نهضت ملي شدن صنعت نفت؛ نماد مقابله با استكبار در كنار وحدت ملي   

"ايران انگليس را با تيپا بيرون انداخت ." اين جمله را چرچيل نخست وزير شهير انگليس با ملي شدن صنعت نفت در ايران اعلام كرد.

نفت يا طلاي سياه از همان ابتداي كشف، با طمع قدرت هاي استعمارگر بين المللي مواجه شد و آنان در ازاي امتيازاتي كه مي گرفتند مبالغ بسيار ناچيزي به صاحبان كشورهاي نفت خيز مي دادند، مبالغي كه رقم آن امروز بسيار مسخره است. در واقع سرقت نفت از ساده ترين شگردهاي قدرت هاي استعمارگر در يكصد سال اخير بوده است.

شركت نفت انگليس كه استعمار خود را از سال 1280 در ايران آغاز كرده بود، نفت كشورمان را به مدت 50 سال نه بشكه اي، بلكه به صورت تني خارج مي كرد و البته سود ناچيزي هم به مسئولان وقت مي داد. حسين ملكي ، مورخ در اين باره مي گويد: انگليس، نفت مجاني را از ايران مي گرفت و تعجب اينكه، دولت و ملت ايران هيچ گاه نتوانست اطلاع پيدا كند كه انگليس چه مقدار نفت ايران را قبل از ملي شدن، مجاني و يا با قيمت پايين از ايران خارج کرده است.  لندن فقط در 9 سال قبل از ملي شدن صنعت نفت در ايران، حدود 40 ميليون پوند سود سهام و درآمد مالياتي نصيب خود كرد.

جرج ميدلتون، سفير وقت انگليس در تهران هم درباره پشت پرده سياست لندن عليه تهران گفته بود: دستور لندن اين بود كه جريان نفت ايران بايد ادامه يابد و هيچ وقت قطع نشود... به من دستور داده شده بود كه در مورد صدور نفت ايران به انگليس براي 30 تا 40 سال آينده با اطمينان حركت كنيم.

اين نوع رويكرد انگليس ديگر براي ملت ايران قابل تحمل نبود و اين گونه شد كه از پانزدهمين دوره مجلس شوراي ملي و در قبال تعيين تكليف قرارداد نفتي - الحاقي 1933 ملي كردن صنعت نفت ايران كليد خورد و آيت الله كاشاني و دكتر مصدق رهبران اين نهضت شدند. بلافاصله مجلس شوراي ملي هم تقاضاي ملي شدن نفت را مطرح کرد و به همين خاطر نخست‌وزير وقت استعفا داد. شاه، سپهبد رزم آرا را كه رئيس ستاد ارتش و فارغ‌التحصيل سن سير فرانسه بود نخست وزير كرد تصور آمريكا و انگليس نيز از نخست وزيري رزم آرا اين بود كه او، تنها شانس آن‌هاست. رزم آرا كه گفته بود: شماها نمي توانيد (( لولهنگ ))-آفتابه گلي - بسازيد و كارخانه سيمان اداره كنيد ، پس بنشينيد سرجاي خود و دم از ملي كردن صنعت نفت نزنيد!!

بررسي جايگاه مصدق در ملي شدن صنعت نفت:

نكته حائز اهميت در زمينه ملي شدن صنعت نفت اين كه حتي ابتكار و پيشنهاد اين موضوع متعلق به مصدق نيست. برخي صاحبنظران تاريخ معاصر براساس اسناد موجود از مشروح مذاكرات كميسيون نفت مجلس شوراي ملي معتقدند حتي تا اواسط سال 29 مصدق موضع موافقي با ملي شدن صنعت نفت نداشته است. البته ما در اين بحث مبنا را بر روايات خود دكتر مصدق به عنوان نخست‌وزير دوران ملي شدن صنعت نفت قرار مي‌دهيم. وي در زمينه چگونگي مطرح شدن طرح اجرايي بعد از تصويب ماده واحده ملي شدن صنعت نفت در 29 اسفند سال 29 به صراحت مي‌گويد: «شنبه 8 ارديبهشت 1330 كه روز جلسه‌ي مجلس نبود به مجلس شوراي ملي احضار شدم. اكثريت نمايندگان هم آمده بودند و مي‌خواستند در جلسه‌ي خصوصي به شور و مشورت پردازند و تمايل خود را براي تعيين نخست‌وزير بعرض شاهنشاه برسانند. از اينكه گفته مي‌شد آقاي حسين‌علاء استعفا داده است تعجب كردم چونكه روز ششم ارديبهشت شب كه بخانه من آمده بودند و مي‌خواستند در يك موضوعي با من مشورت كنند هيچ از اين بابت صحبتي نكردند و چون قبل از اين ملاقات من در كميسيون نفت مجلس شوراي ملي بودم كه طرح نُه ماده‌اي جمعي از نمايندگان كه براي ملي شدن صنعت نفت تنظيم شده بود از تصويب كميسيون گذشت نخست‌وزير را از جريان مطلع كردم و تقاضا نمودم كه روز يك‌شنبه نهم ارديبهشت در جلسه رسمي مجلس حضور يابند...»

