... ولی شکر خدا به موقع رسیدم. به هر حال قبل از آنکه خود سازمان دست به کار شود و تاریخچه خود را منتشر کند آقای حسینیان و مجموعه اش چراغ قوه ای بر این محفل سری انداخته اند: از ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۵ البته پیش از این هم کتابهایی همچون شنود اشباح چنین تلاشی داشتند.

اما هیجانات ادامه دارد: سيد هاشم هدايتي، عضو شورای مرکزی سازمان نیز  مسوول تنظيم كتاب تاريخچه ای شده که گفته از يك سال گذشته آنرا آغاز کرده و  به احتمال زياد تا پايان سال 86 به اتمام خواهد رسيد.

هیجان زیاد برای سلامتی انسان خوب نیست؛ فعلا بس است.

متن کامل
۱۳۸٦/۱/٢٥ - محمد مهدی اسلامی

   تغییر تیتر   

بالاخره مقاله ام را درباره انگلستان نوشته بودم ولی هرچه فکر می کردم تیتر خوبی به ذهنم نمی رسید، از سر ناچاری تیتر زدم:نگاهی به یک قرن تقابل ایران و انگلستان

خودم راضی نبودم ولی گفتم فاصله بیافتد شاید به ذهنم رسید. انتقاد دوستان را که دیدم گفتم تیتر را بر اساس نشانه های تاریخی تنظیم کنم ، باز هم ذهنم هنگ کرده بود. روباه پیر و آرش کمانگیر   محصول دوم بود که باز جالب نبود، یاد کلیله و دمنه می افتادم.

دیروز که برای شورای تیتر می رفتم به ذهنم رسید:تیر آرش در چشم روباه پیر مقاله را برای هفته نامه شما نوشته بودم و فکر نمی کردم بپسندند، اما استقبال کردند و در عوض کلی سر به سرم گذاشتند. اولین شورای تیتر در سال جدید بود و همه کلی انرژی داشتند و بازار SMS ها داغ بود. یکی از دوستان می گفت دکتر احمدی نژاد از مخابرات خواسته ۳۰ ٪ درآمدهایش از بابت پیامهای کوتاه را به خاطر سودی که نصیب مخابرات کرده به ایشان اختصاص دهند...

جالب ترین پیامهای کوتاه هفته در خصوص نیروهای انگلیسی بود از تور مسافرتی  گرفته تا علت دستگیری انگلیسی ها توسط منکرات مرزی!!!

متن کامل
۱۳۸٦/۱/٢۳ - محمد مهدی اسلامی

   تیر آرش در چشم روباه پیر   

 

سفير انگليس  آن وقت‌ها ... صدر اعظم (ایران) را زد به ديوار و مشت تو كله‌اش  زد كه تو اين كار را چرا نمي‌كني؛ يك سفير اين كار را كرد. حالا سلطان  انگلستان هم بيايد نمي‌تواند با يك نفر اشخاص  عادي اينجا اين طور رفتار بكند.( صحیفه نور جلد 18 صفحه 298) 

