تک نوشته هاي يک روزنامه نگار |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
اسباب کشی به دامنه شخصی
من از سال ۱۳۸۱ وبلاگ نویسی را شروع کردم. از اسفند ۱۳۸۵ وبلاگ را محل نشر یادداشتها، مصاحبهها، گزارشها و … خود قرار دادم و به این آدرس اسباب کشی کردم. یکی از مشکلات اصلیم در این مسیر، قرار دادن عکس و سندهای مرتبط بود، همچنین اعمال سلیقههای مدیران سایتهای میزبان وبلاگ، نگرانی از آینده پرشین بلاگ با تغییر مدیریت و مشکلات فنی مکرر روی آن.
چند مجموعه غیر از پرشین بلاگ را نیز تست کردم، اما تفاوت چندانی نداشت. فعلا با کمک دوستان سایت ارزشی، به آدرس زیر رفتهام تا وبلاگ نویسی در این محیط را بسنجم. هرچند هنوز مطمئن نیستم که بتوانم با وردپرس کنار بیایم.
از این به بعد برای دیدن مطالب بنده میتوانید به آدرس ذیل مراجعه کنید:
هنوز خودم فهرست پیوندهای وبلاگ جدید را سامان ندادهام، اما همه دوستانی که لطف کرده بودند و پیوند بر روی وبلاگشان قرار داده بودند، میتوانند فقط پرشین بلاگ آن را حذف کنند.
به دیدن خانه جدید من بیایید، منتظرم
| متن کامل | ۱۳۸٩/٧/۱۱ - محمد مهدی اسلامی |
گفتمان علمی، راهکار وحدت عملی
مدتی بود قصد داشتم در خصوص منازعه اخیر میان مجلس و دولت بنویسم، اما احساس کردم نیاز به اندکی صبر است تا سخنان حقیر در گرداب مجادلات لفظی دو قوه نیفتد.
| متن کامل | ۱۳۸٩/٧/۳ - محمد مهدی اسلامی |
پیشنهاد مسکوت مانده قذافی برای پرونده امام موسی صدر
اوایل زمستان 88 بود که به فکر "رمز عبور" افتادیم؛ ایده از محمد حسن روزیطلب بود و خودش در وسط معرکه ایستاد و بنده و چند تن از دوستان دیگر در کنار کمکی کردیم برای یک چیز، خارج کردن تاریخ انقلاب از غربت. تاریخی که بسیار پند آموز است و اگر پیشتر به این کیفیت بدان پرداخته شده بود، شاید بسیاری از حوادث سال 88 رخ نمیداد.
| متن کامل | ۱۳۸٩/٦/٢٧ - محمد مهدی اسلامی |
معمای ناگشوده 17 شهریور و نقش کشمیری
یکی از نقاط ابهام در ماجرای 17 شهریور، میزان دخالت کشورهای خارجی در این فاجعه است. شاید بتوان مبنای این دخالت را در خاطرات ژنرال قره باغی یافت، آنجا که مینویسد: « ... به طوری که میدانیم علاوه بر اینکه دولت ایران عضو پیمان مرکزی (سنتو) بود [قرارداد نظامی بین ایران، پاکستان، ترکیه و انگلستان با شرکت آمریکا] یک قراداد دو جانبه جداگانه نیز با دولت آمریکا داشت که به موجب آن دولت آمریکا متعهد شده بود در مقابل هر نوع خطر و تهدید کمونیسم در منطقه به کشور ایران کمک و از استقلال و تمامیت ایران دفاع نماید، اعم از اینکه این خطر خارجی باشد یا داخلی. برابر مدارک اطلاعاتی و برآوردهای اداره دوم ستاد بزرگ ارتشتاران که برحسب معمول با هم آهنگی مستشاران مربوطه [آمریکایی] بررسی و تهیه شده بود و همچنین بیانات رسمی اعلیحضرت، نخست وزیر و سایر مقامات مسئول، آشوبگران و اغتشاش کنندگان اصلی را کمونیست و مارکسیستهای اسلامی تشخیص داده بودند و همگان معتقد بودند که اغتشاش کنندگان در کشور در ظاهر به صورت مسلمان و به نام اسلام عمل میکنند، ولی در باطن کمونیست هستند و منظورشان اضمحلال کشور است... در نتیجه طبق برآوردهای اطلاعاتی ستاد، تهدیدی که علیه کشور و دولت صورت میگرفت، تهدید مشترک علیه ایران و آمریکا و تهدید کمونیسم تلقی میگردید. بنابراین در بحث و بررسی هایی که در مذاکرات اولیه با ژنرال هایزر و ژنرال گس [رئیس اداره مستشاری آمریکاییان در ایران] به عمل میآمد، ابتدا عقیده و نظر آنها این بود که باید با قدرت در مقابل این خطر کمونیسم مقاومت و از آن جلوگیری کرد و ضمن اعلام پشتیبانی دولت آمریکا از دولت بختیار اظهار میکردند راه حل برقراری آرامش در کشور این است که ارتش از دولت قانونی پشتیبانی نماید.»