در فراز ديگري دكتر مصدق چگونگي شكل‌گيري انديشه كلي ملي شدن صنعت نفت را روايت و مطرح مي‌كند كه نمايندگان عضو كميسيون نفت مجلس- كه خود رياست آن را به عهده داشت- نتوانسته بودند بعد از چند ماه بحث به فرمولي براي استيفاي حقوق ملت برسند: «ملي شدن صنعت نفت در سراسر كشور ابتكار شادروان دكتر حسين فاطمي است كه چون كميسيون نفت مجلس شوراي ملي پس از چند ماه مذاكره و مباحثه نتوانست راجع باستيفاي حق ملت از شركت نفت انگليس و ايران تصميمي اتخاذ كنند دكتر فاطمي با من كه رئيس كميسيون بودم مذاكره نمود و گفت با وضعي كه در اين مملكت وجود دارد استيفاي حق ملت كاري است بسيار مشكل، خصوصاً كه دولت انگليس مالك اكثريت سهام شركت است و بعنوان ماليات بر درآمد هم هر سال مبلغ مهمي از شركت استفاده مي‌كند و من‌باب مثال در سال 1948 از شصت‌ويك ميليون ليره عوائد خالص شركت نفت بدولت ايران كه مالك معادن نفت است از بابت حق‌الامتياز فقط نُه مليون ليره رسيده در صورتيكه دولت انگليس به عنوان ماليات بر درآمد بيست‌وهشت مليون ليره استفاده كرده است.»

البته توجه دادن خوانندگان به اين فرازها از خاطرات دكتر مصدق بدين معني نيست كه وي بعد از انتخاب شدن به عنوان نخست‌وزير نقش اساسي در پيگيري موضوع ملي شدن نفت ايفا نمي‌كند، بلكه هدف صرفاً مشخص شدن معادلات قبل از 29 اسفند 1329 است مقام معظم رهبري در خطبه هاي نماز جمعه تهران‌24/12/63 درباره مصدق چنين فرمودند: «دكتر مصدق اينجوري نبود، يك شخصيتي از خانواده اشراف، جزء طبقه اشراف، در اشرافيت متولد شده، در اشرافيت بزرگ شده، در اشرافيت هم از دنيا رفت و در همان وضعيتي كه بود البته انسان آزاده‌اي بود. اين نظر خوشبينانه بنده است. ممكن است بعضي‌ها اين نظر را نداشته باشند من در اين باره بحثي ندارم... دكتر مصدق يك آدم ملي گرايي‌خلاصه مي‌شد و به اساس نظري كه من دارم معتقدم او يك آدم آزاديخواهي بود كه تسلط انگليسيها را بر مملكت تحمل نمي‌كرد و مي‌خواست يك دولت مستقل در كشور تشكيل دهد . دكتر مصدق در همين حد خلاصه مي‌شد كه نفت را از انگليسها بگيرد و يك دولت ملي و مستقل بوجود آورد ، البته شاه هم اگر بود ، باشد . منتهي همين طور كه مريدها و شاگردان مصدق تا آخر مي‌گفتند شاه سلطنت بكند و حكومت نكند و يك مقام تشريفاتي باشد و اختيار دست مصدق باشد . حالا بعد از اينكه انگليسها رفتند و ملت مستقل شد ديگر بعد از استقلال چه نظام رفتاري ، اخلاقي و آدابي و نظامي فكري بر مردم حاكم باشد براي او فرقي نمي‌كرد و در محدوده ذهن دكتر مصدق نبود . او يك انسان ليبرال و آزاديخواهي بود كه معتقد بود جامعه همين نحو و با همين نظام زندگي كنند منتهي انگليسها و قدرتهاي خارجي بر آنها حكومت نداشته باشند . ولي مرحوم آيت‌اله كاشاني يك فرد كاملا مكتبي بود " (سخنان ايشان در اينجا با انفجار بمبي در نمازجمعه تهران و شهادت جمعي از نمازگزاران نيمه كاره ماند و بحث خطبه را تغيير داد)

نقش آيت ا... كاشاني در عدم تصويب لايحه الحاقي:

آيت ا.... كاشاني براي جلوگيري از تصويب قرارداد نفت در مجلس، اعلاميه اي خطاب به ملت ايران درباره ملي كردن صنعت نفت صادر كرد. بعد از انتشار اعلاميه، اجتماع بزرگي در مسجد شاه (سابق) برپا گرديد كه در آن سخنرانان راجع به ابطال قرارداد  نفت 1312 شمسي 1933 ميلادي به سخنراني پرداختند و خواستار ملي شدن صنعت نفت شدند.