 * سابقه رابطه ایران و انگلستان

کشورانگلستان یکی از قدیمی ترین و مداوم ترین قدرتهای استعماری جهان محسوب می شود. پیشرفتها وموفقیت های استعماری انگلستان- بویژه درخاورمیانه - تابه آنجا رسید که درشروع قرن بیستم، این پیراستعمار برحدود یک چهارم کل خشکیهای کره زمین وساکنان آن سلطه داشت. به همین دلیل بود که وینستون چرچیل نخست وزیراسبق انگلستان اعلام کردکه: "آفتاب درامپراتوری انگستان هیچگاه غروب نمی کند". سابقه استعماری بریتانیا به گواه اسناد متقن تاریخی به اوائل قرن شانزدهم میلادی و بویژه بعداً به زمان تشکیل "کمپانی هندشرقی انگلستان"درسال ۱۶۰۰م. برمی گردد. ايران به دليل قرار داشتن در ميانه راه هندوستان، يک منطقه استراتژيک براي بريتانيا به حساب مي آمد. بعدها در سال هاي 1920، مسأله نفت نيز بدان افزوده شد و انگليسي ها در امور مختلف ایران وارد شدند. در بيست سال آخر زندگى ناصرالدينشاه، انحصاراتی نظیر انحصار گمركات، انحصار دخانيات، انحصار راه‌آهن و ... را دریافت کردند و پس از آنکه قاجاریه را در به ثمر رساندن اهداف خود ضعیف یافتند با کودتایی رضاخان را به سلطنت رساندند. در جريان جنگ جهاني دوم، زماني که رضاخان کم کم به آلمان نازي نزديک مي شد، انگليس و روسيه به ايران حمله کردند تا شاه را مجبور کنند که به نفع پسرش از سلطنت کناره گيري کند. " در اوايل رفتن رضاخان كه هنوز تكليف سلطنت در ايران درست معلوم نشده بود، سفير انگليس در تهران به كسى كه از طرف محمّدرضا به او مراجعه كرده بود تا تكليف خودش را بداند، مى‌گويد چون بر طبق اطّلاعات ما، محمّدرضا به راديو برلين گوش مى‌كند و پيشرفتهاى آلمان را روى نقشه پى مى‌گيرد، پس مورد اعتماد ما نيست. آن شخص، خبر را به محمّدرضا مى‌دهد. او هم گوش كردن به راديو برلين را ترك مى‌كند و كنار مى‌گذارد! آن وقت سفير انگليس مى‌گويد: حالا ديگر عيبى ندارد؛ مى‌شود او را به سلطنت انتخاب كرد." نقش انگلستان در کودتای 28 مرداد 32 تا همینک که با دیگر متحدانش برای محروم کردن ایران از حقوق مسلمش تلاش می کند نیز همواره مشهود بوده است. 

* انگلستان و مرزهای خاورمیانه

پس از جنگ جهانی اول، بریتانیا سلطه‌ تعیین کننده‌ای بر خاورمیانه کسب کرد و مطابق مصالح خود کشورهای نوینی‌ ایجاد و مرزبندی نمود. در سال1916 در حالی که هنوز جنگ جهانی اول تمام نشده بود قرارداد «سايكس ـ پيكو» بین فرانسه و بریتانیا به صورت محرمانه برقرار گشت که بر اساس آن کشور عثمانی به فلسطين ، عراق ، اردن ، سوريه ، لبنان و عربستان تقسیم گردید و تمامی این مرزها با نظر انگلستان تنظیم گشت. همچنین در نیمه دوم قرن 19، شيخ نشين هاي حوزه خلیج فارس را به زير سلطه خود درآورد. حتی در تعیین مرزهای شمالی افغانستان با شوروی نیز نظر انگلستان اعمال گردید. اگرچه ایران تنها کشور منطقه است که دارای سابقه تاریخی و با مرزهای مشخص بوده است؛ اما سابقه دخالت انگلستان در امور مرزی ایران نیز بسیار کهن است، حتی قرارداد ترکمانچای در زمان فتحعلی شاه قاجار نیز با میانجیگری دولت انگلستان منعقد شد و خطوط مرزی جنوب و جنوب غربی ایران علی الخصوص حریم های آبی ایران با همسایگان به طور عمده با دخالت مستقیم انگلستان تعیین گردید. (نگاه کنید به توافقات ایران با بریتانیا در مورد امارات عربي در سال ۱۹۶۵ ، قطر در سال ۱۹۷۰ ،بحرين در سال ۱۹۷۲ ، عمان در سال ۱۹۷۴ و قرارداد مرزي رودخانه اي ميان ايران و عراق در سال ۱۹۷۵) 

* بازی جدید استعمارگر پیر

با بررسی چگونگی حضور انگلستان در منطقه و شناسایی تحرکات آن در دوره های زمانی مختلف ، می توان درک عمیق تری از مناسبات جاری داشت، در شرایطی که علاقه ی انگلستان به سلطه بر منطقه نه تنها کم نشده ، بلکه استعمار گر پیر برنامه های جدید تری نیز آماده کرده است . این کشور که هم اکنون در عراق و افغانستان حضور دارد ، چشم طمع خود را بر دیگر کشور های آزاد منطقه دوخته و سعی در جهت تخریب آنها می نماید .البته بايد توجه داشت كه در اين بازي جديد، انگلستان بيشتر نقش دنباله رو و پشت پرده را بازي مي كند و آمريكا نوك حمله و سپر بلاي انگلستان است. اما با توجه به تحرکات غیر قانونیش در مرزهای ایران در 3 سال گذشته دوبار بحران سیاسی جدی آفرید.