| متن کامل | ۱۳۸٩/٦/۱٧ - محمد مهدی اسلامی |
8 متهم از پرونده 8 شهریور
بیش از ده سال است که نگارنده این وبلاگ در پی بررسی پرونده مسکوت مانده انفجار نخستوزیری در 8 شهریور است. در این مسیر مصاحبههای متعددی نیز انجام دادهام و اسناد زیادی را مطالعه کردهام. در چند سال اخیر پیرامون این پرونده زیاد نوشتهام و نام برخی متهمان این پرونده را معرفی کردهام. تکرار برخی نامها که امروز چندان در ذهن مخاطب آشنا نیست، ضرورت معرفی آنها را ایجاب میکرد. یک مطلب تفصیلی در معرفی مسعود کشمیری متهم ردیف اول پرونده نوشته بودم، مطلبی هم در ویژهنامه رمز عبور 2 در معرفی برخی دیگر از این چهرهها نوشتهام. شاید ضروری شد برخی دیگر را نیز در آینده معرفی نمایم. آنچه در پی میآید معرفی هفت متهم دیگر است که برخی از آنها در فتنه سال گذشته نیز فعال بودند.
| متن کامل | ۱۳۸٩/٦/۱۱ - محمد مهدی اسلامی |
موسوی خوئینی ها گفته بود حکم این فرد اعدام است
اشاره: یکی از نزدیکان شهید لاجوردی که از ابتدا تا انتهای پرونده انفجار نخست وزیری در جریان روند آن بوده است، احمد قدیریان معاون وقت دادستان انقلاب اسلامی مرکز است که حتی پس از عزل شهید لاجوردی به اهتمام باند مهدی هاشمی از دادستانی انقلاب مرکز نیز همچان به ایفای مسئولیت پرداخت. گفتگوی ذیل به بررسی فراز و فرود و برخی ابهامها در پرونده انفجار نخستوزیری پرداخته است:
| متن کامل | ۱۳۸٩/٦/۸ - محمد مهدی اسلامی |
رازهای نهفته انفجار دفتر نخستوزیری
ساعت 15 روز هشت شهریور 1360 یکی از مهمترین انفجارهای تروریستی در تاریخ معاصر ایران، دفتر نخستوزیری را به آتش کشید. در جلسه شورای امنیت کشور، رئیس جمهور رجایی و نخست وزیر باهنر حضور داشتند و این انفجار رأس قوه مجریه را هدف گرفته بود. ساعاتی بعد شهادت رئیس جمهور و نخستوزیر اعلام شد و مسعود کشمیری جانشین دبیر شورای امنیت کشور، عامل بمبگذاری به مدد جنازهسازی و تابوتسازی بعضی اعضای دفتر نخست وزیری توانست فرار کند. در شماره ٨ شهریورروزنامه ایران مطالب مهمی درباره پیگیریهای انفجار نخستوزیری و اسنادی در این باره منتشر کرده ام.
برخی از این مطالب را در وبلاگ خواهم آورد:
| متن کامل | ۱۳۸٩/٦/۸ - محمد مهدی اسلامی |
ناگفتههایی از شهید مهدی عراقی+ برائتنامه محتشمیپور
دیدن برخی چهرهها برای انسان یک خاطره در ذهن برجای میگذارد. سید محمود محتشمیپور یکی از آنها بود که در خط مقدم مبارزات از سال 1342 به بعد بوده است و همچنان در سن 80 سالگی، خود را فدایی ولایت فقیه میخواهد.
برای سالگرد شهید عراقی با او مصاحبهای انجام دادم که انعکاس گستردهای در رسانهها داشت، اما حاشیههای این مصاحبه خیلی پررنگتر از متن بود، بخصوص آنجا که با روحیه سلحشورانهاش نگران بود که مبادا از کیفیت انقلابی بودن مطلبش کم شود. بخصوص نامهای که در ادامه تقدیم کردهام:
| متن کامل | ۱۳۸٩/٦/٤ - محمد مهدی اسلامی |
حفاظت مردمی لاجوردی
سفارش کرده بود یک دوچرخه 28 خوب پیداکنم، اما در بازار فقط دوچرخههای 28 چینی پیدا میشد. از تحویل دوچرخه یک ماه نگذشته بود که احسان پیغام آورد،« پدرجان میگوید سر ما را کلاه گذاشتی، دیروز رکابش کنده شده.» به گمانم این قصه تکراری زندگی او بود که مطلوبش با واقعیت ها فاصله بسیار داشت.
| متن کامل | ۱۳۸٩/٦/۱ - محمد مهدی اسلامی |
شیعهی تنوری
عکس امام و رهبری را بالأخره بالای تختهسیاه کلاس نصب کردیم. همه دلهره داشتیم که با توجه به حال و هوای ناهمراه بچههای کلاس بغلی و همراهی برخی مسئولان مدرسه با آنها، این کار ما چه واکنشی خواهد داشت. حاجآقا لاجوردی که از تصمیم ما خبر شده بود، از کار ما استقبال کرده بود و گفته بود که هزینهی قابها را خواهد داد. تازه قابها را به دیوار زده بودیم که مدیر مدرسه وارد کلاس شد و خبر آورد که «سید اسدالله لاجوردی را چند دقیقه پیش شهید کردند.» نگاهمان روی آن دو قاب عکس ماند که حالا یادگاری بودند از آن شهید بر دیوار کلاس.
| متن کامل | ۱۳۸٩/٦/۱ - محمد مهدی اسلامی |