در اعلاميه اي از آيت ا... كاشاني آمده بود:«..... بر همه كس واضح و آشكار است كه تمام بليات و مصائب، مخصوصاً هرج و مرج دستگاه اداري و غارت بيت المال و تسلط زمامداران نالايق و مملكت فروش و بطور كلي تشويق جنايتكاران و حبس و تبعيد و شكنجه وطن دوستان در اثر سياست جابر انگلستان در مملكت ما به وجود آمده است و آن دولت هميشه اين اعمال خلاف عفت و انسانيت را براي غارت نفت ايران كه بزرگترين و مهم ترين ثروت ملي ماست،‌ مرتكب شده و مي شود ........ ملي شدن صنعت نفت در ايران تنها چاره بيچارگيهاي ماست، زيرا بدين وسيله ثروت بيكران كه خداوند تبارك و تعالي به ملت ايران عطا فرموده، از دست دشمنان بشر كه مقصدي جز منفعت طلبي و مكيدن خون ملل ضعيف ندارند، بيرون آمده، به صاحبان حقيقي و مستحق آن مي رسد ..... براي اينكه تكليف ديني و وطني ملت مسلمان ايران كاملاً معلوم و روشن باشد ناچارم اين آرزوي عمومي را يك بار ديگر در اينجا بيان كنم تا به نام سعادت ملت ايران و به منظور كمك به تأمين صلح جهاني، همه افراد مملكت بخواهند كه صنعت نفت ايران در مناطق كشور بدون استثناء ملي اعلام شود.......»

رزم آرا با گستاخي تمام و بي اعتنايي، همچنان روي تصويب قرارداد الحاقي پافشاري مي كرد و در پاسخ به كميسيون نفت (12 اسفند 1329) گفت: «....... اگر زياد پافشاري كنند مسجد را بر سر كاشاني و مجلس را بر سر مصدق خراب خواهم كرد

مردم منتظر شنيدن آخرين نتايج مباحثي بودند كه به خاطر مخالفت سپهبد رزم آرا، نخست وزير وقت به جايي نمي رسيد. اما سرانجام شليك گلوله اي از سوي خليل طهماسبي از گروه فدائيان اسلام به رزم آرا ، همه مباحث را پايان داد.

 آيت ا.... كاشاني در مصاحبه اي چنين گفت:«...... اين عمل به نفع ملت ايران بود و اين گلوله و ضربه، عالي ترين و مفيدترين ضربه اي بود كه به پيكر استعمار و دشمنان ملت ايران وارد آمد. قاتل رزم آرا بايد آزاد شود. اين اقدام او در راه خدمت به ملت ايران و برادران مسلمانش عملي شده است......»

آيت ا... كاشاني در برداشتن آخرين گامها براي ملي كردن صنعت نفت و كوتاه كردن دست بيگانگان از منابع ثروت ملي و دخالت در امور كشور، همزمان با تشييع جنازه رزم آرا، دستور داد تظاهرات ملي و همگاني در خيابانهاي تهران برپا شود .

شاه از طريق سر لشگر ضرابي براي آيت ا... پيام فرستاد كه مانع تندرويهاي فدائيان اسلام شود و اجتماعي را كه قرار بود در ميدان بهارستان برپا شود متوقف كند اما ايشان نپذيرفت و سرانجام تظاهرات بزرگ 100 هزار نفري در تهران به راه افتاد. در اين روزها تنها مرد قدرتمند ايران آيت ا... به حساب مي آمد و همه به حركتها و تصميمات وي چشم دوخته بودند.

پس از کشته شدن نخست‌وزير وقت ، طرح ملي شدن صنايع نفت با رهبري ايت الله کاشاني و دکتر مصدق در مجلس دوباره به بحث گذاشته شد. گزارش كميسيون در 24 اسفند به تصويب مجلس شورا و در 29 اسفند به تصويب مجلس سنا رسيد. همچنين مجلس در 29 اسفند 1329، گزارش پيشنهادي كميسيون نفت را به شرح زير تصويب نمود:

«به نام سعادت ملت ايران و به منظور تأمين صلح جهان، (ما) امضاء كنندگان ذيل پيشنهاد مي نمائيم كه صنعت نفت ايران در تمام مناطق كشور بدون استثناء ملي شود، يعني تمام عمليات اكتشاف، استخراج و بهره برداري در دست دولت قرار گيرد

پس از استعفاي حسين علاء که بعد از رزم‌آرا نخست وزير شده بود، در شور و اشتياق عمومي که آيت الله کاشاني در ايجاد آن نقشي بي بديل داشت دکتر مصدق به نخست وزيري رسيد و به همراه کاشاني که نهضت مردمي ملي شدن نفت را عهده دار بود، برنامه خود را اصلاح قانون انتخابات و اجراي قانون ملي شدن صنعت نفت اعلام کرد.