در اول تیرماه 1383 (21ژوئن 2004) ، هشت ملوان بریتانیایی سرنشین سه قایق در اروند رود در حالیکه یک کيلومتر به داخل آبهای سرزمينی ايران نفوذ کرده بودند توسط نیروهای ایرانی بازداشت شدندکه سه روز بعد آزاد گشتند. روزنامه انگلیسی گاردین درباره این رویداد نوشت: "دلیل حل شدن این موضوع در ظرف چند روز این مسئله بود که انگلیس اشتباه نیروهای خود را پذیرفته و تضمین داده بود که دیگر چنین اتفاقاتی رخ نخواهد داد" پس از این حادثه مستندی به نام "شکست هیمنه" ساخته شد که مجوز پخش نیافت، اما سه سال بعد این فیلم توزیع شد، این توزیع متاخر به نظر می رسد حاوی پیامهای هشدار به بریتانیا برای توجه به خطوط مرزی بود. اما بی بی سی که در 14 اسفند 1385 در واکنش به این  فیلم مستند تحلیلی منتشر کرد در جمع بندی نوشت : "با این حال ورود قایق ها وشناورهای نیروهای نظامی حاضر در منطقه به آبهای اروند رود امری است که در سالهای گذشته بارها رخ داده است و اغلب با تذکر گارد ساحلی ایران یا توقیف کوتاه مدت این شناورها خاتمه یافته است."

این تحلیل دو هفته قبل از آن منتشر شده بود که 15 ملوانان انگلیسی در سوم فروردین ماه 6 بار حریم  آبی جمهوری اسلامی ایران را نقض کرده و دستگیر شوند. انگلستان و دیگر متحدانش در غرب که پس از صدور قطعنامه هاي شوراي امنيت ، ايران اسلامي را در موضع ضعف تصور مي كردند با هدف ارزيابي ميزان حساسيت كشورمان تجاوز گشتي هاي نظامي را برنامه ریزی کرده بودند.( همانگونه که صدام در سال 59 مدتی پیش از حمله به ایران به دستور غرب و به جهت سنجش حساسیت ایران  به دفعات حریم مرزی ایران را نادیده گرفت که با همدستی بنی صدر زمینه حمله به ایران فراهم شد.)

در چنین شرایطی بازداشت طولاني مدت آنها، مطابق «كنوانسيون 2891 جامائيكا» حق ایران بود؛ اگرچه انگليس و متحدانش انتظار داشتند در صورت دستگیری نیروها  بر اساس یک عرف پذيرفته شده با اغماض روبرو شوند ، اما پاسخ ايران اسلامي برخلاف انتظار آنان قاطع و مقتدرانه بود.

دولت بلر با حساسیت و واکنش فوق‌العاده ای که در موضوع ملوانان بازداشت شده، نشان داد، عملا ثابت کرد که شکنندگی سیاسی حزب کارگر و شخص تونی بلر به حدی است که بازتاب‌ بازداشت موقت این پانزده نفر، به سرعت برای دولت وی بطور جدی چالش آفرین و مسئله‌ساز شده است و این موضوع از سویی ضعف انگلستان و از سوی دیگر اقتدار ایران را ثابت کرد. روند دستگيري تا آزادي نظاميان بازداشتي انگليسي از جمله احضارهاي مكرر سفير و كاردار آن كشور در تهران، تاكيد بر انجام تخلف ازسوي نظاميان انگليسي از مقررات بين‌المللي و پاسخ به گفت وگوي تلفني وزير خارجه انگليس؛ مشي سياسي منطقي و بدور از جوسازيهاي مرسوم بين‌المللي از سوي جمهوري اسلامي ايران را نشان داد. اما نحوه برخورد انگليس و اظهارات نسنجيده مقامات اين كشور حكايت از عادت كردن به ناديده گرفتن حقوق ساير كشورهاي جهان در راستاي تامين منافع ملي آن كشور داشت.  انگلستان که خود را تعیین کننده مرزهای خاورمیانه می دانست تحمل پذیرش اعتراف به خطای خود در نقض مرز ایران را نداشت. از اینرو دولت انگلیس دست به اقدامات وسیع رسانه ای ، تبلیغی و سیاسی برای محکومیت ایران زد و با همه توان خود سعی کرد که ایران را در موضع محکومیت قرار دهد. انگلستان خواستار طرح موضوع ملوانان خود در شورای امنیت شد اما شورای امنیت سازمان ملل از پذیرش کامل آن خودداری کرد و با رد درخواست "آزادی فوری" ملوانان انگلیسی به صدور بیانیه ای غیر الزام آور اکتفا کرد. تعلیق روابط سیاسی با ایران تلاش دیگر انگلستان بود که با بی تفاوتی و حتی استقبال ایران هم مواجه شد. محاصره و تيراندازي به سوي سركنسولگري كشورمان در بصره نیز تنها اثبات کننده حقانیت ایران در متجاوز دانستن انگلستان بود. اتحادیه اروپا نیز با درخواست این عضو پرسابقه اش برای توقف مبادلات تجاری 28 میلیارد دلاری این اتحادیه با ایران تا زمان آزادی ملوانان انگلیسی مخالفت کرد. در اين هنگام، خواسته اصلي ايران، يعني تعهد انگليس به عدم تكرار تجاوز -كه متضمن نوعي عذرخواهي نيز هست- تأمين شد و دولت انگليس از مواضع قبلي عدول کرد. با چنین نتیجه ای بر جهانيان ثابت شد ايران اسلامي در پي گيري منافع خود جدي است.