واكنش انگلستان به ملي شدن صنعت نفت:

به هر حال بيست و نهم اسفند 1329 و در نتيجه همدلي آيت الله كاشاني و دكتر مصدق، نفت ايران ملي شد اما در كنار مباحث اين نهضت، نكات جالبي وجود داشت.

 انگليسي ها كه خود را درمانده يافته بودند درباره اسناد سرقت نفت ايران تصميم گرفتند آنها را به خانه سدان در خيابان 30 تير تهران ببرند و بسوزانند. اريك دريك، مديرعامل شركت نفت انگليس - ايران در اين باره مي گويد: دستور رسيد تا اسناد مربوط به خروج نفت ايران را به دليل كمبود وقت در اطراف شركت معدوم كنيم.

مشابه فعاليت آمريكايي‌ها در لانه جاسوسي، انگليسي‌ها نيز چون احساس كردند كه صنعت نفت ايران در حال ملي شدن است، اسناد را از دفتر شركت نفت كه در خيابان نادري تهران بود به خانه سدان، رئيس شركت نفت ايران و انگليس ، برده و آن‌ها را ‌سوزاندند.  نهايتاً اين خانه دست دولت افتاد و مصدق از اين اسناد در ديوان بين‌المللي لاهه و شوراي امنيت استفاده كرد.

انگليسي‌ها مي‌خواستند تمام تلاش خود را انجام دهند تا جلوي ملي شدن صنعت نفت را بگيرند. هدف اول آن‌ها حفظ منابع انرژي براي خودشان بود و هدف دوم مبارزه با حركت‌هاي مردمي بود كه به شدت از گسترش آن مي‌ترسيدند و ممكن بود قدم بعدي حركت‌هاي مردمي ملي كردن كانال سوئز باشد که البته چنين نيز شد و کانال سوئز با تاسي از ملي شدن صنعت نفت ايران، ملي شد.

بلافاصله در 25 دسامبر 1951 نيز دولت مصدق به كاركنان انگليسي شركت نفت يك هفته مهلت داد كه ايران را ترك كنند. انگليسي ها نيز که در اين برهه خيلي خوار شده بودند ايران را ترك كردند و تحقير بزرگي براي انگليس از طرف همدلي کاشاني و مصدق به ثبت رسيد.

مسئول قسمت نفت وزارت دفاع آمريكا گفت بدون نفت ايران تا آخر سال 1951 تقاضا بر عرضه غلبه خواهد كرد.

آغاز توطئه آمريکا و انگليس عليه مردم ايران 

با فشار به عربستان سعودي و كويت و عراق كه ميزان استخراج را بالا بردند، تحريم نفت ايران موثر واقع مي‌شد. در سال 1952 توليد نفت ايران به 20000 بشكه در روز در با مقايسه با 666000 بشكه در روز در سال 1950 تنزل كرد.

در همين زمان فشار روي ايران با روي كار آمدن دولت محافظه‌كار و نخست وزيري چرچيل اضافه شد، چرچيل كه در اين زمان 77 ساله بود، مي‌گفت كه سياست سختي در مورد مردم ايران خواهد داشت .

طبق اسناد موجود، چرچيل نخست وزير انگليس بعد از ملي شدن نفت در ايران به ترومن رييس جمهور آمريکايي گفت: «اگر در آن زمان حكومت انگلستان را در دست داشت، به هيچ وجه ايران، انگليس را با تيپا بيرون نمي‌كرد».

 پيروزي نتيجه پافشاري و مقاومت مردم ايران 

به نظر مي‌رسيد فشار و تهديد، بر رهبران ملي و مذهبي ايران تاثيري نداشت. مصدق مي‌گفت: نفت براي نسل‌هاي آينده در زمين مي‌ماند.

وي از راديو و روزنامه براي آماده كردن مردم استفاده مي‌كرد و به واسطه همراهي روحانيون و در راس آن‌ها آيت‌الله كاشاني، مردم هر زمان كه لازم بود در حمايت از ملي شدن صنعت نفت به خيابان‌ها مي‌ريختند.

در ابتداي سال 1332 (1953 ) انگليس به آمريكا پيشنهاد كودتا در ايران داد. جواب امريكا اين بود كه بايد صبر كرد تا آيزنهاور سركار بيايد. با روي كار آمدن آيزنهاور، فرمان كودتا را جان فاستر دالس وزير امور خارجه امريكا و برادرش آلن دالس رئيس سازمان جاسوسي اين كشور صادر کرد.

در اين مرحله اشتباه تاكتيكي مصدق رخ داد چرا كه از رهبران مذهبي و به طبع آن اكثريت مردمي كه قاطبه مذهبي داشتند، روگردان شد. اين امر به مصدق مشتبه شد كه مي‌تواند حتي بدون حمايت مردمي بر انگليسي‌ها پيروز شود و اين در نامه‌هاي مصدق با كاشاني نمايان بود. در انگليس چرچيل قبول مسئوليت كرد كه مصدق را سرنگون كند. آمريكايي‌ها هم با كودتا موافقت كردند.

اين حوادث تاريخي نشان مي دهد آمريکا و انگليس هيچگاه منافع ملي ايران را به رسميت نشناخته اند. هم اکنون نيز به هر حربه اي دست مي زنند تا حقارت تاريخي خودشان در ايران تکرار نشود و ايران از انرژي هسته اي برخوردار نشود.

 

متن کامل
۱۳۸٥/۱٢/٢٥ - محمد مهدی اسلامی

   تداوم مظلومیت پیامبر اعظم   

زمين از نبود او تاريك و ظلمانى و در مصيبت حضرتش بهترين بندگان او محزون و اندوهگين شدند و خورشيد و ماه پشت ابرهاى تيره و تار پنهان ، و به خاطر اين مصيبت ستارگان از هم جدا و پراكنده شدند. اميدها نااميد، كوهها متزلزل ، حريم افراد شكسته ، و گراميداشت و حرمتها پايمال شد.(1)

این جملات، بخشی از خطبه معروف بانوی دو عالم حضرت صدیقه طاهره در رثای رسول اعظم صلوات الله و سلامه علیهما است. خطبه ای که در ابتدای آن صداى خود را به ناله اى دلخراش بلند كرد، مسجد لرزيد و حاضران به گريه افتادند.

عظمت فاجعه شهادت آن جناب را فقط معصومين عليهم ‏السلام درك مى‏كنند و در حقيقت درك  ما از بزرگى اين فاجعه عاجز و معلوماتمان ناچيز است. حضرت زهرا سلام الله‏ عليها در میان این خطبه که چند روز پس از شهادت پدر بزرگوارشان و در مسجد آن حضرت ايراد فرمودند، جمله ‏اى گفتند كه به عنوان كسى كه بهتر از هرشخصى عمق اين فاجعه را درك مى ‏كند، شايان دقت و تأمل و بررسى است. ايشان ضمن آن خطبه مى‏فرمايند: و اُزيلت الحرمة عند مماته فتلك و الله النازلة الكبرى و المصيبة العظمى؛ هنگام درگذشت آن جناب حرمت از ميان رفت، و به خدا قسم اين است مصيبت بزرگ و فاجعه جبران ناپذير.(2)

حضرت زهرا سلام الله عليها نفرموده‏اند مصيبت بزرگ، شهادت رسول خدا صلى الله عليه و آله است. آن حضرت فاجعه بزرگ را چيز ديگرى دانسته اند. فاجعه بى مانند و بزرگ بر اساس فرمايش ايشان شهادت رسول خدا صلى الله عليه و آله نيست، بلكه هتك حرمت رسول خدا صلى الله عليه و آله است. از طرفى آن جناب نفرموده اند: حرمت ايشان هتك شد، بلكه فرمودند: زائل شد واز ميان رفت.

در واپسین روزهای سال 1384 دشمنان اسلام با درک اهمیت حیاتی جایگاه رسول اعظم صلى الله عليه و آله با تلاشی مذبوحانه سعی  هتک حرمت نبوی داشتند و با انتشار کاریکاتورهای موهن و انتشار چند باره آن در رسانه های صهیونیستی به بهانه آزادی بیان بنا بر تخفیف جایگاه رفیع آن یگانه عالم را داشتند. در چنین شرایطی مقام معظم رهبری سال 1385 را به نام مبارک پيامبر اعظم (صل الله علیه و آله و سلم) مزین نمودند و فرمودند:" در اين مقطع زمانى، ياد و نام مبارك پيامبر اعظم از هميشه زنده‏تر است؛ و اين يكى از تدابير حكمت و الطاف خفيّه‏ى الهى است .امروز امت اسلام و ملت ما بيش از هميشه به پيغمبر اعظم خود نيازمند است." (3)

اهمیت شناخت رسول گرامی اسلام در غرب در پی این اقدام زیرکانه معظم له دو چندان جدی گردید تا آنجا که در مهد فتنه اخیر ، ترجمه دانمارکی «قرآن کريم» به عنوان بهترين و مطلوبترين هديه در کريسمس 2007 مورد استقبال قرار گرفت و  دومين رتبه را در فروش بهترين کتاب ادبي به خود اختصاص داد.