 

اینک خواسته ها و اهداف ايران اسلامي از بازداشت نظاميان انگليسي تأمين شده بود و با ابتکار عمل دیگری برای نشان دادن روحیه صلح دوستانه ایران به دنیا در آستانه میلاد پیامبر رحمت و عروج حضرت مسیح، آزادي و عفو آنان چنان شوکی بر افکار عمومی دنیا وارد کرد که هفته نامه نیوزویک عملکرد ایران در بازداشت نظامیان انگلیسی و سپس آزادی آنها را سبب سرگردانی مقامهای کاخ سفید اعلام کردو نوشت" گویی واشنگتن شناخت چندانی از مقامهای ایرانی ندارد."

انگلستان که به روایت روزنامه های داخلیش تحقیر شده بود، با پخش مصاحبه های از قبل تعیین شده و از روی متن چند تن از ملوانان سعی در گشودن باب جدیدی در کشمکش رسانه ای برای تحریف حقیقت داشت اما وقتی شبکه عرب زبان العالم ایران تصاویر جدیدی از دوران بازداشت آنها پخش کرد وزارت دفاع بریتانیا تداوم خاطره سازی و انتشار آنها را را ممنوع اعلام کرد. زیرا حتی شبکه بی بی سی که رسمی ترین شبکه انگلستان است نیز نتوانست اعتراف نکند که "در این تصاویر ویدیویی، پانزده نظامی بازداشتی در حال بازی پینگ پونگ و شطرنج و غذا خوردن نشان داده می شوند در حالیکه ستوان فیلیکس کارمن، یکی از دو فرد بازداشتی که دارای درجه افسری است و پس از آزادی از شرایط در بازداشتگاه به شدت انتقاد کرده، با دوربین شوخی می کند."

کاریکاتور یکی از نشریات آمریکایی : آقای بلر... یک هدیه دیگر از سوی آقای احمدی نژاد

 شبکه اسکای نیوز انگلیس نیز با پخش گزارشی آخرین میخ را بر تابوت جنجالهای رسانه ای غرب زد ؛ این شبکه با پخش مصاحبه ای از ساعاتی قبل از دستگیری آنها گزارش داد که ماموریت پانزده ملوان انگلیسی جمع آوری اطلاعات جاسوسی درباره ایران بوده و این شبکه به خاطر آزادی این افراد اطلاعات خود را پیش از این فاش نکرده است. 