این نامگذاری می توانست جنبه های دیگری را نیز به خود اختصاص دهد " ملت و دولت ما در اين سال، بايد طورى عمل كنند كه با حكمت نبوى، با علم نبوى، با حكومت نبوى، با عدالت نبوى، با اخلاق و كرامت نبوى، با فروتنى و عزت نبوى و با جهاد و رحمت نبوى هماهنگ باشد ... امسال بايد يك خيزش، يك حركت بزرگ و يك گام بلند داشته باشيم." (4) اینک سال پیامبر اعظم در حالی با سالروز شهادت آن بزرگوار به پایان می رسد که کارنامه ما در مواردی که انتظار می رفت چندان درخشان به نظر نمی رسد. اگرجه در این کوتاه نوشته قصد ارزیابی کارنامه سال پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) را ندارم اما آنچه که بیش از پیش برای نگارنده سنگین به نظر می آید کوتاهی در شناخت ایشان حتی در ظاهر حیات ایشان است. اینکه همچنان از شهادت ایشان با عنوان "رحلت" یاد شود در حالی که بسیاری از شواهد خبر از مسمومیت ایشان می دهد. از بررسی حالات واپسین روزهای حیات جسمانی ایشان که در تاریخ آمده و بیانگر مسمومیت بوده است تا احادیث و روایاتی که دلالت بر این امر دارد. مگر از سبط اکبر حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام) چنین منقول نیست که به خانواده وخويشانشان فرمودند : انّي أموت بالسّم كما مات رسول الله صلي الله عليه واله وسّلم .من به واسطه سم از دنيا مي روم همانطور كه رسول الله صلي الله علي واله وسلم مسموماً از دنيا رفت. (5) روایتی که دلالت بر نوع شهادت، روز شهادت و ... دارد؟

ای کاش تا آن حد که در استفاده از لغت مقدس "شهید" برای از دست رفتگان در راه ماموریتهایشان در نظام اسلامی ( همچون مرحوم دادمان) اهتمام داشتیم درباره رسول گرامی اسلام نیز اهتمام می داشتیم.

---------

پی نوشت:

1-     این خطبه از سوی 92 راوی با 25طریق مختلف شیعه و سنی ذکر شده است. برخی کتب که به نقل این خطبه پرداخته اند: علل الشرايع شيخ صدوق، الشافى سيد مرتضى، الاحتجاج طبرسى، دلائل الامامة طبرى و شرح نهج‏ البلاغه ابن ابى الحديد و ...

2-     همان

3-     پيام نوروزی رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت حلول سال 1385

4-     بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در صحن جامع رضوى 01/01/1385

5-     مناقب شهر آشوب 4/8وراوندي در خرائج 1/241وبحار 43/327ح6و44/153ح23.

 

متن کامل
۱۳۸٥/۱٢/٢٢ - محمد مهدی اسلامی

   آقای متخصص! اطلاعات شما کهنه است   

اسفند 1357

مصاحبه دریادار دکتر سید احمد مدنی وزیر دفاع دولت موقت با واشنگتن پستيکی از شفاف ترین موضعگیری های ملی گرایان در صدر انقلاب است: "ما تصمصیم داریم سلاحهای خریداری شده از امریکا از جمله هواپیماهای اف-14 را باین کشور پس دهیم... ارتش نصف خواهد شد..."

او تمام القاب لازم برای کارشناس بودن را داشت؛مدرک دانشگاهی دکترای حقوق، درجه نظامی دریاداری و سابقه همراهی با مبارزات ملی ( حداقل آنگونه که اعلام شده بود) و... همه سبب می شد که این سخنان کارشناسانه تلقی شود. زیرا او معتقد بود " جمهوری اسلامی در خلیج فارس و اقیانوس هند دیگر نقش ژاندارم منطقه را به عهده نخواهد داشت و از صرف هرگونه برنامة پرهزينه در اين منطقه جلوگيري خواهد کرد " و هزینه های هر پرواز اف-14 به قدری سنگین است که استرداد آنها مطابق منافع ملی خواهد بود. او آینده را بدون در نظر گرفتن دشمنان ترسیم می نمود. 