* آینده رابطه ایران با انگلستان

انگلستان در سالهای اخیر بارها عدم حسن نیت خود را به اثبات رسانده است؛ به عنوان نمونه دیگر می توان از دخالت در انفجارهای اهواز و تلاش برای محروم کردن ایران از فعالیتهای صلح آمیز هسته ایش نام برد. تداوم رابطه با این کشور تنها در صورتی به مصلحت ایران است که تداوم بخش موضع مقتدرانه ایران باشد. بيانات شیوای رهبر معظم انقلاب در خطبه‌هاى نماز جمعه14/11/1373 (که بیانگر آینده نگری ایشان است) همچنان افق روابط دو کشور در آینده را ترسیم می نماید: "البته ما رابطه‌مان را با دنيا حفظ كرديم و هنوز هم با انگليس رابطه‌ى سياسى داريم. منتها به نظر من، اين رابطه از آن رابطه‌هاى متزلزل است؛ زيرا انگليسيها نمى‌توانند از ابراز دشمنى خوددارى كنند و هر چندگاه يك بار، نيشى مى‌زنند... اما به نظر من، بهتر است دولت انگليس در مقابل ايران، قدرى محتاطتر باشد ... آنها بايد خيلى محتاطانه عمل كنند و حرفى نزنند كه ملت ايران احساس كند همان اغراض پليد چند ده ساله را باز هم حفظ كرده‌اند. اگر چه انگليسِ امروز، ديگر انگليسِ آن روزها نيست و تمام شده است. "

 

متن کامل
۱۳۸٦/۱/٢۱ - محمد مهدی اسلامی

   زلف آشفته   

زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مستنرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنانسر فرا گوش من آورد به آواز حزینعاشقی را که چنین باده شبگیر دهندبرو ای زاهد و بر دردکشان خرده مگیرآن چه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیمخنده جام می و زلف گره گیر نگارپیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دستنیم شب دوش به بالین من آمد بنشستگفت ای عاشق دیرینه من خوابت هستکافر عشق بود گر نشود باده پرستکه ندادند جز این تحفه به ما روز الستاگر از خمر بهشت است وگر باده مستای بسا توبه که چون توبه حافظ بشکست

خواجه حافظ شیرازی

متن کامل
۱۳۸٦/۱/۱٩ - محمد مهدی اسلامی

   چی کار کنم؟   

سلام.سال نو مبارک. در مطلب قبلی یادم رفت تبریک بگم.

مدتیه می خوام در این وبلاگ از حوادث دور و برم هم بنویسم و لی هدفم از راه اندازی این، انتشار مقاله هام بود. شک دارم که چه جوری بهتره... بگذریم.

 امروز می خواستم یک مقاله درباره تنش اخیر میان انگلستان و ایران بنویسم که مثل همیشه آقای رییس جمهور همه را غافل گیر کرد. ولی من از رو نمیرم.

راستی چی کار کنم بهتره فقط مقاله یا ...

متن کامل
۱۳۸٦/۱/۱٥ - محمد مهدی اسلامی

   مقاله ای که ...   

امسال بر خلاف سالهای قبل به علت نداشتن مسئولیت سابق و حجم زیاد کار های پایان سالم تنها در آخرین شب روضه های موتلفه توانستم حاضر شوم. هنگام خداحافظی یکی از دوستان نظرم را درباره مقاله فرید مدرسی در ویژه نامه اعتماد درباره موتلفه پرسید، نخوانده بودم ولی او مرا حساس کرد.

ویژه نامه را پیدا نکردم ولی در وبلاگش می شد مقاله را یافت. فرید واقعا یکی از بهترین خبرنگارانی است که در این چند سال با آنها آشنا شده بودم. حوزه احزاب را خوب می شناسد و با آرشیوی قوی گاه اطلاعاتی را از سالها قبل بیرون می کشد که همه را شوکه می کند. بد نیست شما هم بخوانید:

http://www.faridmod.blogfa.com/post-196.aspx

متن کامل

   به یاد اولین شهید ولایت   

۷ ربیع الاول سالروز شهادت غنچه نشکفته اهل بیت حضرت محسن علیه السلام است، شهیدی که کمتر از او یاد می شود؛ این متن را به جهت ابراز ارادت به اولین شهید بعد از پیامبر از سایت یا زهرا که ظاهرا زیر نظر حضرت آیت الله العظمی سیستانی فعالیت می کند نقل کردم:

محسن عليه‏السلام عزيز پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بود و آن حضرت قبلاً نام او را تعيين كرده بود. اگر اين آخرين گل زهرا عليهاالسلام به دنيا مى‏آمد همه به عنوان يادگار پيامبر صلى اللَّه عليه و آله از او ياد مى‏كردند و گراميش مى‏داشتند.
ولى خوب شد به دنيا نيامد، چه آنكه هنوز متولد نشده اينچنين او و مادرش را گرامى داشتند!!!
چه سوزناك است كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله از شهادت يادگار خود خبر دهد و بفرمايد: اين شهادت در اثر ضربتى است كه بر دخترم فاطمه عليهاالسلام وارد مى‏شود!
قال رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله: و تضرب و هي حامل،... و تطرح ما في بطنها من الضرب و تموت من ذلك الضرب.
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود: حضرت زهرا عليهاالسلام زده مى‏شود در حالى كه باردار است. در اثر اين ضربت فرزندى كه همراه دارد سقط مى‏شود، و خود او در اثر همان ضربت از دنيا مى‏رود.
گل زهرا عليهاالسلام اول شهيد شد و سپس سقط گرديد! اما چگونه؟ اين سؤالى است كه بايد جزئيات ماجرا آن را روشن كند.
مادرى كه فرزند همراه دارد مواظبت زيادى مى‏خواهد. رعب و وحشتى كه مهاجمين سقيفه پشت در خانه به راه انداخته بودند، و فريادهاى بلند و بى‏ادبانه‏اى كه سر داده بودند و قصد ورود اجبارى به خانه را داشتند، مى‏توانست به تنهايى باعث سقط محسن شود.
فرياد «آتش مى‏زنيم»، و صداى بر زمين انداختن هيزم، و چيدن آنها با خار مغيلان كنار ديوار و در خانه و آتش زدن آنها، و دود و شعله‏هايى كه از زير در و بالاى ديوار خانه ديده مى‏شد، هر خانم باردارى را نگران مى‏كرد و به وحشت مى‏انداخت.
اكنون بانويى پشت در آمده كه از يك سو رحلت پدر مهربانى چون پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بار عظيمى از غم بر قلب او نشانده، و از سوى ديگر جفاى مردم در حق شوهر مظلومش دل او را سخت آزرده است.
او احساس مى‏كند مهاجمين قصد ورود به خانه را دارند و در وضعيت فوق‏العاده خطرناكى قرار گرفته است. لذا با تمام وجود در را گرفته تا باز نشود.
آتش به چوب در گرفته و شعله‏ها به صورت او اصابت مى‏كند. در صاف نيست! چوبهاى ناهموار دارد، ميخ دارد، داغ شده است! بانويى كه محسن عليه‏السلام همراه اوست چگونه بايد مواظب فرزندش باشد؟!
در را با لگد مى‏شكنند و صداى وحشتناكى ايجاد مى‏شود، و در به روى بانو مى‏افتد. درياى عصمت و حيا با مهاجمين بى‏حيا روبه‏رو مى‏شود. بر دستش تازيانه مى‏زنند تا در را رها كند.
در با ميخش و با ناهمواريش سينه را مى‏شكافد و خون جارى مى‏كند. استخوان پهلو از درون مى‏شكند و خون جارى مى‏شود! لابد اينها براى كشتن فرزندى كه كنار اين پهلو و سينه به تلاطم افتاده كم است؟!
حمله‏كنندگان سقيفه يك نفر نيستند. دستور خود را هم از پيش گرفته‏اند. آن سيلى كه گوشواره را مى‏شكند، تازيانه‏اى كه بازو را سياه مى‏كند، و بر سر و كتف بانو مى‏خورد و بى‏محابا از هر سو فرود مى‏آيد و خون جارى مى‏كند، پايى- كه شكسته باد- بر بانوى باردار ضربه مى‏زند. آيا با همه‏ى اينها هنوز محسن عليه‏السلام زنده است؟ بايد بپرسيم هنوز مادر زنده است؟!!
با اين همه وحشت و ضربت و جراحت... مادر چه گفت؟ چه كرد؟ فضه چه كمكى توانست نمايد؟ اميرالمؤمنين عليه‏السلام چه كرد؟ بچه‏ها چه حالى داشتند؟ محسن عليه‏السلام كجا رفت؟ تاريخ، اين داستان جگرسوز را با تمام تلخى‏هايش حفظ كرده تا معلوم شود فاطمه و محسنش عليهماالسلام باهم و از يك سبب به شهادت رسيدند!! چه ضرباتى و چه حملاتى كه مرد را از پا درمى‏آورد، چه رسد به بانويى كه كنار قلبش يادگار زيبايى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله را در آغوش گرفته است. 

آری اینگونه حضرت زهرا -سلام الله عليها- همه چيزش را ، حتی جگرگوشه اش محسن را فدای دفاع از امام زمانش كرد.

متن کامل