هواپيماي جنگي اف-14 در آن زمان پيشرفته ترين جنگنده جهان بود و به واسطه وام ایران به آمریکا از خطر ورشکستگی نجاتيافته بود و به همین دلیل آمریکا ناگزیر به تحویل تعدادی از آن به متحدش در خاورمیانه رضایت داده بود و تنها در اختیار ایران و آمریکا قرار داشت. در طی سال های جنگ تحمیلی، جنگنده اف-14، خسارات جبران ناپذیری را به نیروی هوایی رژیم بعثی وارد آوردند که اگر تقویت بعدی صدام توسط غرب صورت نمی گرفت، نیروی هوایی عراق در ابتدا به طور کلی نابود و تقریباً فلج گشته بود. حتی گفته می شد که فرمانده نیروی هوایی عراق به خلبانان فرمان داده بود که در صورت مشاهده تامکت های ایرانی، به سرعت عقب نشینی کرده و درصدد مقابله با آن بر نیایند؛ چرا که پیروز نبرد از ابتدا معلوم بود. 

بیان ضرورت استرداد چنین سلاح کارآمدی به بهانه های عدم صرفه اقتصادی از سویيک به ظاهر متخصص انقلابی در بحرانی ترین شرایط انقلاب اگر موجب سستی در نگهداری آن می گردید بی شکيک دستاورد مهم برای غرب و شکستی برای نظام نوپای اسلامی بود. 

اسفند 1385

دكتر احمد شيرزاد، نماینده مجلس ششم که انجمن اسلامی دانشکده علوم اجتماعی او را به عنوان كارشناس مسايل هسته اي دعوت نموده بود در سخنانی در دانشگاه تهران گفت:" اكنون سه سال است كه بحث ايجاد چرخه غني سازي اورانيوم در ايران مطرح و باعث شده انواع اتهامات از سوي كشور هاي غربي متوجه ايران شود. اين اتهام ها سبب شده رابطه ما با دنيا تغيير كند و به ضرر ما تمام شود در حاليكه اساسا وقتي معادن اورانيوم ما بسيار محدود هستند چگونه مي خواهيم چرخه سوخت داشته باشيم. برآورد كل معادن ما حاكي از اين است كه بيش از هزار و چهار صد تن ذخيره نداريم ... ايران با توجه به اينكه ذخيره بسيار پاييني، آن هم با خلوص پايين دارد، اكنون به دنبال تكميل اين چرخه است در حالي كه همواره هزينه هاي زياد اقتصادي و سياسي در اين رابطه پرداخت كرده است... من سئوالم اين است كه اين همه هزينه دادن به خاطر چيست. " این دقیقا همان شبهه ای بود که اوایل سال جاری نیز توسط مباحث به ظاهر علمی برخی از مدعیان ملی گرایی طرح شد اما با پاسخهای به موقع متخصصان مشخص گردید که اطلاعات مذکور که از آن برای غیر اقتصادی بودن این صنعت کمک گرفته می شود اطلاعاتی کهنه و مربوط به قبل از اکتشافات و مطالعات جدید در معادن بندر عباس، ساغند، ناریگان ، خشومی و... بوده است. 

هدف شیرزاد از طرح چنین بحثی که پیشتر پاسخ گرفته است را می توان در ادامه سخنانشيافت: "انرژي هسته اي از ابتدا پتانسيل ايجاد وفاق داشت و با شعار انرژي هسته اي حق مسلم ماست اين وفاق ايجاد شد، اما اين وفاق تا كي مي تواند ادامه پيدا كند؟... ديگر انرژي هسته اي قادر نخواهد بود بسيج توده اي ايجاد كند. "

این نوع اظهار نظر ها در شرایطی ابراز می شود که دشمن بیشترین فشارش را برای تعلیق حتی بسیار کوتاه مدت فعالیت های هسته معطوف داشته است. این بار اوست که خواستهيا ناخواسته  در مسیر دشمن گام بر می دارد. داستان پطروس فداکار را ازياد نبرده ایم؛ اگر امروز جلوی این روزنه که تلاش می شود در سد حاصل از وحدت ملی ایجاد کنند را نگیریم اسفند 1404 ...

******

برای نمونه از نوشته های قبلیم نیز چندتا لینک گذاشتم.

http://www.shomanews.ir/articles/2006/06/post_9.php

http://www.shomanews.ir/articles/2006/06/post_7.php

http://www.nama.ir/papshow.php?ni=85

http://www.nama.ir/papshow.php?ni=81

 

متن کامل
۱۳۸٥/۱٢/٢۱ - محمد مهدی اسلامی

   آغاز وبلاگی دیگر   

سلام

اولین وبلاگم را در روزهای او ج وبلاگ نویسی آغاز کردم اما از بهار ۸۲ به علت مشغله های کاری دیگر نرسیدم منظم آنرا به روز کنم. http://mmislamy.persianblog.ir

مدتی است به فکرم رسیده است که وبلاگی برای انتشار مقالاتی که برای رسانه های مختلف نوشته ام راه بیاندازم که امیدوارم این وبلاگ را بتوانم به موقع به روز کنم.

خوشحال می شوم مرا از نظرات خود بی بهره نگذارید.

برای شروع گفتم یک مقاله قدیمی تر را بیاورم. مقاله ای که متاسفانه تاثیر خود را نگذاشت؛ این مقاله را برای شرق نوشتم http://www.sharghnewspaper.com/841126/html/polit.htm

رنگ باختن اتحاد اصولگرايان
در پى مقاومت آهنين فداييان اسلام در مقابل اختناق و اسلام ستيزى رژيم منحوس پهلوى دست نشاندگان استكبار ناگزير گشتند در برابر غيرت اسلامى اين گروه سر تعظيم فرود آورند تا جايى كه بر حسب نقل تاريخ محمدرضا شاه براى شهيد نواب صفوى از طريق وزير دربار پيغام فرستاد «نظر شما بر نخست وزيرى چه كسى است؟»و تلاش نمود خود را تا حدودى با خواسته هاى اين غيور مردان هماهنگ كند.۱اما روى ديگر سكه اين پيغام تلاش رژيم شاه براى ايجاد شكاف در ميان مبارزين بود تا وحدت فداييان اسلام، آيت الله كاشانى و مصدق شكسته شود. در نهايت اين خدعه و ديگر تلاش هاى عوامل آمريكا موثر افتاد و اين اتحاد كه راه را براى سرنگونى رژيم پهلوى باز كرده بود به شكست انجاميد. نواب صفوى را كه نامش لرزه بر اندام جلادان شاه مى افتاد در دوران مصدق به زندان افكندند و در پى كودتاى ۲۸ مرداد ۳۲ در ميان عموم مردم آنها كه حماسه ملى شدن صنعت نفت را پياده كردند نگاهى پديد آمد كه دعوا بر سر پست و مقام بوده است و حمايت مردمى از پشت مبارزين برداشته شد. مصدق به زندان افتاد، نواب به شهادت رسيد و آيت الله كاشانى با دخالت آيت الله بروجردى از اعدام نجات يافت.اگرچه عوامل متعدد در شكست اين اتحاد اثر داشت اما در اين نوشته بيشتر تاكيد بر تلاش هاى دشمن است در شكستن اتحاد مبارزين آن زمان كه به زندانى كردن شهيد نواب صفوى به دست فردى كه در مبارزه با شاه با او زمانى هم مسير بوده انجاميد و راه را براى به شهادت رساندن شهيدان فداييان اسلام توسط رژيم منحوس پهلوى فراهم ساخت.اصولگرايان در يك وحدت كم سابقه توفيق جلب راى مردم را در شوراها و مجلس شوراى اسلامى يافتند و اگرچه در رياست جمهورى به وحدت بر يك نامزد نرسيدند اما همچنان در شعارها و آرمان ها متحد ماندند و در نهايت فردى به رياست جمهورى رسيد كه در ليست اصولگرايان بود.نظريه اى مشهور از تكرار تاريخ مى گويد اما اصولگرايان مى توانند با تدبير و دورانديشى از تكرار تاريخ جلوگيرى كنند.
... اين روزها شاهد اتفاقاتى هستيم كه بى شك اگر در دولت پيش رخ مى داد برخى كه امروز به حمايت از احمدى نژاد سكوت كرده اند ساكت نمى نشستند. نمايش برخى فيلم ها در سينماها كه حتى در دولت پيشين كه سخن از تساهل و تسامح بود عرصه نمايش نيافتند، حضور زنان ايرانى در مسابقات با پوششى نامناسب و... اگرچه منجر به اعتراض هاى منسجم نگرديد، اما باعث ريزش اعتماد متدينين به اصولگرايان شده است و در تمام اين اتفاقات غيرمنتظره مى توان احتمال دخالت دستانى را داد كه به وحدت اصولگرايان تمايل ندارند.از سوى ديگر شكاف روزافزون ميان اصولگرايان كه ناشى از اعتراض به برخى انتصاب ها و مشهود تر شدن اختلاف سليقه ها در مرحله اجرا است اتحاد اصولگرايان را نشانه گرفته است. به نظر مى رسد در صورت ادامه اين روند اين اتحاد به واسطه تلاش دشمنان نظام و اشتباهات اصولگرايان به انزجار مردم از اصولگرايان و كينه افروزى ميان متحدين بدل شود و اميد مردم به امكان اصلاح مشكلات به نااميدى تبديل و آنچه بر سر اميد مردم در دوم خرداد آمد بار ديگر تكرار شود.
پى نوشت:
۱- نشريه ذكر، شماره،۲ خاطرات حبيب الله عسگراولادى
متن کامل
۱۳۸٥/۱٢/٢۱ - محمد مهدی اسلامی